۲۷-شهريور-۸۷, ۰۲:۲۰ عصر
۲۷-شهريور-۸۷, ۰۲:۵۲ عصر
فروغ گرامی
ممنون از ابتکارتان. جای این تاپیک خالی بود.
من هم سعی خواهم کرد رقصهای زیبای ترکان منطقه قفقاز را ارائه کنم.
ممنون از ابتکارتان. جای این تاپیک خالی بود.
من هم سعی خواهم کرد رقصهای زیبای ترکان منطقه قفقاز را ارائه کنم.
۲۷-شهريور-۸۷, ۰۳:۲۹ عصر
بانو فروغ گرامی !
اجازه میخواهم اشاره مختصری به جنبه نظری موضوع رقص داشته باشم.
رقص نابترین هنر بشر است.
رقص تجسم عینی و نمایش وحدت انسان با طبیعت است.
نمونه بارز و روشن آن را در سماع درویشان میبینیم.
نیکوس کازانتزاکیس در یکی از کتابهایش جملهی جالبی دارد،
می گوید :
" اگر کسی رقصیدن نتواند، نماز هم نمیتواند بخواند.
فرشتگان دهان دارند اما حرف زدن نمیتوانند.
ایشان با خدا به زبان رقص حرف میزنند. "
دوست من !
نمیدانم با رقص آذربایجانی تا چه حد آشنایی دارید ؟
رقص آذربایجانی نمایش گوشههایی از زندگی واقعی است.
نمایش چیدن انگور ، درو گندم و ...
من متاسفانه با فوت و فنهای آپلود فایل چندان آشنایی ندارم
امیدوارم دوستان عزیز آذری تکههایی از رقص آذربایجانی را به اشتراک بگذارند
تا عرایض من روشن شود.

اجازه میخواهم اشاره مختصری به جنبه نظری موضوع رقص داشته باشم.
رقص نابترین هنر بشر است.
رقص تجسم عینی و نمایش وحدت انسان با طبیعت است.
نمونه بارز و روشن آن را در سماع درویشان میبینیم.
نیکوس کازانتزاکیس در یکی از کتابهایش جملهی جالبی دارد،
می گوید :
" اگر کسی رقصیدن نتواند، نماز هم نمیتواند بخواند.
فرشتگان دهان دارند اما حرف زدن نمیتوانند.
ایشان با خدا به زبان رقص حرف میزنند. "
دوست من !
نمیدانم با رقص آذربایجانی تا چه حد آشنایی دارید ؟
رقص آذربایجانی نمایش گوشههایی از زندگی واقعی است.
نمایش چیدن انگور ، درو گندم و ...
من متاسفانه با فوت و فنهای آپلود فایل چندان آشنایی ندارم
امیدوارم دوستان عزیز آذری تکههایی از رقص آذربایجانی را به اشتراک بگذارند
تا عرایض من روشن شود.

۲۷-شهريور-۸۷, ۰۳:۳۵ عصر
اندکی صبر آپلود نزدیک است!
و ممنون بابت اظهار فضلتون جناب پاکدل
و ممنون بابت اظهار فضلتون جناب پاکدل
۲۷-شهريور-۸۷, ۰۳:۳۷ عصر
ممنو از توضیحاتت و درود بر تو دوست دیرین!
نمایش فعالیتهای سخت زندگی در قالب زیبا و دل انگیزی مثل رقص ابتکار زیبایی بوده که نمیدونم از کجا در زندگی بشر شروع شده...در رقص قاسم آبادی که فکر میکنم مربوط به شمال کشوره مراسم شالی کاری و دروی برنج و...نمایش داده میشه...
آذری را که نگو.....
چیدن سیب، انگور، شانه زدن گیسوان و...
اگر دوستانی در مورد سماع اطلاعات بیشتری دارند ممنونم میشم اینجا بیارن.خوبه این تاپیک هم بحث های نظری در مورد رقص داشته باشه و هم تصاویر (عکس یا فیلم) .
نمایش فعالیتهای سخت زندگی در قالب زیبا و دل انگیزی مثل رقص ابتکار زیبایی بوده که نمیدونم از کجا در زندگی بشر شروع شده...در رقص قاسم آبادی که فکر میکنم مربوط به شمال کشوره مراسم شالی کاری و دروی برنج و...نمایش داده میشه...
آذری را که نگو.....
چیدن سیب، انگور، شانه زدن گیسوان و...
اگر دوستانی در مورد سماع اطلاعات بیشتری دارند ممنونم میشم اینجا بیارن.خوبه این تاپیک هم بحث های نظری در مورد رقص داشته باشه و هم تصاویر (عکس یا فیلم) .
۲۷-شهريور-۸۷, ۰۴:۱۷ عصر
در آغاز دو قطعه از رقص گروهی را که در حضور پوتین رئیس جمهور روسیه اجرا شده است را تقدیم می کنم. مجبور شدم کیفیت فیلم ها رو پایین بیارم تا راحت تر قابل داونلود باشن.
البته مبحث رقص بسیار گسترده است و نیاز داره که بزرگان گزاره که الحمدلله همگی اهل شور و حالند وارد گود بشن و با هم یه لزگی برقصیم.
من بدلیل کمبود وقت همین دو فایلو بعنوان هدیه اینجا میزارم و بعدا امیدوارم وقتی داشته باشم تا در مورد حدود 75 نوع رقص ترکان قفقاز توضیحاتی بدم.
دریافت کنید
البته مبحث رقص بسیار گسترده است و نیاز داره که بزرگان گزاره که الحمدلله همگی اهل شور و حالند وارد گود بشن و با هم یه لزگی برقصیم.
من بدلیل کمبود وقت همین دو فایلو بعنوان هدیه اینجا میزارم و بعدا امیدوارم وقتی داشته باشم تا در مورد حدود 75 نوع رقص ترکان قفقاز توضیحاتی بدم.
دریافت کنید
۲۷-شهريور-۸۷, ۰۴:۵۷ عصر
سپاس از آغازگر جستار. من یک کمبودی در تالار هنر حس میکردم، حالا میفهمم چه بوده!
رقص بر شعر تـر و نالهی نی خوش باشد
خاصه رقصی که در آن دست نگاری گیرند
رقص بر شعر تـر و نالهی نی خوش باشد
خاصه رقصی که در آن دست نگاری گیرند
۲۷-شهريور-۸۷, ۰۵:۵۰ عصر
کلا رقص بایستی با نرمی و ظرافتی همراه باشد که فقط دخترها از پسش بر می آیند!
یک تکه رقص آذری بسیار زیبا را از اینجا دریافت کنید.
این رقص سنتی ایرانی هم تماشاییست.
یک تکه رقص آذری بسیار زیبا را از اینجا دریافت کنید.
این رقص سنتی ایرانی هم تماشاییست.
۲۷-شهريور-۸۷, ۰۵:۵۵ عصر
(۲۷-شهريور-۸۷ ۰۵:۵۰ عصر)Persian_queen نوشته : [ -> ]کلا رقص بایستی با نرمی و ظرافتی همراه باشد که فقط دخترها از پسش بر می آیند!
این نهایت بی انصافی است .
الویس برای رد این ادعا کافی نیست ؟!

---------------------------------------------------------
فروغ جان،
نرم افزاری هست گویا درباره ی رقص سماع که خب من چون ندیدم اش تنها می توانم به ذکر نام آن اشاره ای کنم :
http://www.neyestan.com/whirling-dance.htm

۲۷-شهريور-۸۷, ۰۶:۱۳ عصر
۲۷-شهريور-۸۷, ۰۶:۲۲ عصر
(۲۷-شهريور-۸۷ ۰۵:۵۰ عصر)Persian_queen نوشته : [ -> ]کلا رقص بایستی با نرمی و ظرافتی همراه باشد که فقط دخترها از پسش بر می آیند!
درودفکر نمیکنم این مساله که دخترا از پسش بر میان زیاد درست باشه ...
به نظر من نرمی و ظرافت و احساس.....
و احساس از هرچیزی مهم تره ....وقتی پای احساسات به میون میادهرکسی میتونه به حرکاتش وبدنش نرمی بده

ممکنه یه تاریخچه از رقصها رو بذارید
والبته انواع رقصها..خیلی وقته دنبال این مساله م اما......
امان از ف ی ل ت ر۲۷-شهريور-۸۷, ۰۶:۳۷ عصر
(۲۷-شهريور-۸۷ ۰۶:۲۲ عصر)Desideria نوشته : [ -> ]درود
فکر نمیکنم این مساله که دخترا از پسش بر میان زیاد درست باشه ...
به نظر من نرمی و ظرافت و احساس.....
و احساس از هرچیزی مهم تره ....وقتی پای احساسات به میون میادهرکسی میتونه به حرکاتش وبدنش نرمی بده
اوه اوه فکرشو بکنین مثلا جناب امیر یا جناب اورفه با چشمان بسته و با عمق احساسشان حرکات ظریف و نرم به بدنشون بدن! من که حتی حاضر به تجسم این صحنه نیستم!

۲۷-شهريور-۸۷, ۰۶:۴۸ عصر
(۲۷-شهريور-۸۷ ۰۶:۳۷ عصر)Persian_queen نوشته : [ -> ]اوه اوه فکرشو بکنین مثلا جناب امیر یا جناب اورفه با چشمان بسته و با عمق احساسشان حرکات ظریف و نرم به بدنشون بدن! من که حتی حاضر به تجسم این صحنه نیستم!




فکر کن 
اورفه 
با اون جبروتش

باور کنید هی این پست رو میخونم نیم ساعت میخندم
البته با عرض شرمندگی از اورفه بزرگ و امیرخان
۲۷-شهريور-۸۷, ۰۷:۱۶ عصر
(۲۷-شهريور-۸۷ ۰۶:۳۷ عصر)Persian_queen نوشته : [ -> ]اوه اوه فکرشو بکنین مثلا جناب امیر یا جناب اورفه با چشمان بسته و با عمق احساسشان حرکات ظریف و نرم به بدنشون بدن! من که حتی حاضر به تجسم این صحنه نیستم!
ای بابا! مگر ما چهمان است؟!
هر کس نداند، فکر میکند اورفه یا امیر اسم یکجور جانوری چیزی است!
(شرمنده امید!). این درست که دخترها بهتر و دلنشینتر و ظریفتر و دلرباتر و کلاً همان بهتر میرقصند؛ اما در عوض پسرها هم بهتر .... عرض کنم که بهتر .... بهترند! 
۲۷-شهريور-۸۷, ۰۸:۵۰ عصر
تمام لینکهایی که اینجاگذاشته شده ازدم فی لی تیر هستن
البته به جز لینک صبای عزیز که زحمت آپلود رو خودشون کشیدن
تاریخچه رقص آذربایجانی
بهار سال 1920 در زمينه پيشرفت و ترقي ملت آذربايجان امکانات گسترده اي را محيا کرد. در سايه زحمات و دلسوزي حزب و دولت، فعاليت موجود در عرصه هنر آذربايجان در تمامي ابعاد با موفقيت همراه بود. هنر رقص آذربايجان بيشتر در راستاي ديدگاه رئاليستي تشکيل يافته بود. در سال 1936 با سعي و تلاش اوزئير حاجي بيگاف گروه ارکستر رقصي و موسيقي ملي آذربايجان بوجود آمد. گروه مبتکر دائم با رفتن به مناطق آذربايجان به جمع اوري مواد اوليه رقص (رقص هاي خام و بومي) پرداخت و در راستاي همين فعاليت ها بود که رقص هاي ملي در عرصه هاي ملي به عرصه ظهور آمدند. رقص هاي اجرا شده توسط ارکستر از جانب تماشاگران با اشتياق استقبال شد. در پي محبت و علاقه زايدالوصف به رقص هاي مردمي انجمن ها و گروه هاي خصوصي در کلوپ ها و مراکز فرهنگي بوجود آمد.
البته بدون آشنايي با رقص هاي مردمي امکان نداشت رقص هايي با ساختار جديد را خلق نمود. در اين زمينه منابع کافي وجود نداشت. شايد بتوان در نوشته ها ، تاريخ نگاران، شعرا و نقاشاني که ساليان درازي در آذربايجان بوده اند برخورد کرد. براي يادگيري تاريخچه رقصي خودمان اين مورد بسيار کم بود ولي تحقيقات جدي و کلي بر روي اين مسئله واجب و ضروري بود. هر چند که در اين زمينه اولین گام را هنرمند ملي شوروي «ق.ا.الماسزاده» با چاپ کتاب «رقص هاي مردمي آذربايجان» به سال 1959 برداشته بود
رقص چیست؟
رقص يكي از شاخه هاي جدايي ناپذير هنرهاي زيباي ملت هاي جهان است . هر ملتي داراي رقص هاي مخصوص به خود مي باشد . در عصر حاضر اين نوع هنر انكشاف زيادي نموده و در نوع خود به شاخه هاي گوناگوني تبديل گشته است . رقص نوعي از هنرهاي زيباست كه بر اساس اجراي حركات موزون و كشش بدن انجام مي شود .
1- اكثر عالمان در جهت ريشه يابي و منشا اين واژه (رقص) دست به قلم زده و نظرات خود را اعلام داشته اند . خواه لغت شناسان (ائتيمولوق هاي) عرب ، فارس و يا ترك زبان اكثراً اكثراً منشا اين واژه را زبان عربي داشته اند . لغت نامه نويس مشهور فارس زبان ( مرحوم ) دهخدا با اتكا به لغتنامه نويسان قبل ازخود واژه رقص را واژه اي عرب حساب كرده و نوشته است : رقص يعني پويه دويدن ، جنبيدن ، درخشيدن سراب ، جوشيدن مي ، مست كردن ، بازي كردن ....
2- بنابه تحقيقات ما ، ايو واژه عربي نبوده بلكه در اصل واژه اي لاتيحو مي باشد . واژه رقص يعني RE+ACTiO REAK&Ia (آسيا = فعال : كار ، عمل ، تاثير و پيشوند((RE)) هم در معناي : برعليه و ضد مي باشد . بنابراين واژه رقص عكس العملي است در جواب حركت و فعاليت . براستي هم اينگونه است . اعمال و حركاتي را انسان در مقابل نيروهاي ماورا الطبيه ، الهه ها ، موجودات نيرومند از خود نشان مي دهد . پس واژه رقص همان شكل معرب واژه لاتين آسيا مي باشد . تاريخ ابداع و خلق رقص و منسوبيت آن به كدام ملت معلوم نيست ولي مي توان چنين نظر داد كه تركهاي باستاني ، سرخ پوستان ، ملتهاي آفريقا ، بومي هاي استراليا در شمار ملتهايي هستند كه اولين بار رقص را بوجود آورده اند دلايل اثبات اين موضوع تصاوير موجود در روي صخره ها و يا پيكتو گرافياها مي باشند . به عنوان مثال مي توان تصاوير موجود برروي صخره هاي منطقه ساخاران آفريقا ، قبستان آذربايجان ، سايجي ساريق ازبكستان ، شولگن باشقردستان اشاره نمود . از چندين زاويه مي توان به رقص نگريست ، به هنر رقص مي توان از ديد لباس ، ريتم ، تمپ ، روانشناسي ، افسانه ، فلسفه ، دين ، نبرد و ... نگاه كرد . در اين موضوعات مي توان مقالات جداگانه و تزهاي گوناگوني ارائه داد . ام هدف ما تاكيد بر چند تا از اين رقص هاي آذربايجان و صحبت در مورد آنهاست . بايد اشاره نمود كه رقص يك زبان پيچيده و مركب مي باشد . رقص زباني است كه بدون استفاده از آوا شناسي ، علم المعاني ، دستور زبان ، الفبا و ساير موارد زباني انسان به كار گرفته مي شود .
3- رقص در واقع از تركيب سه زبان بوجود آمده است : 1- زبان حركات دست ، 2- زبان حركات صورت و اعضا آن ( ميميك) 3- زبان حركات اندام و بدن انسان ( پانتوميمي )
4- رقص اكثراً به دو گروه تقسيم مي شود . 1- رقص هاي دسته جمعي ( گروهي ) 2- سولو ( رقص هاي انفرادي ) . ما معتقديم كه رقص هاي دسته جمعي در زمانهاي بسيار قديم بوجود آمده اند و رقص هاي انفرادي هم در دوران تمدن و فرهنگ كه اديان بوجود آمده اند خلق شده اند . كمال حسن اف مي گويد : (( آتش پرستي همانطور كه معلوم معلوم مي باشد مدت زمان زيادي است در آذربايجان رواج داشته است . آتش تمامي ترسهاي انسان اوليه را محو نموده و براي او گرمي و حرارت و غذاهاي خوشمزه تر و متنوعي داده و از حيوانات وحشي محافظت كرده است . انسانهاي معتقد به نيروي آتش در احلاف توده هاي آتش مي رقصيدند ، و از بالاي آن مي پريدند . آنها حتماً دسته دسته يعني به صورت گروهي در اطراف آتش حلقهو يا نيم حلقه زده وبه سرعت به گردش مي آمدند (چرخ مي زدند) ... آنها بعداً به تدريج ويژگي ديني مراسم و شكل و عبارت را تغيير داده و به شكل هنر در آوردند . ... هنوز هم رقص هاي ديني هر چند به تعداد اندكي به دست ما رسيده اند موجود مي باشند به عنوان مثال : (( قودو )) ، (( سمني )) ، لگين آتداندي
و غيره ...
ادامه ی مطلب
رقص «خان چوپاني»
در قرون 17-18 ميلادي در اراضي شيروان قبيله اي از جنوب به عرصه مي آيد که اين قبيله جديد خود را قبيله خان چوپاني مي ناميدند. تشکيل دهندگان اين قبيله مردان بسيار زيرک بودند. اين رقص که به خاطر احترام آنان بدين اسم ناميده شده است در همان حال و هوا و روحيه آن مردان مي باشد. اين رقص خلق شده در اواخر قرن گذشته در تمپ سرعتي به طرز شديد و با سرعت بسيار زياد با حرکات موزون مرتب اجرا مي شود. اين را تنها مردان مي رقصند. البته بدون در نظر گرفتن اجراي گروهي اين رقص در برنامه اکثر گروههاي هنري رسمي، بايد اذعان داشت که اين يک رقص انفرادي مي باشد. اين رقص در بيشتر مناطق جمهوري گسترش يافته است
دریافت فایل
![[تصوير: cap016.jpg]](http://www.arazdance.com/images/cap016.jpg)
رقص «شالاخو»
اين رقص يکي از رقص هاي مردانه دوست داشتني آذربايجاني ها مي باشد که آن را هميشه با علاقه زيادي اجرا مي کنند. در رقص رقاصان مجبور مي شوند تمامي مهارت ، استادي خود را به نمايش بگذارند.
«شالاخو» يکي از رقص هاي قديمي آذربايجان به شمار مي رود. تاريخ پيدايش آن بسيار جالب مي باشد. کولي ها (قره چي ها) از زمانهاي قديم در شهرها و روستاهاي آذربايجان (مخصوصا در مناطق جنوب و مرکزي آذربايجان شوروي) خرس و ميمون را با خود مي بردند و در مقابل مردم آنها را مي رقصاندند.
خرس و يا ميمون تحت تاثير صداي دف و آواز کولي که به صورت منظم در يک ملودي ساده نواخته مي شد مي پريد و يا مي رقصيد. کولي بلدچي به پشت ميمون يک تکه چوب قرار مي داد. مثل اينکه، يک کوله هيزم بار کرده باشد و اشاره مي کرد که از مقابل تماشاگران عبور کند و خودش نيز آواز مي خواند :
اي ميمون برو، کوهها را سيرکن و برو، چوپان به سر گله مي رود
بهار به راه خود ادامه مي دهد (بهار مسير خود را طي مي کند)
سيري و گرسنگي چوپان به گوسفند مي رود نشان (يعني چوپان اگر گرسنه باشد از گوسفندها کم مي شود) اي کوله کوم، معلق بزن کوم و ...
«شالاخو» اسم خود را از واژه «شله» که در يکي از سطرهاي ترانه وجود دارد اخذ کرده است. در ميان مردم تاکنون به اين رقص به جاي «شالاخو» ،«شله خو» مي گفتند. در مناطق جمهوري (آذربايجان شمالي) رقص «شالاخو» را به اشکال مختلفي اجرا مي کنند. ولي در تمامي انواع رقص و نيز در اجراي گوناگون واسطه هاي تکنيکي موجود در اجراي رقص و هم وسعت ترتيب حرکات و رنگارنگي اشکال آن را مي توان مشاهده کرد.
«شالاخو» را همزمان 3 يا 2 نفر بازي مي کند ولي شکل رقص يکي از آنها شبيه آن دو نفر ديگر نمي باشد. در اينجا، در ميان رقاصان مسابقه تکنيک اجراي مهارت و استادي برگزار مي شود. مي توان گفت که «شالاخو» را در تمامي مناطق جمهوري با علاقه اجرا مي کنند. ملودي اين رقص را تا حدودي به شکل تغيير يافته در گرجستان و ارمنستان هم مي توان شنيد. نوازندگان مي کوشند به اين ملودي رنگهاي جديد و صداهاي تازه اي بيافزايند.
رقص (( لزگي ))
همان موقعي كه با نام لزگينكا مشهور شده است ، تحت نام رقص مردم لزگي نوشته شده است . (( لزگي ، از جانب مردان به صورت انفرادي و يا از طرف زنان به شكل دو نفره مي رقصند . زماني كه از جانب دو نفر مرد اجرا مي شود به مسابقه اي تبديل مي شود كه در آن چابكي و ساير مهارتهاي رقاصان را به نمايش مي گذارد . اكثر اوقات با شمشير اجرا مي شود . آهنگ آن ريتميك ، متحرك و سبك مي باشد . ميزان موسيقي آن 8/6 و تمپو آن 3/2 است .
((اين رقص به شكل مركب بوده و اولين قسمت با جهشهاي آرام آرام شروع شده و بعداً ضرب آن زيادتر شده به تمپ متوسط داخل مي شود و در پايان به ريتم تند تبديل مي شود كه هم به صورت انفرادي وهم به صورت گروهي اجرا مي شود
دریافت فایل تصویری
![[تصوير: cap007.jpg]](http://www.arazdance.com/images/cap007.jpg)
رقص ياللي
در منابع موجود در دسترس (( ياللي )) به رقص دسته جمعي تركهاي آذربايجان گفته مي شود كه در ميان كردها ، گرجي ها و ارامنه هم گسترش يافته است . در اعياد و جشن ها هم با اركستر كه اكثراًشامل 2 نفر نوازنده سرنا ( زورناچی ) و يك نفر نوازنده ناغارا مي باشد . و يا با مشايعت يك نغمه ( رينگ ) ، اجرا مي شود . تعداد اجرا كنندگان نامحدود است (5-10-80-100 نفر ) . هنگام اجراي رقص ياللي يك دسته اي از مردان و يامختلط از زن و مرد كه دست به دست هم داده اند تشكيل مي شود ( تعدا دستجات يك ، سه ، و حتي بيشتر هم مي تواند باشد ) . نفري كه در اول دسته و صف ياللي قرار مي گيرد (( ياللي باشي )) ناميده مي شود ( در دستش يك دستمال و يا چوبوق ( چپق ) دارد ) ، و شخص را كه در آخر دسته قرار دارد (( آياقچي )) ناميده مي شود . ياللي در ابتدا در ريتم سنگين اجرا مي شود و رفته رفته سرعت به خود مي گيرد. اجرا كنندگان با حركات موزون بصورت حلقه وار مي رقصند . منشا واژه (( ياللي)) دقيقاً معلوم نيست . اولين معلومات در مورد اين رقص در تصاوير موجود بروي صخره هاي قبرستان( آذربايجان ) ، دومين معلومات هم در اثر (( خسرو و شيرين )) نظامي بدست آمده است .
دريافت کليپ
![[تصوير: cap035.jpg]](http://www.arazdance.com/images/cap035.jpg)
البته به جز لینک صبای عزیز که زحمت آپلود رو خودشون کشیدن

تاریخچه رقص آذربایجانی
بهار سال 1920 در زمينه پيشرفت و ترقي ملت آذربايجان امکانات گسترده اي را محيا کرد. در سايه زحمات و دلسوزي حزب و دولت، فعاليت موجود در عرصه هنر آذربايجان در تمامي ابعاد با موفقيت همراه بود. هنر رقص آذربايجان بيشتر در راستاي ديدگاه رئاليستي تشکيل يافته بود. در سال 1936 با سعي و تلاش اوزئير حاجي بيگاف گروه ارکستر رقصي و موسيقي ملي آذربايجان بوجود آمد. گروه مبتکر دائم با رفتن به مناطق آذربايجان به جمع اوري مواد اوليه رقص (رقص هاي خام و بومي) پرداخت و در راستاي همين فعاليت ها بود که رقص هاي ملي در عرصه هاي ملي به عرصه ظهور آمدند. رقص هاي اجرا شده توسط ارکستر از جانب تماشاگران با اشتياق استقبال شد. در پي محبت و علاقه زايدالوصف به رقص هاي مردمي انجمن ها و گروه هاي خصوصي در کلوپ ها و مراکز فرهنگي بوجود آمد.
البته بدون آشنايي با رقص هاي مردمي امکان نداشت رقص هايي با ساختار جديد را خلق نمود. در اين زمينه منابع کافي وجود نداشت. شايد بتوان در نوشته ها ، تاريخ نگاران، شعرا و نقاشاني که ساليان درازي در آذربايجان بوده اند برخورد کرد. براي يادگيري تاريخچه رقصي خودمان اين مورد بسيار کم بود ولي تحقيقات جدي و کلي بر روي اين مسئله واجب و ضروري بود. هر چند که در اين زمينه اولین گام را هنرمند ملي شوروي «ق.ا.الماسزاده» با چاپ کتاب «رقص هاي مردمي آذربايجان» به سال 1959 برداشته بود
رقص چیست؟
رقص يكي از شاخه هاي جدايي ناپذير هنرهاي زيباي ملت هاي جهان است . هر ملتي داراي رقص هاي مخصوص به خود مي باشد . در عصر حاضر اين نوع هنر انكشاف زيادي نموده و در نوع خود به شاخه هاي گوناگوني تبديل گشته است . رقص نوعي از هنرهاي زيباست كه بر اساس اجراي حركات موزون و كشش بدن انجام مي شود .
1- اكثر عالمان در جهت ريشه يابي و منشا اين واژه (رقص) دست به قلم زده و نظرات خود را اعلام داشته اند . خواه لغت شناسان (ائتيمولوق هاي) عرب ، فارس و يا ترك زبان اكثراً اكثراً منشا اين واژه را زبان عربي داشته اند . لغت نامه نويس مشهور فارس زبان ( مرحوم ) دهخدا با اتكا به لغتنامه نويسان قبل ازخود واژه رقص را واژه اي عرب حساب كرده و نوشته است : رقص يعني پويه دويدن ، جنبيدن ، درخشيدن سراب ، جوشيدن مي ، مست كردن ، بازي كردن ....
2- بنابه تحقيقات ما ، ايو واژه عربي نبوده بلكه در اصل واژه اي لاتيحو مي باشد . واژه رقص يعني RE+ACTiO REAK&Ia (آسيا = فعال : كار ، عمل ، تاثير و پيشوند((RE)) هم در معناي : برعليه و ضد مي باشد . بنابراين واژه رقص عكس العملي است در جواب حركت و فعاليت . براستي هم اينگونه است . اعمال و حركاتي را انسان در مقابل نيروهاي ماورا الطبيه ، الهه ها ، موجودات نيرومند از خود نشان مي دهد . پس واژه رقص همان شكل معرب واژه لاتين آسيا مي باشد . تاريخ ابداع و خلق رقص و منسوبيت آن به كدام ملت معلوم نيست ولي مي توان چنين نظر داد كه تركهاي باستاني ، سرخ پوستان ، ملتهاي آفريقا ، بومي هاي استراليا در شمار ملتهايي هستند كه اولين بار رقص را بوجود آورده اند دلايل اثبات اين موضوع تصاوير موجود در روي صخره ها و يا پيكتو گرافياها مي باشند . به عنوان مثال مي توان تصاوير موجود برروي صخره هاي منطقه ساخاران آفريقا ، قبستان آذربايجان ، سايجي ساريق ازبكستان ، شولگن باشقردستان اشاره نمود . از چندين زاويه مي توان به رقص نگريست ، به هنر رقص مي توان از ديد لباس ، ريتم ، تمپ ، روانشناسي ، افسانه ، فلسفه ، دين ، نبرد و ... نگاه كرد . در اين موضوعات مي توان مقالات جداگانه و تزهاي گوناگوني ارائه داد . ام هدف ما تاكيد بر چند تا از اين رقص هاي آذربايجان و صحبت در مورد آنهاست . بايد اشاره نمود كه رقص يك زبان پيچيده و مركب مي باشد . رقص زباني است كه بدون استفاده از آوا شناسي ، علم المعاني ، دستور زبان ، الفبا و ساير موارد زباني انسان به كار گرفته مي شود .
3- رقص در واقع از تركيب سه زبان بوجود آمده است : 1- زبان حركات دست ، 2- زبان حركات صورت و اعضا آن ( ميميك) 3- زبان حركات اندام و بدن انسان ( پانتوميمي )
4- رقص اكثراً به دو گروه تقسيم مي شود . 1- رقص هاي دسته جمعي ( گروهي ) 2- سولو ( رقص هاي انفرادي ) . ما معتقديم كه رقص هاي دسته جمعي در زمانهاي بسيار قديم بوجود آمده اند و رقص هاي انفرادي هم در دوران تمدن و فرهنگ كه اديان بوجود آمده اند خلق شده اند . كمال حسن اف مي گويد : (( آتش پرستي همانطور كه معلوم معلوم مي باشد مدت زمان زيادي است در آذربايجان رواج داشته است . آتش تمامي ترسهاي انسان اوليه را محو نموده و براي او گرمي و حرارت و غذاهاي خوشمزه تر و متنوعي داده و از حيوانات وحشي محافظت كرده است . انسانهاي معتقد به نيروي آتش در احلاف توده هاي آتش مي رقصيدند ، و از بالاي آن مي پريدند . آنها حتماً دسته دسته يعني به صورت گروهي در اطراف آتش حلقهو يا نيم حلقه زده وبه سرعت به گردش مي آمدند (چرخ مي زدند) ... آنها بعداً به تدريج ويژگي ديني مراسم و شكل و عبارت را تغيير داده و به شكل هنر در آوردند . ... هنوز هم رقص هاي ديني هر چند به تعداد اندكي به دست ما رسيده اند موجود مي باشند به عنوان مثال : (( قودو )) ، (( سمني )) ، لگين آتداندي
و غيره ...
ادامه ی مطلب
رقص «خان چوپاني»
در قرون 17-18 ميلادي در اراضي شيروان قبيله اي از جنوب به عرصه مي آيد که اين قبيله جديد خود را قبيله خان چوپاني مي ناميدند. تشکيل دهندگان اين قبيله مردان بسيار زيرک بودند. اين رقص که به خاطر احترام آنان بدين اسم ناميده شده است در همان حال و هوا و روحيه آن مردان مي باشد. اين رقص خلق شده در اواخر قرن گذشته در تمپ سرعتي به طرز شديد و با سرعت بسيار زياد با حرکات موزون مرتب اجرا مي شود. اين را تنها مردان مي رقصند. البته بدون در نظر گرفتن اجراي گروهي اين رقص در برنامه اکثر گروههاي هنري رسمي، بايد اذعان داشت که اين يک رقص انفرادي مي باشد. اين رقص در بيشتر مناطق جمهوري گسترش يافته است
دریافت فایل
![[تصوير: cap016.jpg]](http://www.arazdance.com/images/cap016.jpg)
رقص «شالاخو»
اين رقص يکي از رقص هاي مردانه دوست داشتني آذربايجاني ها مي باشد که آن را هميشه با علاقه زيادي اجرا مي کنند. در رقص رقاصان مجبور مي شوند تمامي مهارت ، استادي خود را به نمايش بگذارند.
«شالاخو» يکي از رقص هاي قديمي آذربايجان به شمار مي رود. تاريخ پيدايش آن بسيار جالب مي باشد. کولي ها (قره چي ها) از زمانهاي قديم در شهرها و روستاهاي آذربايجان (مخصوصا در مناطق جنوب و مرکزي آذربايجان شوروي) خرس و ميمون را با خود مي بردند و در مقابل مردم آنها را مي رقصاندند.
خرس و يا ميمون تحت تاثير صداي دف و آواز کولي که به صورت منظم در يک ملودي ساده نواخته مي شد مي پريد و يا مي رقصيد. کولي بلدچي به پشت ميمون يک تکه چوب قرار مي داد. مثل اينکه، يک کوله هيزم بار کرده باشد و اشاره مي کرد که از مقابل تماشاگران عبور کند و خودش نيز آواز مي خواند :
اي ميمون برو، کوهها را سيرکن و برو، چوپان به سر گله مي رود
بهار به راه خود ادامه مي دهد (بهار مسير خود را طي مي کند)
سيري و گرسنگي چوپان به گوسفند مي رود نشان (يعني چوپان اگر گرسنه باشد از گوسفندها کم مي شود) اي کوله کوم، معلق بزن کوم و ...
«شالاخو» اسم خود را از واژه «شله» که در يکي از سطرهاي ترانه وجود دارد اخذ کرده است. در ميان مردم تاکنون به اين رقص به جاي «شالاخو» ،«شله خو» مي گفتند. در مناطق جمهوري (آذربايجان شمالي) رقص «شالاخو» را به اشکال مختلفي اجرا مي کنند. ولي در تمامي انواع رقص و نيز در اجراي گوناگون واسطه هاي تکنيکي موجود در اجراي رقص و هم وسعت ترتيب حرکات و رنگارنگي اشکال آن را مي توان مشاهده کرد.
«شالاخو» را همزمان 3 يا 2 نفر بازي مي کند ولي شکل رقص يکي از آنها شبيه آن دو نفر ديگر نمي باشد. در اينجا، در ميان رقاصان مسابقه تکنيک اجراي مهارت و استادي برگزار مي شود. مي توان گفت که «شالاخو» را در تمامي مناطق جمهوري با علاقه اجرا مي کنند. ملودي اين رقص را تا حدودي به شکل تغيير يافته در گرجستان و ارمنستان هم مي توان شنيد. نوازندگان مي کوشند به اين ملودي رنگهاي جديد و صداهاي تازه اي بيافزايند.
رقص (( لزگي ))
همان موقعي كه با نام لزگينكا مشهور شده است ، تحت نام رقص مردم لزگي نوشته شده است . (( لزگي ، از جانب مردان به صورت انفرادي و يا از طرف زنان به شكل دو نفره مي رقصند . زماني كه از جانب دو نفر مرد اجرا مي شود به مسابقه اي تبديل مي شود كه در آن چابكي و ساير مهارتهاي رقاصان را به نمايش مي گذارد . اكثر اوقات با شمشير اجرا مي شود . آهنگ آن ريتميك ، متحرك و سبك مي باشد . ميزان موسيقي آن 8/6 و تمپو آن 3/2 است .
((اين رقص به شكل مركب بوده و اولين قسمت با جهشهاي آرام آرام شروع شده و بعداً ضرب آن زيادتر شده به تمپ متوسط داخل مي شود و در پايان به ريتم تند تبديل مي شود كه هم به صورت انفرادي وهم به صورت گروهي اجرا مي شود
دریافت فایل تصویری
![[تصوير: cap007.jpg]](http://www.arazdance.com/images/cap007.jpg)
رقص ياللي
در منابع موجود در دسترس (( ياللي )) به رقص دسته جمعي تركهاي آذربايجان گفته مي شود كه در ميان كردها ، گرجي ها و ارامنه هم گسترش يافته است . در اعياد و جشن ها هم با اركستر كه اكثراًشامل 2 نفر نوازنده سرنا ( زورناچی ) و يك نفر نوازنده ناغارا مي باشد . و يا با مشايعت يك نغمه ( رينگ ) ، اجرا مي شود . تعداد اجرا كنندگان نامحدود است (5-10-80-100 نفر ) . هنگام اجراي رقص ياللي يك دسته اي از مردان و يامختلط از زن و مرد كه دست به دست هم داده اند تشكيل مي شود ( تعدا دستجات يك ، سه ، و حتي بيشتر هم مي تواند باشد ) . نفري كه در اول دسته و صف ياللي قرار مي گيرد (( ياللي باشي )) ناميده مي شود ( در دستش يك دستمال و يا چوبوق ( چپق ) دارد ) ، و شخص را كه در آخر دسته قرار دارد (( آياقچي )) ناميده مي شود . ياللي در ابتدا در ريتم سنگين اجرا مي شود و رفته رفته سرعت به خود مي گيرد. اجرا كنندگان با حركات موزون بصورت حلقه وار مي رقصند . منشا واژه (( ياللي)) دقيقاً معلوم نيست . اولين معلومات در مورد اين رقص در تصاوير موجود بروي صخره هاي قبرستان( آذربايجان ) ، دومين معلومات هم در اثر (( خسرو و شيرين )) نظامي بدست آمده است .
دريافت کليپ
![[تصوير: cap035.jpg]](http://www.arazdance.com/images/cap035.jpg)
۲۷-شهريور-۸۷, ۱۰:۰۴ عصر
درود بر جستارهای اینچنینی ، درود بر جستارگران آنچنانی ، و جستار روبان همیشگی
میگویند پدیدارهای بسیاری هستند در این جهان که دست یازیدن به چگونگی پیدایششان، جدا از عدم امکان تجربه مجدد آنها، از آن جهت که موجی دیدن اتفاقات کهن در اسارت این ذهن ذره بین کاهن ناممکن است (دست کم تا حالا)، از حد فرضیه تجاوز نخواهد کرد. از این دست هست پیدایش زبان، و هم پیدایش رقص، که به عقیده بسیاری از صاحبنظران پیدایش این دو هرگز از هم جدا نبوده است..
نقل قول زیر از اتویسپرسن اورده شده که صاحب یکی از دلنشین ترین فرضیه های مربوط به منشا زبانی است. همانطور که میبینید او پیدایش زبان را بر پایه رقص بنا میکند.
منشا زبان را نباید در جنبه های ملال آور زندگی جستجو کرد، بلکه باید آن را در یک نگاه شاعرانه یافت. منشا زبان از یک وضعیت خشک و بی روح نشات نگرفته بلکه با طراوت جوانی همراه بوده است.. در مراحل اولیه پیدایش زبان گفتاری، گویی فریادهای شادی آفرین دختران و پسرانی به گوش میرسد که در هنگام روبرو شدن با یکدیگر برای جلب توجه هم شادترین ترانه ها را سر میدادند و زیباترین حرکات بدن و گردش چشمهای وسوسه انگیز خود را با نگاه تحسین انگیز به سوی جنس مخالف میدوختند، درست زبان در طی همین دوران بود که همراه با کششهای شادمانه ای که رقص نام گرفت تولد می یافت.
چند سالی است در غرب ضرب المثلی در محاورات به کار میرود تقریبا با این مضمون : دلم میخواد به عشقم رقصیدن یاد بدم، اما حیف که من فرد استر نیستم.
فرد استر را میشناسید؟ میتوانید اینجا را ببینید. در هر حال او سمبل رقاصی دنیای امروز است. و حتی از روی پرتره او هم میتوان فهمید مرد است.
میگویند پدیدارهای بسیاری هستند در این جهان که دست یازیدن به چگونگی پیدایششان، جدا از عدم امکان تجربه مجدد آنها، از آن جهت که موجی دیدن اتفاقات کهن در اسارت این ذهن ذره بین کاهن ناممکن است (دست کم تا حالا)، از حد فرضیه تجاوز نخواهد کرد. از این دست هست پیدایش زبان، و هم پیدایش رقص، که به عقیده بسیاری از صاحبنظران پیدایش این دو هرگز از هم جدا نبوده است..
نقل قول زیر از اتویسپرسن اورده شده که صاحب یکی از دلنشین ترین فرضیه های مربوط به منشا زبانی است. همانطور که میبینید او پیدایش زبان را بر پایه رقص بنا میکند.
منشا زبان را نباید در جنبه های ملال آور زندگی جستجو کرد، بلکه باید آن را در یک نگاه شاعرانه یافت. منشا زبان از یک وضعیت خشک و بی روح نشات نگرفته بلکه با طراوت جوانی همراه بوده است.. در مراحل اولیه پیدایش زبان گفتاری، گویی فریادهای شادی آفرین دختران و پسرانی به گوش میرسد که در هنگام روبرو شدن با یکدیگر برای جلب توجه هم شادترین ترانه ها را سر میدادند و زیباترین حرکات بدن و گردش چشمهای وسوسه انگیز خود را با نگاه تحسین انگیز به سوی جنس مخالف میدوختند، درست زبان در طی همین دوران بود که همراه با کششهای شادمانه ای که رقص نام گرفت تولد می یافت.
چند سالی است در غرب ضرب المثلی در محاورات به کار میرود تقریبا با این مضمون : دلم میخواد به عشقم رقصیدن یاد بدم، اما حیف که من فرد استر نیستم.
فرد استر را میشناسید؟ میتوانید اینجا را ببینید. در هر حال او سمبل رقاصی دنیای امروز است. و حتی از روی پرتره او هم میتوان فهمید مرد است.
۲۷-شهريور-۸۷, ۱۱:۵۶ عصر
(۲۷-شهريور-۸۷ ۰۷:۱۶ عصر)Amir نوشته : [ -> ]ای بابا! مگر ما چهمان است؟!
هر کس نداند، فکر میکند اورفه یا امیر اسم یکجور جانوری چیزی است!
(شرمنده امید!). این درست که دخترها بهتر و دلنشینتر و ظریفتر و دلرباتر و کلاً همان بهتر میرقصند؛ اما در عوض پسرها هم بهتر .... عرض کنم که بهتر .... بهترند!
قصد جسارت نداشتم. فقط به عنوان مثالی از آقایان گزاره از شما نام بردم. البته که رقص به شما می آید!
فقط من مشتاق به دیدنش نیستم!(۲۷-شهريور-۸۷ ۱۰:۰۴ عصر)دگا لویی نوشته : [ -> ]....
فرد استر را میشناسید؟ میتوانید اینجا را ببینید. در هر حال او سمبل رقاصی دنیای امروز است. و حتی از روی پرتره او هم میتوان فهمید مرد است.
درود
ما نگفتیم مردها نمی توانند برقصند. گفتیم رقصشان ظرافتی که در رقص زن هست را نخواهد داشت. اگر هم داشته باشد جذابیت لازم را نخواهد داشت.
۲۸-شهريور-۸۷, ۱۲:۱۳ صبح
(۲۷-شهريور-۸۷ ۰۸:۵۰ عصر)naz khatun نوشته : [ -> ]تمام لینکهایی که اینجاگذاشته شده ازدم فی لی تیر هستن
البته به جز لینک صبای عزیز که زحمت آپلود رو خودشون کشیدن
....
نازخاتون گرامی فایل هایی که من اینجا گذاشته ام را می توانید از لینک زیر مشاهده کنید.

http://www.esnips.com/web/queen-dance/
۲۸-شهريور-۸۷, ۱۲:۵۲ صبح
از همراهی دوستان خوشحالم.
اورفه از معرفی نرم افزار ممنونم. انشالله تهیه اش می کنم .
امیدوارم اگر دوستان اطلاعات بیشتری دارند یا از برپایی مجالس سماع در ایران اطلاع دارند اینجا بگن. من یک بار در روز استقلال ترکیه در استانبول از نزدیک رقص سماع رو دیده ام و اگر امسال بتونم در مراسم قونیه (آذرماه) شرکت کنم - که ظاهرا به این راحتی ها هم نیست...-شاید توفیق دیدن این رقص رو بدست بیارم.(آرزوست دیگه....رواست!)
در هر حال کنجکاوم بدونم بر چه پایه و اساسیه و چی هست اصلا.
ارتباط رقص و زبان در نوشته دگا جان! بسیار زیبا بیان شده...شاید یه جورایی بشه گفت رقص نطق بدنه.
دگا جان این وادی رو بیشتر واکاوی کن.
اورفه از معرفی نرم افزار ممنونم. انشالله تهیه اش می کنم .
امیدوارم اگر دوستان اطلاعات بیشتری دارند یا از برپایی مجالس سماع در ایران اطلاع دارند اینجا بگن. من یک بار در روز استقلال ترکیه در استانبول از نزدیک رقص سماع رو دیده ام و اگر امسال بتونم در مراسم قونیه (آذرماه) شرکت کنم - که ظاهرا به این راحتی ها هم نیست...-شاید توفیق دیدن این رقص رو بدست بیارم.(آرزوست دیگه....رواست!)
در هر حال کنجکاوم بدونم بر چه پایه و اساسیه و چی هست اصلا.
ارتباط رقص و زبان در نوشته دگا جان! بسیار زیبا بیان شده...شاید یه جورایی بشه گفت رقص نطق بدنه.
دگا جان این وادی رو بیشتر واکاوی کن.
۲۸-شهريور-۸۷, ۰۹:۳۰ صبح
(۲۸-شهريور-۸۷ ۱۲:۵۲ صبح)فروغ نوشته : [ -> ]...فروغ عزیز ،
امیدوارم اگر دوستان اطلاعات بیشتری دارند یا از برپایی مجالس سماع در ایران اطلاع دارند اینجا بگن. من یک بار در روز استقلال ترکیه در استانبول از نزدیک رقص سماع رو دیده ام و اگر امسال بتونم در مراسم قونیه (آذرماه) شرکت کنم - که ظاهرا به این راحتی ها هم نیست...-شاید توفیق دیدن این رقص رو بدست بیارم.(آرزوست دیگه....رواست!)
در هر حال کنجکاوم بدونم بر چه پایه و اساسیه و چی هست اصلا.
...
در مورد فلسفه سماع درویشان ، حافظ لب مطلب را بیان کرده است.
میگوید :
بیفشان زلف و صوفی را به پابازی و رقص آور
که از هر رقعه دلقش هزاران بت بیفشانی
