گزاره

نسخه‌ي كامل: نغمه‏ها ، ترانه‏ها و خاطره‏ها ( 2 )
شما هم اكنون متن قالب بندي نشده را مي‌بينيد.مشاهده‌ي نسخه‌ي اصلي
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21
(۲۶-شهريور-۸۷ ۰۵:۳۲ عصر)Amir نوشته : [ -> ]سراسر درست می‌گویید.

برای آنکه بیشتر توضیح داده باشم، بگویم که اینگونه اجراها را می‌توان از دو زاویه نگریست و کاوید. یکی خود برنامه و قطعات و اجرای آنها از نظر زیبایی‌شناختی و فن و دانش موسیقی. یکی هم حواشی کار و برنامه‌ریزی آن. در هر چهار کنسرتی که من از نزدیک شاهدشان بودم، از نظر حاشیه هیچ کم و کاستی احساس نشد! ضعف‌های مدیریتی، بی‌برنامگی‌، ناهماهنگی‌های عجیب و غیرقابل تحمل و اتفاقات ناخوشایند و حتی گاه خنده‌دار، فراوان‌تر از بسیار بود. که حتماً از طریق رسانه‌ها تا حدی خبردار شده‌اید و در این مملکت چیز جدیدی هم نیست و اگر نیاز شد، در جوار یک پارچ آب و چند قرص اعصاب، به تفصیل می‌توان راجع به آنها صحبت کرد. خراب شود آن وزارت ارشاد و نیرو و کشور و ...

اما از نظر نوع انتخاب رپرتوار و زیبایی قطعات و درستی اجرای آنها. در ابتدا به اجرای بزرگ آواز ایران، محمدرضا شجریان نگاهی اجمالی بیندازیم. کنسرت در دو بخش اجرا شد. آهنگسازی بخش اول به عهده‌ی مجید درخشانی و بخش دوم بر عهده‌ی خود شجریان بود. بخش نخست و ساخته‌های درخشانی، ضعیف و مغشوش بود. البته درخشانی ثابت کرده که آهنگساز بدی نیست (آلبوم "در خیال") اما در این اجرا نتوانسته بود کار درخوری ارائه کند. شجریان با آن که آهنگساز به آن معنی نیست، اما ساخته‌هایش بهتر بود، اما نه چندان قابل دفاع. گروه‌نوازی گروه شهناز (متشکل از "یک مشت جوان" به قول یکی از دوستان) ناهماهنگ و نپخته و به دور از کوچکترین شور و حال. باید بودید و سر و صدای ساز دایره را می‌شنیدید! اما در کل، رامین صفایی (سنتور)، شاهو عندلیبی (نی) و سینا جهان‌آبادی (کمانچه)، قابل قبول‌تر از دیگران بودند. عندلیبی را باید چند سال دیگر دید. هر سه نفر در ساز و آوازها نواختند و تا حدی از عهده برآمدند. مژگان هم هرچند روی صحنه و در اجرا کار خاصی انجام نداد، اما از پس طراحی صحنه به خوبی برآمده بود. و اما استاد خودمان! شجریان از حیث مهارت و دانش و تکنیک آوازی در اوج پختگی است و کوچکترین نقصی از این جهات بر کارش وارد نیست. اما، اما دریغ که حنجره و صدای او رو به افول نهاده است و علاوه بر گرفتگی و خش‌دارشدن، دیگر توان به اجرا درآوردن آن زیر و بم‌ها، آن اوج‌ها و آن ریزه‌کاری‌ها را ندارد. به مانند موسیقی‌دانی که یک سمفونی درخشان در ذهن دارد، اما ساز و ارکستری برای اجرای آن در اختیارش نیست. صد حیف.

این نظر من (هرچند خیلی مختصر و کلی بیان شد). ناکس گرامی هم بگوید چه کرده و چه دیده تا اگر فرصتی شد، راجع به بقیه‌ی اجراها هم صحبت کنیم.


---------------------------------------------------------------
پ.ن. شما چه‌جوری راضی شدید کنسرت همایون را نروید؟!

بله تا حدودی خبردار شدیم که برق سالن رفته بود و این حرفها. با همین ها هم که گفتید من به قرص اعصاب نیاز پیدا کردم لطفا توضیحات بیشتر را بی خیال شوید.

نمی دانم چند کشور دیگر در دنیا اینگونه هنرمندانش را مورد ظلم قرار می دهد. عوض حمایت و همراهی هزاران سنگ جلو پایشان می گذارد. وقتی با شجریان (که به گفته خودشان با نوع موسیقی اش موردی ندارند!) اینطور رفتار می شود برای بقیه چه انتظاری می توان داشت. نتیجه این بی احترامی هاست که انقدر رغبت به هنر میان جوانان کم است. وگرنه ما تا حال بایستی صدها هنرمند در حد هنر و توان شجریان داشتیم.

همایون جان مرا خواهند بخشید! دور افتادیم این بار!
(۲۶-شهريور-۸۷ ۰۳:۱۳ عصر)صبا نوشته : [ -> ]ساری گلین

دو اجرای مختلف را خدمت دوستان ارائه می کنم.
1- فایل صوتی. خواننده: نامشخص
2- فایل تصویری. خواننده: جناب عالیم قاسیموف به همراه دخترشان فرغانه قاسیموا

این فایل دومی در حال و هوای متفاوتی است. حتی احتمال میدم داستان خاصی هم داشته باشه. شاید به مذاق بعضی از دوستان خوش نیاد.

سپاسی دوباره!DrinkFlower

، به نقل از خودت در اندیشه ها:

ساچین اوجون هؤرمزلر
گولو سولو ده رمزلر
بو سئودا نه سئودادیر
سنی منه وئرمزلر
ساری گلین آمان ساری گلین

بو ده ره نین اوزونو
چوبان قایتار قوزونو
نه اولا بیر گون گؤره م
گول یاریمین اوزونو
ساری گلین آمان ساری گلین
__________________
این هم ترجمه ای که خودت لطف کردی:

سر زلف را نمی بافند
گل را بعد از آب دادن نمی چینند
این عشق چه عشقی است
تو را به من نمی دهند
ای عروس زرد پوش

از دامنه های این دره
ای چوپان گوسفندان را برگردان
چه شود که یک بار دیگر
جمال زیبای یار دلارا را ببینم
ای عروس زرد پوش
(البته پیش از به کما رفتن گزاره، در پیامی خصوصی، ترجمه ای را از نازی(نازخاتون) خواستم، حیف که پیام ها زدوده شده ولی ترجم هی او هم چنین بود!(چقدر اخمق هستم، یک سرودهاست و یک زبان! باید هم مثل هم باشد!Funny)

این هم اجرایی با تنظیم آقای علیزاده، و اجرای گروه هم آوایان به همراه ژیوان گاسپاریان(اگر نشنیده اید، حتما دانلود کنید!)
از اینجا



(۲۷-شهريور-۸۷ ۱۲:۱۵ صبح)Persian_queen نوشته : [ -> ]نتیجه این بی احترامی هاست که انقدر رغبت به هنر میان جوانان کم است.
نه تنها رغبت، انرژی آنان را هم می گیرد تازه اگر هم فرض کنیم جوانی امید و انرژی اش را از دست ندهد و پی گیر باشد، بالاخره مشکلات مالی از پا درش می آورد!

(۲۷-شهريور-۸۷ ۱۲:۱۵ صبح)Persian_queen نوشته : [ -> ]همایون جان مرا خواهند بخشید! دور افتادیم این بار!

LtbitLtbitLtbit
(۲۷-شهريور-۸۷ ۱۲:۳۱ صبح)moosa نوشته : [ -> ]....
این هم اجرایی با تنظیم آقای علیزاده، و اجرای گروه هم آوایان به همراه ژیوان گاسپاریان(اگر نشنیده اید، حتما دانلود کنید!)
از اینجا

لینکتان کار نمی کند جناب موسی!
"Your link has timed out or is invalid"
(۲۷-شهريور-۸۷ ۱۲:۵۲ صبح)Persian_queen نوشته : [ -> ]لینکتان کار نمی کند جناب موسی!
"Your link has timed out or is invalid"

ببخشید، از اینجا دانلود کنید: http://drop.io/moses_the_Great/asset/sarigalin
سپاس از یادآوری!Drink
ما این ترانه افتخاری را خیلی دوست داریم. شما چطور؟!


در كنج دلم عشق كسي خانه ندارد
كس جاي در اين خانه ي ويرانه ندارد
دل را به كف هر كه دهم باز پس آرد
كس تاب نگه داري ديوانه ندارد

در بزم جهان جز دل حسرت كش ما نيست
آن شمع كه مي سوزد و پروانه ندارد
در انجمن عهد فروشان ننهم پاي
ديوانه سر صحبت فرزانه ندارد

در كنج دلم عشق كسي خانه ندارد
كس جاي در اين خانه ي ويرانه ندارد
دل را به كف هر كه دهم باز پس آرد
كس تاب نگه داري ديوانه ندارد

تا چند كني قصه ي اسكندر وداراب
ده روزه ي عمر ده روزه ي عمر
اين همه افسانه ندارد

در كنج دلم عشق كسي خانه ندارد
كس جاي در اين خانه ي ويرانه ندارد
دل را به كف هر كه دهم باز پس آرد
كس تاب نگه داري ديوانه ندارد


بشنوید.
(۲۷-شهريور-۸۷ ۱۲:۱۳ صبح)moosa نوشته : [ -> ]باز که سیاسی شد، البته نکته ی جالبی بود. اصلا متوجه نشده بودم!Funny
(به نظرم جا دادن چن بیت ارمنی در میان این تصنیف ترکی و اجرای آن توسط موزیسین های ارمنی،پیام آشتی است،می خواهند بگویند که موسیقی فراتر از مرز، نژاد و زبان و به قول معروف، «زبان مشترک انسان ها» است. که سرار سزاست.)

آشتی ما با ارمنی جماعت (مخصوصا با آن سابقه تاریخی درخشانشان در وطن پرستی) بماند برای بعد از باز پس گیری قره باغ.
برای دوستانی که احیاناً نمی‌دانند، عرض کنم که امکان دانلود از سرور esnips‌ از طریق سایت esnipsdownload.com فراهم است.
در میان نسل تازه‌ی خوانندگان، همایون شجریان در زمینه‌ی آواز، بی‌شک بسیار برتر از هم‌نسلانش است. قربانی که لحن و صدایش اصلاً به درد آواز نمی‌خورد. عقیلی هم وقتی آواز می‌خواند، من یکی که خنده‌ام می‌گیرد. نوربخش و سرلک و دیگران هم در این وادی به جایی نخواهند رسید. البته گاهی تصنیف‌های خوبی می‌خوانند، اما آواز نه، ابداً. در این میان، همایون یک غنیمت است. هرچند هنوز یک ساز و آواز کامل و بی‌نقص از او نشنیده‌ام و هنوز فرسنگ‌ها با پدرش فاصله دارد (قابل توجه بعضی از دوستان!)، اما تردیدی نیست که بسیار خوب می‌خواند و فرصت زیادی برای پیشرفت دارد و امید موسیقی ایرانی هم اوست.

کنسرت او هم قابل قبول بود. گروه‌نوازی دستان با پختگی و هماهنگی (و مهارت کم‌نظیر پژمان حدادی)، آهنگسازی پرشور و دلنشین فرج‌پوری و متبسم و اجرای کم‌نقص همایون. هرچند ساز و آواز چندانی در برنامه گنجانده نشده بود و همان‌ها را هم چندان عالی نخواند. اما در کل می‌توان عبارت "همایون جان از دستتان رفت" را برای این اجرا به کار برد.

-----------------------------------------------------------------------------------------------
قصد داشتم چند قطعه‌ای از کنسرت را آپلود کنم، اما گویا قرار بوده در این چند روزه آلبوم رسمی آن منتشر شود. شده یا نشده، نمی‌دانم.
سرعت جستار زیاد شده من هم دیگه پیر شدم
اما داستان پرغصه کنسرت! (لیوان آب قرص، جام شراب یکمنی، موسیقی ضربی و ... را آماده کنید) شوربختانه کنسرت همایون را به خاطر یک بیماری بد موقع از دست دادم. در مورد کنسرت شجریان (پدر) هم امیر گرامی توضیح کامل دادند. اول بلیتی که با هزار زحمت به صورت اینترنی خریدیم رو دلالان با قیمتی ... دم در می فروختن. (آدم چند جاش می سوخت). من 10 دقیقه قبل از زمان شروع برنامه روی صندلی خودم نشسته بودم ولی برنامه با 45 دقیقه تاخیر شروع شد. (یک ساعت روی یک صندلی بدون آب و ...) برنامه هم خیلی طولانی بود و آخر شب وقتی ساعت 1 یا 1.5 از سالن بیرون آمدم و خواستم سوار تاکسی بشم تازه معنی سر گردنه را فهمیدم. از صدای بد بلنگوها و فیلمبرداری که جلوی من ایستاده بود هم که بگذریم و برسیم سر برنامه. من گروه های کوچک (4 نفره) را به گروه های بزرگ ترجیح می دهم و فکر می کنم ما در اجرا و هماهنگی در گروه های بزرگ مشکل داریم (شاید چند اجرا با سرپرستی پرویز مشکاتیان رو بشه جدا کرد). وقتی که اعضا گروه همه جوان باشند، دیگه به هیچ وجه نمی تونه توقع من را برآورده کنه. شجریان آهنگساز خوبی نیست و در این اجرا درخشانی از او هم بدتر بود. حتی مرغ سحر هم در آخر برنامه حال و هوای همیشگی رو نداشت. من به ندرت در تماشاگران کسی رو می دیدم که با شجریان ناله سر کنه. در کل برنامه تصنیف "مرغ خوشخوان" رو من بیشتر پسندیدم. نکته خوب دیگر شاید در شب آخر حظور علیزاده و لطفی در بین تماشاگران بود.
آخه آدم به کی بگه که توی مملکت گل و بلبل، در مرود کنسرت بهترین خواننداش باید اینطوری حرف بزنیم. تفو بر تو ای چرخ گردون تفو

(۲۶-شهريور-۸۷ ۰۹:۰۵ عصر)سرهنگ نوشته : [ -> ]کسی می داند این تیکه موسیقی را که خوانده است؟ دانلودش را از کجا می شود پیدارکرد؟

چه مسافت زيادی از تو به خونه من
بود هنوز هم مرور ديروز.... نگاه به عکس تو ريشه ام جون می گيره
من یه جستجو تو وب کردم ببینید همینه؟
اینجا
ترانه های جناب قاسیموف

یکی از مجموعه هایی که از کارهای عالیم قاسیموف در ایران منتشر شده بنام "ترانه ها و نواها" شامل سیزده کار بسیار زیبا از حضرتشان است. امیدوارم لذت ببرید.

1- باغیشلا منی
2- شوشتر موقامیندا
3- شیروان شیکسته سی
4- راست
5- سه گاه
6- ماهور
7- نازلی یار
8- کسمه شیکسته سی
9- نازلی یاریم قارا گوزی
10- قارا گیله
11- قارا قیز
12- طاووس کیمی
13 رهاب تصنیفی


توضیح اساسا ضروری: دوستان لطفا اینقدر از بنده نخواهید این کارها را به فارسی ترجمه کنم به دو دلیل:
1- برید ترکی یاد بگیرید
2- گیرم قصدی از ترجمه هم بود. تصور کنید وقتی شما دو نفر یار حامی مثل نگار و نازخاتون دارید که هم جواب سلامتون رو میدن و هم سه سوت بهتون کمک می کنن دیگه مشکلی نیست که!!


دریافت کنید
"زاون يديگاريانس" نوازنده ‌ايراني ويلون درگذشت.
زاون يديگاريانس که يکي از استادان صاحب سبک ويلون، موسيقي کلاسيک و موسيقيدان ايراني بود، در سن 94 سالگي درتبريز درگذشت.
اين استاد موسيقي کلاسيک ايراني در سال 1293 در تبريز به دنيا آمد و از همان دوران کودکي تحصيلات موسيقي خود را آغاز کرد.
وي در ابتدا از شاهين دلانيان دروس اوليه موسيقي و پس از آن نزد شاواش باغداساريانو و همچنين لئون گريگوريان هنر موسيقي را آموخت.
زاون يديگاريانس يکي از ادامه دهندگان مکتب "آور" بود.
مکتبي که شخصيت‏هايي چون ياشار هايفتس و ايوان گالاميان از موسيقيدان‏هاي مطرح جهاني دست پرورده آن بودند.
اين موسيقيدان در دوران حيات خود براي معرفي موسيقي علمي عاشقانه تلاش کرد
و شاگردان بسياري چون خاچيک بابايان ويولنيست ايراني و بهمن مه آبادي سوليست آنسامبل "سل" را تربيت کرد.
پيکر اين هنرمند و موسيقيدان ايراني شنبه 30 شهريورماه ساعت 16 در زادگاه او شهر تبريز تشييع مي‏شود.
...
همین پارسال بود که زاون يديگاريانس را آخرین بار در کنسرت گروه "سل" در تبریز دیدم.
آقای بهمن مه‏آبادی از او دعوت کرد تا به روی سن برود.
او با زحمت تمام و به کمک دوستان به روی سن رفت و به احساسات حاضران پاسخ داد.
اگر اشتباه نکنم لوح تقدیری هم از طرف اداره کل ارشاد تبریز تقدیمش کردند.
روانش شاد باد.

Flower
(۲۷-شهريور-۸۷ ۰۲:۲۹ عصر)Naakas نوشته : [ -> ]
olor]

[color=#000080]من یه جستجو تو وب کردم ببینید همینه؟
اینجا

دمت گرم دمت گرم دمت گرم!!! خودشه خيلی ممنون
FlowerDrink
"تحریر" در آواز ایرانی، همواره جایگاه ویژه‌ای داشته است. استفاده‌ی بجا و مناسب از آن، می‌تواند علاوه بر تکمیل رنگ‌بندی آواز، به آن تناسب و زیبایی نیز ببخشد.

از چند وقت پیش، هر آوازی که می‌شنوم، اگر تحریر خوبی در آن به کار رفته باشد، جدایش می‌کنم. البته به همراه یک قطعه از آواز. الان مجموعه‌ی جالبی فراهم آمده. گاهی همه را در playlist می‌ریزم و به انضمام shuffle on ، گوش می‌کنم. تجربه‌ی خوبی است. نمی‌دانم نظر شما ممکن است چه باشد، اما چندتا را برایتان آپلود کردم. اگر فرصتی بود و عمری بود، به تدریج همه را آپلود می‌کنم.


دریافت کنید:
.......... .:: Part 2 ::. .......... .:: Part 1 ::. ..........
ای کاش جزئیات بخش های فرابار شده را هم می نوشتید. مثلا نام آواز خوان، نام اثر و بهتر از همه نام تحریر. آخر سواد موسیقی من فقط به شناختن نصفه نیمه ی گوشه ها(آن هم فقط گاهی اوقات!) قد می دهد. خیلی جالب می شود اگر به تدریج ما را با نام تحریر ها آشنا کنید.

DrinkFlower
(۳۰-شهريور-۸۷ ۱۲:۱۱ صبح)moosa نوشته : [ -> ]ای کاش جزئیات بخش های فرابار شده را هم می نوشتید. مثلا نام آواز خوان، نام اثر و بهتر از همه نام تحریر. آخر سواد موسیقی من فقط به شناختن نصفه نیمه ی گوشه ها(آن هم فقط گاهی اوقات!) قد می دهد. خیلی جالب می شود اگر به تدریج ما را با نام تحریر ها آشنا کنید.

DrinkFlower

نام آوازخوان که نام خود فایل است! نام اثر را هم متوجه نمی‌شوم منظورت چیست. اما نام تحریرها.
تحریرها انواعی دارند که به تناسب نحوه‌ی اجرا و صدادهی‌شان، نامی به خود گرفته‌اند: تحریر بلبلی، چکشی، ضربی، زیر و رو، هلهله و ... . مثلاً تحریر نخست در فایل Eghbal-Azar 1 ، از نوع هلهله است. البته استفاده از تحریر، دارای قوانین و ضوابطی است و هر گوشه و مقامی تحریر خاص خود را دارد (به ویژه در مکتب اصفهان). بعضی تحریرها خودشان کامل و آهنگینند (تحریر پایانی فایل با نام Shajarian 1 را بشنوید.) و برخی برای کامل کردن و تزیین جملات به کار می‌روند (همان فایل، جمله‌ی "عجب مدار"). بعضی تحریرها در اوج اجرا می‌شوند (چکشی، فلکی و ...) و بعضی در پرده‌های پایین‌تر.
نمی‌دانم پرسشت تاحدی پاسخ داده شد یا نه.
جان جهان

1- اجرای پاریس
2- آلبوم نوا

دریافت کنید
راستی آقا امیر میشه لطفا در مورد کنسرت پاریس کمی اطلاعات بدی.
تبریز
تبریز
تبریز

اونقدر دلم واسه قدم زدن توی کوچه هات تنگ شده.
واسه پرسه زدن توی بازارت.
واسه میدون ساعتت.
واسه پارک شاهگلیت.
واسه مقبرِِِهّ الشعرات.

تبریز
تبریز
تبریز
شهر من
پایتخت آزربایجان من.

ای تبریز در هوس شمس عشق
چند رود سوی ثریا دلم


یک اثر زیبا از جاوید تبریزلی در رثای تبریز
ای دل چه کنم به او که دلدار تو نیست
از یار چه پرسم که چرا یار تو نیست
با او چه سخن تو خود گرفتار شدی
ما را چه گنه که او وفادار تو نیست...


یک دکلمه بسیار زیبا در شاخه گل شماره 402 (اجرای سیاوش شجریان)


دریافت کنید
(۳۰-شهريور-۸۷ ۱۲:۲۳ عصر)صبا نوشته : [ -> ]جان جهان

1- اجرای پاریس
2- آلبوم نوا

دریافت کنید
راستی آقا امیر میشه لطفا در مورد کنسرت پاریس کمی اطلاعات بدی.

دقیقاً کدام کنسرت پاریس را می‌گویی؟ یک کنسرت معروف هست که گمان می‌کنم با گروه پایور اجرا شده است و اما "جان جهان " در آن نیست.
والا من خودم هم در حال بهتم تقریبا
یکی از دوستان یه اجرا به من داد و گفت کنسرت پاریس. خودش هم اطلاع درستی نداشت. این کنسرت نباید همونی باشه که شما اشاره کردی. سعی خواهم کرد بطور کامل آپلودش کنم بعد در موردش ازت سوال می کنم
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21
آدرس اصلي