گزاره

نسخه‌ي كامل: « گفتگو پیرامون اجراهای تئاترهای تهران »
شما هم اكنون متن قالب بندي نشده را مي‌بينيد.مشاهده‌ي نسخه‌ي اصلي
صفحات: 1 2
« گفتگو پیرامون اجراهای تئاترهای تهران »

[تصوير: index.php?module=pagesetter&type...p;pid=2496]

در این تاپیک درباره ی اجراهای تهران صحبت می کنیم و تجربیات مان را به اشتراک می گذاریم.
كسي از دوستان فنز را ديده؟
اين تئاتر كه خيلي قديمي‌است،

البته باز هم بخاطر اينكه بالاخره كسي در اين تاپيك چيزي مي‌نويسد، ازت ممنونم.

بله، فنز نمايشي خوب، و به نسبت عامه پسند بود. Give flowers
بله مي دانم كمي بيش از خيلي قديمي است. به خوب بودن يا نبودنش كاري ندارم (كه البته از رحمانيان بيش از اين انتظار مي رفت) خواستم بپرسم كسي شب آخر رفته بود؟
نه متاسفانه،‌ من كه شخصا اينقدر طاقت نداشتم كه تا شب آخر صبر كنم. مگه اتفاق خاصي افتاده بود شب آخرش؟ خب بگيد كه ما هم بدونيمFlower
این روزها گویا کمی از اسف باری وضع تئاتر کاسته شده است.
سهراب سلیمی، مهمانسرای دو دُنیای اریک امانوئل اشمیت را به روی صحنه بُرده است ( که البته هنوز فُرصت نشده تا ببینمش ) ...

فاوستِ قهرمانزاده و میرمنتظمی که در تالار مولوی اجرا می شود و ...

و ...


اُمیدوارم فرصتی دست دهد برای دیدن ِ اجراها تا بتوان به این بهانه گپی هم اینجا زد .
اميد اگه تئاتر خوب اجرا داره خوب به منم بگو ميام باهات ... من يعد از كار افرا ( بيضايي ) و بانوي سالخورده ( سمندريان ) هيچي نديدم
یرما، نمایشنامه ای از فدریکو گارسیا لورکا به کارگردانی رضا گوران و بازی سهیلا گلستانی.
از نظر يك مخاطب عام كه بنده باشم كمي بيش تر از خوب بود.
امروز ديدم كه توكاي مقدس هم از آن تعريف كرده. تا پايان مهر براي ديدنش فرصت هست. اگر فرصت داريد يشنهاد مي كنم از دست ندهيد.

تيناي عزيز دوستي شب آخر فنز را ديده بود و ديده هايش با ما كمي تفاوت داشت خواستم بدانم چه خبر بوده
[تصوير: cinema-theatre-fanaz-5064.jpg]
من باز هم دير رسيدم، ميگن بليط يرما تموم شدهsad كسي پارتي نداره براي من بليط بگيره؟Worry
حواشی پیرامون مانیفست چو هم شنیدنی شده است.
با آن تهدیدهایی که برای ممنوعیت اجرا شد و اجرای تئاتر به زبان انگلیسی و حضور شخصیت هایی چون بابک احمدی و کیارستمی برای دیدن ِ تئاتر رحمانیان، حسابی تئاتر ِ تهران را در این یک ماه اخیر، پر سر و صدا کرد.
بماند که کرگدن ِ آییش هم که تالار اصلی را اشغال کرده است به اندازه کافی پر سر و صدا بود.
كرگدن خوب بود؟من كه دوستش نداشتم...به جز هاشمي البته كه بازيش به دلم نشست!
مانيسفت چو را پيشنهاد مي‌كنيد؟
(۱۷-دي-۸۷ ۰۲:۵۰ صبح)dehaty نوشته : [ -> ]كرگدن خوب بود؟من كه دوستش نداشتم...به جز هاشمي البته كه بازيش به دلم نشست!
مانيسفت چو را پيشنهاد مي‌كنيد؟
.
توکا نیستانی :

.کرگدنی که ... ما باشیم !

.
(۱۷-دي-۸۷ ۰۲:۲۰ صبح)Orphée نوشته : [ -> ]حواشی پیرامون مانیفست چو هم شنیدنی شده است.
با آن تهدیدهایی که برای ممنوعیت اجرا شد و اجرای تئاتر به زبان انگلیسی و حضور شخصیت هایی چون بابک احمدی و کیارستمی برای دیدن ِ تئاتر رحمانیان، حسابی تئاتر ِ تهران را در این یک ماه اخیر، پر سر و صدا کرد.
بماند که کرگدن ِ آییش هم که تالار اصلی را اشغال کرده است به اندازه کافی پر سر و صدا بود.
.
یادداشت توکا نیستانی :

اگر در تهران زندگی می‌کنید نمایش "مانیفست چو" کار جدید محمد رحمانیان را از دست ندهید، بی‌تردید یکی از بهترین نمایش‌های امسال است. وقتی از سالن چهارسو بیرون ‌آمدم دو سؤال جدید در ذهن داشتم اما به یک پاسخ بزرگ رسیده بودم: سؤال اول آن‌که نفهمیدم کدام ضرورت سبب شده که نمایش به انگلیسی اجرا شود و بعد آن‌که آیا هم‌دردی هنرمندانه با "قاتل" به جای "قربانی" از نظر اخلاقی کار درستی است یا نه... اما مطمئن شدم که وجود هنرمندانی مثل محمد رحمانیان، افشین هاشمی، ترانه علیدوستی، سیما تیرانداز و... تمام آن‌هایی که می‌نویسند، می‌سرایند، می‌نوازند، می‌کشند و می‌سازند ....... دلیل مباهات من به ایرانی بودن است...

.
البته من از توكا كه پرسيدم گقت كرگدن را حتما ببينيد در كامنت‌هاي همان پست كرگدني كه ما باشيم هم به چند نفري گفته كه نمايش را از دست ندهيد...راست هم مي گويد نمايش فوق العاده نبود ولي خوب بود...
شکار روباه(علی رفیعی)

[تصوير: shekkkarr%20(2).jpg]

بعد از سالها یک تئاتر دُرست حسابی روی صحنه دیدم که به سادگی و با چشم پوشی از موسیقی ناهمخوان و یکی دو ایراد کوچک دیگر، می توانم آن را یک اجرای خوب بنامم . باید درود فرستاد به دکتر رفیعی که این لذت را به عاشقان ِ تئاتری چون من هدیه کرد.



prays
حالا شما هم دلِ ما را بسوزان كه در اين وانفساي زندگي نمي‌توانيم برويم كارِ دكتر رفيعي را ببينيم Ww
مُلانصرالدین

علی اصغر دشتی


محل اجرا: تالار مولوی

[تصوير: n00028575-r-b-000.jpg]


یک روز ملا داشت با دلو از چاهی آب می کشید و به خرش می داد. خر غفلتا پوزه اش به کله ملا خورد و عمامه ملا در چاه افتاد. ملا هم فورا افسار خر را باز کرد و توی چاه انداخت.

پرسیدند: "این چه کاری بود که کردی؟!"

گفت:" برای اینکه هر کی رفت توی چاه افسار او را بیاورد، عمامه مرا هم بیاورد."




دیدن ِ آخرین اجرای تئاتر ملانصرالدین ِ علی اصغر دشتی و گروه دُن کیشوت، لذت بخش ترین اتفاق این روزهای زندگی ِ من بود... همه‌ی آن انتظار کشیدن ها، زیر آفتاب ایستادن ها و و ... در برابر تجربه دلچسبی که بعد از دیدن تئاتر به دست آوردم، هیچ بود ... وقتی تو به عنوان تماشاگر به بازی دعوت می شوی... وقتی با تئاتر تجربی رو به رو هستی که همه قواعد را در هم می شکند، مرزها را پشت سر می گذارد، تو و خود را فاصله ای نمی بیند، تعریف ات از سالن تئاتر و صندلی را دگرگون می کند و و و .... همه و همه یعنی نمی توانی از آن لذت نبری. تجربه ای است که نمی شود توصیف اش کرد، اجرای دیگری هم ندارد که آرزو کنم آنرا ببینید، پس تنها می توانم امیدوار باشم باقی کارهای گروه دن کیشوت را در آینده از دست ندهید... گروهی که باور دارم تئاتر ما در تاریخ خود حسابی مدیون آنها خواهد بود ...




Flower
[تصوير: 29361_orig.jpg]


خشکسالی و دروغ/ محمد یعقوبی
كاليگولا

براي پنج‌شنبه بيكار بودم. كارِ غني‌زاده رو هم نبايد از دست ميدادم. دفعه‌ي قبل كه ددالوس و ایکاروس رو از دست دادم كلي غصه خوردم. خيلي ازش تعريف كردند.

توي سايت، خبري از قيمتِ بليط نبود. براي رزرو زنگ زدم به شماره‌اي كه توي سايت بود. بعد از اينكه گفت برايم رزرو مي‌كند، قيمت را پرسيدم و مخم سوت كشيد. بيست هزار تومان!

آخه ما به اين مبلغها عادت نداريم!

به هر حال پنج‌شنبه شب اجرا را ديدم. اولين توصيفي كه به نظرم مي‌رسد اين است كه بسيار خسته‌كننده بود. 3 ساعت اجرا، بدون آنتراكت، بدونِ تغيير دكوراسيون.

بازي صابر ابر خوب بود، رامبد جوان عملاً بازي خاصي نداشت ... به نظر مي‌رسيد چيزي به نام طراحي نور وجود ندارد ...

پيشنهادِ من: اين هزينه را صرف كارِ بهتري كنيد.
صفحات: 1 2
آدرس اصلي