گزاره

نسخه‌ي كامل: <<<  موسيقي كلاسيك - Classical Music >>>
شما هم اكنون متن قالب بندي نشده را مي‌بينيد.مشاهده‌ي نسخه‌ي اصلي
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7
صحبت از موسيقي كلاسيك در عين حال كه برام خيلي لذت بخشه كار خيلي سختي هم هست .

درك اوج زيبايي و شكوه اين موسيقي فقط با گوش دادن به آثار اين سبك امكان پذيره و فكر نميكنم امروز بشه موسيقيي به اين عظمت و شكوه رو دوباره خلق كرد .

اسم جستار رو طبق عادت موسيقي كلاسيك گذاشتم در حالي كه نه تنها موسيقي كلاسيك ، كه موسيقي دوران باروك و رومانس رو هم شامل ميشه .

Flower

براي شروع يه شمايل كلي از اين موسيقي رو با هم بررسي ميكنيم Drink
موسيقي كلاسيك
[تصوير: 0nlk.jpg]




موسيقي كلاسيك و انواع قطعه های آن آثار موسیقی کلاسیک بسیار متنوع و گوناگونند و آن ها را می توان به سه گروه مختلف بخش بندی کرد. موسیقی سازی- موسیقی آوازی- موسیقی صحنه ای.



موسیقی سازی:
این گروه آثار برای یک یا چند ساز یا برای ارکستر کوچک( مجلسی) یا برای ارکستر بزرگ تصنیف می شوند. یکی از انواع این آثار که برای یک ساز تنها یا دو ساز تصنیف می شود، سونات می باشد.


دوئت اثری برای دو ساز، تریو اثری برای سه ساز، کورتت اثری برای چهار ساز، کوئینتت اثری برای پنج ساز، سکستت اثری برای شش ساز، سپتت اثری برای هفت ساز، اکتت اثری برای هشت ساز می باشد.


موسیقی مجلسی اثری است برای ارکستری کوچک حد اکثر با ده- دوازده نوازنده که معمولاً سازهای زهی در آن نقش مهم تری دارند.
سمفونی اثری است برای ارکستر بزرگ که معمولاً به فرم سونات و دارای چهار بخش یا بیشتر است که در توصیف افکار و احساسات و ایده ها و عاطفه های عمیق تصنیف می شود و یکی از عالی ترین و کامل ترین شکل های موسیقی کلاسیک است. کنسرتو اثری است برای یک ساز در برابر ارکستر.

معمولاً این ساز سلو ویولن یا پیانو و گاهی نیز گیتار یا هارپ و فلوت و دیگر سازهاست و در این گونه آثار ساز در برابر ارکستر نقش اصلی و ارکستر نقش همراهی کننده را بر عهده دارد و بین آن ها مکالمه ای همراه با پرسش و پاسخ یا همنوایی برقرار است.


کنسرتو ها اغلب دارای سه قسمت تند و کند متناوب می باشند.
پوئم سنفونی اثری است برای ارکستربر روی یک داستان یا یک ایده ذهنی یا بر مبنای یک توصیف مشخص، مانند توصیف یک پدیده طبیعی یا خود طبیعت، یا توصیف یک شخصیت و مانند این ها.


فانتزی و کاپریچیو قطعاتی با فرم آزاد هستند و دارای مضمونی عاشقانه و غنایی( لیریک) و لحنی رمانتیک و احساساتی می باشند.
از دیگر آثار سازی می توان به بالاد، پاساکاگلیا، شاکن، پرلود، روندو، سوئیت، فوگ، کانن، واریاسیون اشاره کرد.

موسیقی آوازی:
این گونه از موسیقی برای صدای انسانی و بیشتر بر روی کلام و گاهی به صورت زمزمه بدون کلام ( نجوا یاwhisper) سروده می شود. آواز ممکن است فردی(سولو) یا جمعی( کُر) باشد.


از مهم ترین انواع این آثار می توان به این ها اشاره کرد:
لید: اثری برای یک صدا و یک ساز-
کانتات: فرمی ست آوازی متعلق به دوره باروک-
اوراتوریو: اثری ست آوازی و چند بخشی به همراهی ارکستر و کُر بر روی متنی طولانی که معمولاً دینی- آیینی یا توصیفی است-
مس: آوازی ست کلیسایی برای یادبود حوادث شام آخر عیسای مسیح-
رکوییم: مرثیه ای ست که در سوگ مرگ عزیزی سروده می شود-
مادریگال: آوازی ست غیر مذهبی و دارای کلامی ساده و دلنشین-
پاسیون: ذکر مصیبت به زبان موسیقی بر روی یکی از متون قدیمی کلیسا در بیان درد و رنج های عیسای مسیح یا حواریونش-
سمفونی آوازی: سمفونی دارای بخش های آوازی با صدای تکخوان یا گروه خوانی.
موسیقی صحنه ای: موزیکی ست که همراه نمایش است و باید بر روی صحنه نمایش و به کمک بازیگران و رقصندگان اجرا شود.
مانند اپرا- اپرت- بالت- موسیقی صحنه ای- و انواع رقص های تک نفره، چند نفره و گروهی مانند والس، پلونز، تانگو، بلرو، فاندانگو، روندو، رومبا، ساراباند، سه گی دیلا، منوئه و ...




برگرفته از سايت guitar4all.com
دوستان ، جستارهای موسیقی ( به همراه سایر جستارهای دیگر هنرها به جز سینما ) به تالار جدید منتقل خواهند شد .
نیما جان شاید بد نباشد ، پایه های موسیقی را در هنر بنا کنی .

این پیک را از جستار پاک خواهم کرد .
سلام رفیق
مطلبت خیلی جالب بود
یادمه کنسرت لوریس چگنواریان برای بزرگداشت موتزارت بود و 4 5 تا از این اصطلاحاتو دیدم و فقط دیدم و الان تازه می فهمم چی بود

اپرا هم جزو کلاسیک تقسیم بندی می شه یا خودش گروه جدایی داره یا اینکه از زیر شاخه های کلاسیک هست؟

در ادامه اگه یه سری از این اصطلاحتو بیشتر توضیح بدی در مورد یه سری از ساز ها که ممکنه نا آشنا تر باشن یه کمی توضیح بدی و به موسیقی کلاسیک ایران هم بپردازی خیلی خوب میشه

خوانند هستم
موفق باشی
پرلود (prelued)

پرلود از ریشه لاتینی "پرلودیم preludiuk" و در لغت به معنای مقدمه , دیباچه و قسمت  مقدماتی یا افتتاحیه چیزی است.در موسیقی هم با اقتباس از همین معنا به قطعه ای  گفته می شود که طوری طراحی شده تا بتوان آن را به عنوان مقدمه و پیش درآمد مطلب اصلی نواخت. مثلا در مقدمه نوعی نماز ربانی یا آوازها و سرود های مذهبی و یا آن طور که متداول تر است به عنوان مقدمه ای برای یک قطعه موسیقی دیگر مانند فوگ , سوئیت , قطعات آوازی و غیره...
پرلودها فرم مشخصی ندارند گاهی فقط از یک سری آرپژ تشکیل می شوند گاهی یک فیگور خاص از آهنگ اصلی را معرفی می کنند گاهی یک قسمت آزاد کنترپوانتیک هستند و گاهی نیز حتی یک قسمت مشخصا آوازی.
به جز چند استثنا پرلود همیشه محدود به قطعات سولوی سازی مانند پیانو هارپسیکورد ارگ (سازهای کلاویه دار) و لوت بوده است.و شاید با الهام از طبیعت همین سازها بوده که روشی آرپژگونه به خود گرفته (به وبژه در کارهای جدیدتر) و می تواند با اجرایی دقیق  و نرم هارمونی ادامه داری را بسط و گسترش دهد.
تاریخچه:
پرلود به معنای عام آن ریشه در زمان های دور دارد اما سیر تطور آن را منطبق با تاریخ تحول موسیقی غرب به معنی امروزی می توان به سه دوره تقسیم کرد:
دوره اول(1450-1650) : در این دوره پرلود یک قطعه موسیقی تنها ست که -به ماسبت- برای مقاصد مختلف ( رسمی، مذهبی و غیر رسمی) به کار گرفته می شود. طول ان کوتاه است و از پاساژها و آکوردهایی تشکیل شده که به خاطر تضاد با قطعات اصلی (که غالبا آوازی کنترپواتیک و به طور اکید تحت قواعد هستند) بسیار جالب و قابل ملاحظه اند.
دوره دوم (1650-1750) : در این دوره پرلود تبدیل به موومان اول قطعات ویژه یی مانند سوئیت، فوگ و غیره  می شودکه به طور لاینفکی به هم متصل بوده یا در ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر قرار دارند. از کارهای مشخص این دوره می توان به آثار "لوئیز کوپرین" "هندل" و "باخ" با اختلافاتی در جزئیات اشاره کرد مثلا کوپرین در سری پرلودهای آزاد خویش از ریتم کاملا آزاد و در نتیجه نت نویسی غیر قراردادی استفاده کرده.هندل نیز برای سوئیت های خود به نوعی دیگر پرلود آزاد توام با بداهه نوازی را ترجیح می دهد. در حالیکه در آثار باخ مقدمه ی سوئیت ها و پارتیت ها در قالب های مشخص و کامل موومان کنسرتو گروسو، اورتور، توکاتا و یا سینفونیا هستند.
و سرانجام ترکیب پرلود با فوگ که توسط باخ به شیوه ای کلاسیک درامد را می توان تکامل پرلودهای ارگ که در اوایل قرن هفدهم رواج داشت دانست.
دوره سوم (ساسر قرن نوزدهم) : در این دوره پرلود تبدیل به قطعه مستقلی می شود که وظیفه ی خاصی را بر عهده نداشته و به سایر قطعات موسیقی نیز وابسته نیست.
به عنوان بارزترین نمونه آثار این دوره می توان از پرلود های "شوپن" و پیروان او (به ویژه اسکریابین(90 پرلود) دبوسی(24 پرلود) و راخمانیف(اپوس 23) نام برد. این پرلود ها غالبا قطعاتی پیانیستیک هستند و به جز کارهای دبوسی معمولا بر اساس یک موتیف یا فیگور  کوتاه ساخته شده اند که به وسیله ی مدولاسیون های هارمونیک گشسترش یافته و شکوفا می شوند.
در واقع پرلودهای شوپن از یک سنت قدیمی (که در آن نوازندگان هنگام شروع کنسرت  برای ساکت کردن و جلب نظر شنوندگان  تکه های کوتاهی را قبل از قطعه اصلی به صورت بداهه نوازی می نواخته اند) متاثر شده است.و شاید به همین دلیل است 24 پرلود این آهنگ ساز در 24 تنالیته مختلف است به این معنی که برای قطعه اصلی  در هر تنالیته یی که باشد نتوان پرلودی در همان تنالیته داشت.
در خاتمه این بحث بد نیست به یک اصطلاح و یک توضیح نیز اشاره ای بشود:
کرال پولود
کرال پولودها قطعاتی برای ارگ هستند که معمولا به صورت واریاسیون های تزیین شده ای بر مبنای تم یا ملودی یک کرال یا آواز مذهبی معروف ساخته می شوند.در اینجا نیز به عنوان مثال از کرال پولود باخ ، که از نمونه های زیبای این شیوه هستند نام برد.مشابه همین عمل را ارگانیست ها، در کلیساهای انگلیس، در قالب قطعات اختیاری و به صورت بداهه نوازی اجرا می کنند که در نوع خود جالب است.
توضیح
در قطعات اپرایی و بزرگ (طولانی) ممکن است بین پرلود و متن اصلی هیچ وقفه ای نباشد مانند پرلود "تریستان وایزولد" و یا "مایستر زینگر" اثر واگنر که اگر بخواهند انها را جدا از اپرا به صورت کنسرت اجرا کنند باید یک قسمت خاتمه برای آن بنویسند.و یا مانند اپراهای "پوچینی" که پرلود های آن ها آنقدر کوتاه هستند که به طور مجزا قابل اجرا نیستند.
چون صحبت از اپرا شد، ممکن است برای برخی این سوال پیش آید که پس فرق بین پرلود اورتور در چیست؟ باید گفت که گرچه پرلود کلمه ای قدیمی تر است اما در حقیقت در موسیقی فرقی بین این دو کلمه نیست، جز اینکه فکر کنیم اورتور برای شروع پرده ی اول است و کمی طولانی تر ، اما پرلود به طور کوتاه تر در شروع پرده های دیگر و مقدمه ی آوازهای گوناگون ایفای نقش می کند.

برگرفته از کتاب: پرلود و فوگ های کوچک "یوهان سباستین باخ"
در مورد موسیقی نئو کلاسیک
به چه چیز های موسیقی کلاسیک پایبنده و چه تغییراتی داده؟
اگه تاپیک دیگه ای لازم داره استارت کنمFlower

(کارهای مالمستین از این سبک رو انتشارات باربد داره)
کرگدن نوشته :در مورد موسیقی نئو کلاسیک
به چه چیز های موسیقی کلاسیک پایبنده و چه تغییراتی داده؟
اگه تاپیک دیگه ای لازم داره استارت کنمFlower

(کارهای مالمستین از این سبک رو انتشارات باربد داره)
اگه حوصله داری استارت بزن حتما
تا تعداد تاپیک های مربوط به موسیقی زیاد نشه تالار موسیقی از هنر جدا نمی شه
فکر کنم خیلی خوب باشه چون من خودن در این مورد نئو کلاسیک چیزی نشنیدم. ممکنه این نوع موسیقی رو شنیده باشم ولی حداقل اسمشو نمی دونستمDrinkFlower
كتاب درك و دريافت موسيقي نوشته راجر كيمي ين از نشر چشمه كتاب بسيار خوبي براي آشنايي با موسيقيه. تنها در ترجمه مقداري رعايت لفظ هاي تخصصي موسيقي نشده كه البته در ايزان امري است طبيعي كلا جهت فراگيري و فهم موسيقي بسيار مناسب است.Flower
موسیقی سنتی ایران‌زمین، در کنار موسیقی کلاسیک اروپا، والاترین گونه‌های هنر موسیقی، متصور برای ما ایرانیان هستند.

بحثهای تئوریک پیرامون هنر، با همه‌ی فوایدی که دارند، هرگز نمی‌توانند جای گوش سپردن به یک قطعه‌ی دل‌انگیز موسیقی، یا خواندن یک کتاب مسحورکننده، یا تماشای یک شاهکار سینمایی، یا گشت و گذار در یک تابلوی زیبای نقاشی را بگیرند. از طرف دیگر، گویا اینگونه بحثها چندان طرفداری هم در این فاروم نمی‌یابند.

بنابراین، زین پس، سعی خواهم کرد که هر از گاهی، گزیده‌هایی از موسیقی باشکوه کلاسیک را اینجا برای دوستان قرار دهم. البته قطعاتی که کمتر شنیده شده‌اند و به مانند سمفونی نهم بتهوون یا چهارفصل ویوالدی، در دسترس همه قرار ندارند. باشد که سایر دوستان هم یاری دهند.

برای شروع:


Ludwig van Beethoven:  Piano Sonata No.25 in G, Op.79 (2.Andante

Antonio Vivaldi:  Concerto for 2 Flutes, Strings & Cembalo in c Major (3.Allegro

Felix Mendelssohn:  Symphony No.4, Op.90  ''Italian'' (2.Andante con Moto


شاد باشید.
اینا همش یه معنی داره، Franz Liszt
درود گرامی ،
این بازنوازی یکی از قطعات کلاسیک با تجهیزات الکترونیکیست.
کار یک آشناست.
کار بدی نیست.
ارزش شنیدن دارد.

موش خود را اینجا بچرانید
وهومن نوشته :--------------------------------------------------
...
...ق>ق .>ريالريال>>،، برای موضوع اول من Franz Liszt را پیشنهاد می کنم . در اولین فرصت نیز مطلبی راجع به او خواهم نوشت.

قربون همتون برم.



*تولید شرکت داروسازی اسوه (جهت رجوع و مصرف پدرام)

من ایشون رو با تام و جری میشناسم. در ضمن هر بار که برای تشریفات مرض کلیه خود به مطب دکتر میرسم یاد ایشون می افتم.
Give flowers
دگا لویی نوشته :من ایشون رو با تام و جری میشناسم. در ضمن هر بار که برای تشریفات مرض کلیه خود به مطب دکتر میرسم یاد ایشون می افتم.
Give flowers




داستان دیدار بتهوون و لیست


هر چند بتهوون در اواخر عمر قدرت شنوايي خود را تقريباً بطور کامل از دست داده بود اما مي گويند پس از آنکه در سيزدهم آوريل سال 1823 فرانتس ليست (Franz Liszt) کنسرت بسيار جذابي با پيانو اجرا کرد، بتهوون 53 ساله که در آن زمان در محل کنسرت حضور داشت در حضور مدعوين بر پيشاني اين نوجوان بوسه اي مي زند و از نوازندگي فوق العاده او تشکر مي کند.
در تاييد علاقه بتهوون به نوازندگي ليست، ايلکا هورويتز بارني (Ilka Horovitz-Barnay) از نوازنده هاي تواناي پيانو مي گويد : "بهترين خاطره اي که من از ليست دارم مربوط مي شود به هنگامي که او راجع به اولين ديدارش با بتهوون صحبت کرد. او اينگونه بيان کرد :"

من يازده ساله بودم که معلم پيانوي من آقاي چرني (Czrny) مرا به بتهوون معرفي کرد. چرني قبلا" بارها راجع به من با بتهوون صحبت کرده بود و علاقمند بود که مرا به او معرفي کند تا شاهد نوازندگي من باشد. اما بتهون علاقه اي به تماشاي نوازندگي افراد حرفه اي نداشت و اغلب از اين کار سر باز مي داد.
بالآخره پس از پيگيري هاي زياد چرني روزي بتهوون گفت : "پس فقط براي رضايت خدا اين کودک سرکش را به اينجا بياوريد

ساعت چيزي حدود ده صبح بود که ما وارد خانه محل زندگي بتهوون شديم. من کمي دچار دست پاچگي شده بودم اما چرني مرا دلداري مي داد و تشويق به آرامش مي کرد. بتهوون پشت ميز کارش در کنار پنجره نشسته بود و براي چند دقيقه به ما دو نفر با حالت عجيبي نگاه کرد. سپس خيلي سريع دو کلمه به چرني گفت که من متوجه نشدم اما بعد از آن چرني فوري به من اشاره کرد که بايد پشت پيانو بروم.

اولين قطعه اي که زدم از يکي از شاگردان و موسيقيدانان مورد علاقه بتهوون يعني فرديناند رايس (ferdinand Ries) بود. پس از اتمام آن بتهوون از من پرسيد آيا مي توانم يک فوگ (Fugue) از باخ بزنم. من هم با کمال جرات فوگ باخ در دو مينور (C Minor) را انتخاب کردم. پس از اجراي اين قطعه بتهوون به من گفت :

"آيا مي تواني اين قطعه را در گام ديگري اجرا کني؟"
من از عهده اينکار بر آمدم و پس از اجراي آخرين ميزان، متوجه صورت قرمز و بر افروخته و نيز چشمان متحير بتهوون شدم که به نزديکي من آمده بود. از ترس در حال مرگ بودم که ناگهان لبخندي در صورت جدي او ظاهر شد.

او مرا بغل کرد و چند باري با مهرباني دستانش را بر سر من کشاند و زير لب اينگونه گفت :
"بله او يک شيطان کوچک است."

پس از آن جرات من گل کرد و با گستاخي از بتهوون پرسيدم : "آيا اجازه مي دهيد يکي از کارهاي شما را بنوازم؟"
بتهوون با لبخندي که بر سر داشت سر خود را تکان داد و من اولين موومان از کنسرتو پيانو بتهوون در دو ماژور (C Major) را اجرا کردم. پس از آن بتهوون مرا بغل کرد و پيشاني مرا بوسيد و گفت :
"ادامه بده، تو يکي از خوشبخت ترين ها هستي! سرنوشت تو اينگونه خواهد بود که براي مردم شور و هيجان به ارمغان بياوري و اين بزرگترين سعادتي است که يک نفر مي تواند به آن دست پيدا کند."
بخشی از یکی از راپسودی‌های مجار لیست را بشنوید:


Frantz Liszt:  Hungarian Rhapsodies (2.Lento a capriccio
سه قطعه‌ی کوتاه، اما بسیار زیبا و شنیدنی:


J. S. Bach:  A Baroque Theme

G. F. Handel:  Concerto Grosso, Op.6, No.12 (2.Allegro

Edvard Grieg:  Peer Gynt Suite I Op.46 (Anitra's Dance
من فکر میکردم لیست را فقط من و جناب وهومن میشناسیم
اکنون میدانم که حضرت استاد هم ایشان را میشناسند
چه جالب

موسیقی کلاسیک
سوال1: لطفآ‌ براي اپلود فايل سايتي پيشنهاد كنيد.
سوال2:با كارهاي موسيقي كلاسيك وطني چطوريد؟ سنجري, مليك اصلانيان(پروانه رو شنيديد؟ بي نظيره!) و....
قطعاتی زیبا از بزرگترین آهنگساز تاریخ بشنوید؛ از بتهوون بزرگ.


Ludwig van Beethoven:  Violin Concerto in D Major, Op.61 (3.Rondo; Allegro

Ludwig van Beethoven:  Piano Concerto No.2 in Bb, Op.19 (3.Rondo-Molto allegro

Ludwig van Beethoven: Violin Sonata No.7 in C-, Op.30 No.2 (3.Scherzo
zaagato نوشته :سوال1: لطفآ‌ براي اپلود فايل سايتي پيشنهاد كنيد.
سوال2:با كارهاي موسيقي كلاسيك وطني چطوريد؟  سنجري, مليك اصلانيان(پروانه رو شنيديد؟ بي نظيره!)  و....

برای آپلود فایل (به ویژه موزیک) میتوانید از این سایت سود ببرید.
http://www.4shared.com/

من که زیاد اهل موسیقی کلاسیک خارجی نیستم...
(شاید اینجا علاقه مند شدم.)
موسيقي هنر و زباني است كه مرز نمي شناسد.
البته زماني كه با سخن ( شعر و ترانه ) همراه ميشود ، اندكي از اين ويژگي خود را
از دست ميدهد و در مرزهاي زباني گرفتار ميشود.
بديد من موسيقي ايراني بيشتر سه هنر را در هم مي آميزد :

1- موسيقي
2- خنياگري و آواز خواني
3- شعر و ترانه

البته اين در غرب هم هست ولي نه در موسيقي كلاسيك آن.
بنگر من نواي ني ، بهمراهي ترانه و آواز نياز ندارد .
ديگر ساز ها انگار بدون ترانه و آواز چيزي كم دارند .
اين شايد از آنرو باشد كه ما ايرانيان اين ساز ها را بي آواز كمتر شنيده ايم.
نوازندگي گروهي ( اركستراسيون بدون آواز و ترانه ) هم كم كم پيش از ج.ا. داشت پا ميگرفت كه زمين خورد
حالا كي بتواند بلند بشود ، دانسته نيست.
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7
آدرس اصلي