۳۱-شهريور-۸۷, ۰۹:۱۲ عصر
۱-مهر-۸۷, ۱۲:۴۱ صبح
امشب یک قطعه تصویری از دو نوازی استاد بیگجه خانی (تار) و استاد محمود فرنام (دایره) را از جشن هنر شیراز آپلود کردم.
نوازندگی هر دو بینهایت زیباست. استاد بیگجه خانی را همه می شناسند. ولی استاد محمود فرنام کمتر شناخته شده هستند. تبحر او در دایره نوازی بسیار دیدنی و شنیدنیست. شوربختانه شنیده ام که ایشان شاگردی نداشته اند تا راهش را ادامه دهند (از درستیش دل استوار نیستم)
اگر نبینید بی گمان زیان می کنید.
از اینجا دریافت کنید.
نوازندگی هر دو بینهایت زیباست. استاد بیگجه خانی را همه می شناسند. ولی استاد محمود فرنام کمتر شناخته شده هستند. تبحر او در دایره نوازی بسیار دیدنی و شنیدنیست. شوربختانه شنیده ام که ایشان شاگردی نداشته اند تا راهش را ادامه دهند (از درستیش دل استوار نیستم)
اگر نبینید بی گمان زیان می کنید.
از اینجا دریافت کنید.
۱-مهر-۸۷, ۰۶:۳۶ عصر
این ترانه فرهاد هنوز منو مسخ می کنه...
تو فکر یک سقفم
یک سقف بی روزن
یک سقف پا برجا
محکمتر از آهن
سقفی که تن پوش
هراس ما باشه
تو سردی شبهام
لباس ما باشه
سقفی اندازه قلب من و تو
واسه لمس تپش دلواپسی
برای شرم لطیف آینه ها
واسه پیچیدن بوی اطلسی
زیر این سقف با تو از گل از شب و ستاره می گم
از تو و از خواستن تو می گم و دوباره می گم
زندگیمو زیر این سقف با تو اندازه می گیرم
گم می شم تو معنی تو, معنی تازه می گیرم
سقفمون افسوس و افسوس
تن ابر آسمونه
یه افق یه بی نهایت
کمترین فاصلمونه
تو فکر یک سقفم
یک سقف رویایی
سقفی برای ما
"حتی مقوایی "
تو فکر یک سقفم
یک سقف بی روزن
سقفی برای عشق
برای تو با من
سقفی اندازه ی قلب من و تو
واسه لمس تپش دلواپسی
برای شرم لطیف آینه ها
واسه پیچیدن بوی اطلسی
زیر این سقف
"اگه باشه "
می پیچه عطر تن تو
لختی پنجره هاشو
می پوشونو پیرهن تو
زیر این سقف
خوبه عطر خود فراموشی بپاشیم
آخر قصه بخوابیم
اول ترانه پاشیم
سقفمون افسوس و افسوس
تن ابر آسمونه
یه افق یه بی نهایت
کمترین فاصلمونه
تو فکر یک سقفم .
یک سقف بی روزن
یک سقف پا برجا
محکمتر از آهن
سقفی که تن پوش
هراس ما باشه
تو سردی شبهام
لباس ما باشه
سقفی اندازه قلب من و تو
واسه لمس تپش دلواپسی
برای شرم لطیف آینه ها
واسه پیچیدن بوی اطلسی
زیر این سقف با تو از گل از شب و ستاره می گم
از تو و از خواستن تو می گم و دوباره می گم
زندگیمو زیر این سقف با تو اندازه می گیرم
گم می شم تو معنی تو, معنی تازه می گیرم
سقفمون افسوس و افسوس
تن ابر آسمونه
یه افق یه بی نهایت
کمترین فاصلمونه
تو فکر یک سقفم
یک سقف رویایی
سقفی برای ما
"حتی مقوایی "
تو فکر یک سقفم
یک سقف بی روزن
سقفی برای عشق
برای تو با من
سقفی اندازه ی قلب من و تو
واسه لمس تپش دلواپسی
برای شرم لطیف آینه ها
واسه پیچیدن بوی اطلسی
زیر این سقف
"اگه باشه "
می پیچه عطر تن تو
لختی پنجره هاشو
می پوشونو پیرهن تو
زیر این سقف
خوبه عطر خود فراموشی بپاشیم
آخر قصه بخوابیم
اول ترانه پاشیم
سقفمون افسوس و افسوس
تن ابر آسمونه
یه افق یه بی نهایت
کمترین فاصلمونه
تو فکر یک سقفم .
بشنوید.
۳-مهر-۸۷, ۱۱:۵۵ صبح
سالها پیش، همایون شجریان به همراه ارکستر، قطعهای را اجرا کرده است به نام "دشت" (با این مطلع: درنوازشهای باد، در گل لبخند دهقانان شاد، ...). خواندن به همراه ارکستر، به علت تعدد سازها پیچیده و دشوار است و البته همایون بسیار خوب از عهده برآمده. گویا خود او نیز به همراه جناب یوسفزمانی آهنگسازی آن را به انجام رسانده است.
قطعه را احتمالاً شنیدهاید؛ اما به هر حال آنرا اینجا قرار میدهم. منتها اگر کسی از دوستان، نسخهی باکیفیتتری از آن را سراغ دارد، ما را بیخبر نگذارد که خیلی وقت است دنبال آنم.
قطعه را احتمالاً شنیدهاید؛ اما به هر حال آنرا اینجا قرار میدهم. منتها اگر کسی از دوستان، نسخهی باکیفیتتری از آن را سراغ دارد، ما را بیخبر نگذارد که خیلی وقت است دنبال آنم.
.:: دریافت کنید ::.
۴-مهر-۸۷, ۰۵:۴۱ عصر
یک ترانه زیبا از نامجو تقدیم به جناب امیر! 
بشنوید.

ببین دیازپام ده خوراندهاند
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
از سهراه آذری گذر
از حدود سروری گذر
از پیاز و جعفری گذر
از شراب خانگی گذر
از سهراه آذری گذر
ز کار و بار و یار و دلبر گذر
ز کار و بار و یار و دلبر گذر
دود سیگار را بگیر به عرش رو
فرش زیر پای را فروش
ز سر ز همسر گذر، ز مادر گذر
ز ما، ز ما، ز مادر گذر
دود سیگار را ببین برو بمیر
زیر پای را ببین، ز جان گذر
ز جان، ز خانمان گذر
عر بزن،
کوبهی سفالیات بر در بزن
گشوده شد چو در، ز در گذر
ز کار و بار و یار و حال و فال و دلبر گذر
ز کار و بار و یار و حال و فال و دلبر گذر
جسم خود سهراه آذری ببر برون نیا
شمال شهر را بکش، بکش به دشت آمپول و ساقیان و در گذر
ز سر، ز همسر زمادر گذر
تیغ و رگ ز جمجمه تپانچه بگذران
بر آزردگی خود کمانچه بگذران
ز جان گذر، زجان، ز خانمان
ز جان، ز جان
ز خانمان گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
ببین چگونه جان مشوش است، عدد بده
ببین شهید شد برادرت، عدد بده
ببین که نیستی عدد، نود بده
ز صد گذر
ببین ببین ببین ببین ببین ببین
ببین ببین ببین ببین ببین ببین
دلت به انتظار چشمهاست، عدد بده
دلت به انتظار چشمهاست...
ببین جهان چگونه کرده است، راست
نرو به زیر کار و بار دلبران، گران
نرو نرو نرو، نرو به زیر کار و بار دلبران گران
خزان شدی و سست و زرد
از کران تا کران
دلت چه شد، دلت چه شد
به باد رفت
تمام ایدهها و آرزو، ز یاد رفت
چست و چابکی چنین که خشم دردهی
ز جان گذر
ز جان ز خانمان گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
برو ونک به گوشهای نشین و ساز زن
برو چنان به زیر آواز زن
دد بشو، بشو تهمتن و ز هفتخوان گذر
دد بشو، دد بشو، دد بشو
بشو بشو تهمتن و ز هفتخوان گذر
تیغ و رگ ز جمجمه تپانچه بگذران
بر آزردگی خود کمانچه بگذران
ببین ببین ببین ببین ببین ببین
ببین ببین ببین ببین ببین ببین
ببین دیازپام ده خوراندهاند خلق را
ببین چگونه کردهاند مد ریای دلق را
ببین چگونه بشکنند جای شیشه طلق را
ببین چگونه پول میدهیم، نفت و آب و برق را
ببین احاطه کرده است عدد
فکر خلق را
مچاله شو به جوی آب شو روان، عدد بده
زباله شو به گوشهای غمین هزار ساله شو، عدد بده
این قرار عاشقانه را، عدد بده
شور و حال عارفانه را، عدد بده
رو جهان بیکرانه را سند بزن
روی رود، روی رود، روی رود، روی رودِ تشنگیت، سد بزن
عدد عدد عدد عدد عدد عدد بده
عدد عدد عدد عدد عدد عدد بده
عدد عدد عدد عدد عدد عدد بده
عدد عدد عدد عدد عدد عدد بده
چه ماندهاست در برت فقط ندای ماندولین
چه ماندهاست در کفات، فقط سرنگ انسولین
انسولین و واسکازین و وازلین و واجبین و ژاولین و زاغلین و صاحبین و مومنین و ...
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
آی مرد سامری خفن شدی
در سهراه آذری کفن شدی
ای نماد بیکسی ز پیچ و تاب این زمانه
چون چلاندهاند و تو رسن شدی
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
از سهراه آذری گذر
از حدود سروری گذر
از پیاز و جعفری گذر
از شراب خانگی گذر
از سهراه آذری گذر
ز کار و بار و یار و دلبر گذر
ز کار و بار و یار و دلبر گذر
دود سیگار را بگیر به عرش رو
فرش زیر پای را فروش
ز سر ز همسر گذر، ز مادر گذر
ز ما، ز ما، ز مادر گذر
دود سیگار را ببین برو بمیر
زیر پای را ببین، ز جان گذر
ز جان، ز خانمان گذر
عر بزن،
کوبهی سفالیات بر در بزن
گشوده شد چو در، ز در گذر
ز کار و بار و یار و حال و فال و دلبر گذر
ز کار و بار و یار و حال و فال و دلبر گذر
جسم خود سهراه آذری ببر برون نیا
شمال شهر را بکش، بکش به دشت آمپول و ساقیان و در گذر
ز سر، ز همسر زمادر گذر
تیغ و رگ ز جمجمه تپانچه بگذران
بر آزردگی خود کمانچه بگذران
ز جان گذر، زجان، ز خانمان
ز جان، ز جان
ز خانمان گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
ببین چگونه جان مشوش است، عدد بده
ببین شهید شد برادرت، عدد بده
ببین که نیستی عدد، نود بده
ز صد گذر
ببین ببین ببین ببین ببین ببین
ببین ببین ببین ببین ببین ببین
دلت به انتظار چشمهاست، عدد بده
دلت به انتظار چشمهاست...
ببین جهان چگونه کرده است، راست
نرو به زیر کار و بار دلبران، گران
نرو نرو نرو، نرو به زیر کار و بار دلبران گران
خزان شدی و سست و زرد
از کران تا کران
دلت چه شد، دلت چه شد
به باد رفت
تمام ایدهها و آرزو، ز یاد رفت
چست و چابکی چنین که خشم دردهی
ز جان گذر
ز جان ز خانمان گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
برو ونک به گوشهای نشین و ساز زن
برو چنان به زیر آواز زن
دد بشو، بشو تهمتن و ز هفتخوان گذر
دد بشو، دد بشو، دد بشو
بشو بشو تهمتن و ز هفتخوان گذر
تیغ و رگ ز جمجمه تپانچه بگذران
بر آزردگی خود کمانچه بگذران
ببین ببین ببین ببین ببین ببین
ببین ببین ببین ببین ببین ببین
ببین دیازپام ده خوراندهاند خلق را
ببین چگونه کردهاند مد ریای دلق را
ببین چگونه بشکنند جای شیشه طلق را
ببین چگونه پول میدهیم، نفت و آب و برق را
ببین احاطه کرده است عدد
فکر خلق را
مچاله شو به جوی آب شو روان، عدد بده
زباله شو به گوشهای غمین هزار ساله شو، عدد بده
این قرار عاشقانه را، عدد بده
شور و حال عارفانه را، عدد بده
رو جهان بیکرانه را سند بزن
روی رود، روی رود، روی رود، روی رودِ تشنگیت، سد بزن
عدد عدد عدد عدد عدد عدد بده
عدد عدد عدد عدد عدد عدد بده
عدد عدد عدد عدد عدد عدد بده
عدد عدد عدد عدد عدد عدد بده
چه ماندهاست در برت فقط ندای ماندولین
چه ماندهاست در کفات، فقط سرنگ انسولین
انسولین و واسکازین و وازلین و واجبین و ژاولین و زاغلین و صاحبین و مومنین و ...
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
آی مرد سامری خفن شدی
در سهراه آذری کفن شدی
ای نماد بیکسی ز پیچ و تاب این زمانه
چون چلاندهاند و تو رسن شدی
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
بشنوید.
۵-مهر-۸۷, ۱۲:۲۰ عصر
(۴-مهر-۸۷ ۰۵:۴۱ عصر)Persian_queen نوشته : [ -> ]...
از سهراه آذری گذر
از حدود سروری گذر
از پیاز و جعفری گذر
از شراب خانگی گذر
از سهراه آذری گذر
...
دود سیگار را ببین برو بمیر
...
عر بزن،
...
برو ونک به گوشهای نشین و ساز زن
برو چنان به زیر آواز زن
...
ببین چگونه پول میدهیم، نفت و آب و برق را
...
انسولین و واسکازین و وازلین و واجبین و ژاولین و زاغلین و صاحبین و مومنین و ...
...
آی مرد سامری خفن شدی
در سهراه آذری کفن شدی
...
شمایان چنین چیزهایی را حقیقتاً گوش میدهید؟!! من سخت به خودم امیدوار و علاقهمند شدم!
۵-مهر-۸۷, ۰۱:۵۴ عصر
(۵-مهر-۸۷ ۱۲:۲۰ عصر)Amir نوشته : [ -> ]شمایان چنین چیزهایی را حقیقتاً گوش میدهید؟!! من سخت به خودم امیدوار و علاقهمند شدم!
دندان اسب پیش کشی رو نمی شمارند آقای عزیز. بنشینید با علاقه و قدردانی به ترانه تقدیم شده به خودتان گوش دهید.

۶-مهر-۸۷, ۰۴:۴۴ عصر
در مملکت ما که هیچ چیز سر جای خود نیست، خانمهای خواننده هم جایگاه خود را نیافتهاند و مورد بیمهری واقع شدهاند. تازهآمدگان که به کل ناشناخته ماندهاند و قدیمیترها هم روی به فراموشی دارند.
بگذریم. این دو اثر را بشنوید:
ــ تصنیفی به آهنگسازی « علینقی وزیری » ، با آواز « الهه » و با همراهی ارکستری تحت رهبری « جواد معروفی »
بر غزل جاودانهی « سعدی » (ای ساربان، آهسته ران، کآرام جانم میرود ... )
ــ تصنیفی به آهنگسازی « محمدعلی کیانینژاد » ، با آواز « زویا ثابت » و با همراهی گروه « دستان »
بر غزل شاهکار « حافظ » ( آن کیست کز روی کرم، با ما وفاداری کند ... )
بگذریم. این دو اثر را بشنوید:
ــ تصنیفی به آهنگسازی « علینقی وزیری » ، با آواز « الهه » و با همراهی ارکستری تحت رهبری « جواد معروفی »
بر غزل جاودانهی « سعدی » (ای ساربان، آهسته ران، کآرام جانم میرود ... )
ــ تصنیفی به آهنگسازی « محمدعلی کیانینژاد » ، با آواز « زویا ثابت » و با همراهی گروه « دستان »
بر غزل شاهکار « حافظ » ( آن کیست کز روی کرم، با ما وفاداری کند ... )
۶-مهر-۸۷, ۰۶:۴۰ عصر
(۵-مهر-۸۷ ۱۲:۲۰ عصر)Amir نوشته : [ -> ]شمایان چنین چیزهایی را حقیقتاً گوش میدهید؟!! من سخت به خودم امیدوار و علاقهمند شدم!
امیر جان البته با شما هم عقیده ام
اما خب بین کارهای نامجو هم مسلما ترانه هایی پیدا میشه که به دلت بشینه
میتونی فقط یه بار گوش بدی و اهنگهاروبرا خودت گلچین کنی، همون کاری که من با نامجو کردم

(۲۷-شهريور-۸۷ ۰۴:۱۵ عصر)صبا نوشته : [ -> ]ترانه های جناب قاسیموف
توضیح اساسا ضروری: دوستان لطفا اینقدر از بنده نخواهید این کارها را به فارسی ترجمه کنم به دو دلیل:
1- برید ترکی یاد بگیرید
2- گیرم قصدی از ترجمه هم بود. تصور کنید وقتی شما دو نفر یار حامی مثل نگار و نازخاتون دارید که هم جواب سلامتون رو میدن و هم سه سوت بهتون کمک می کنن دیگه مشکلی نیست که!!
دریافت کنید
کاش امکانش بود اینارو بگیرم
الهی هرچی اینترنته تو ایران یا پرسرعت بشه، یا کلا محو و نابود بشه
با اجازه یه توضیح اضافه تر هم من بدم خدمتتون
به نظر من ترانه های اذری که ترجمه میشن نصف مفهوم ترانه از بین میره
برا همین اکثرا دوست ندارم ترانه ها رو برا کسی ترجمه کنم
چون یا من درست ترجمه نمی کنم، یا به طور حتم کلمات و اصطلاحاتی وجود داره که تو فارسی معادل نداره
یادمه موسی ازم خواسته بود ترانه "ساری گلین" رو براش ترجمه کنم
الانم که ترجمه م یدام میفته خنده م میگیره
و البته کمی شرم 
(۱-مهر-۸۷ ۰۶:۳۶ عصر)Persian_queen نوشته : [ -> ]این ترانه فرهاد هنوز منو مسخ می کنه...
در جواب این پست نگار جان؛ فرهادو بابام بهم معرفی کرد
ترانه هاش برام همیشه یادآور پدر عزیزمه

![[تصوير: 4694330.jpg]](http://ax.tirip.com/res/l/4694330.jpg)
جمعه ها
توی قاب خیس این پنجرهها
عکسی از جمعهی غمگین میبینم،
چه سياه ئه به تناش رخت عزا!
تو چشاش ابرای سنگین میبینم.
داره از ابر سیا خون میچکه!
جمعهها خون جای بارون میچکه!
نفسام در نمیآد، جمعهها سر نمیآد!
کاش میبستم چشامو، اين ازم بر نمیآد!
داره از ابر سیا خون میچکه!
جمعهها خون جای بارون میچکه!
عمر جمعه به هزار سال میرسه،
جمعهها غم دیگه بیداد میکنه،
آدم از دست خودش خسته میشه،
با لبای بسته فرياد میكنه:
داره از ابر سیا خون میچکه!
جمعهها خون جای بارون میچکه!
جمعه وقت رفتن ئه, موسم دلکندن ئه،
خنجر از پشت میزنه, اون كه همراه من ئه!
داره از ابر سیا خون میچکه!
جمعهها خون جای بارون میچکه!
دانلود کنید
۷-مهر-۸۷, ۱۱:۲۰ صبح
(۴-مهر-۸۷ ۰۵:۴۱ عصر)Persian_queen نوشته : [ -> ]یک ترانه زیبا از نامجو تقدیم به جناب امیر!
[align=center]ببین دیازپام ده خوراندهاند
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر
.
.
.
اخویان و همشیره گان
این ترانه در هجو شیره کشان . شیره ای ها و از این قبیل است.
شما چرا همه چیز را به هم اندر می کنید؟
من طالب وصلت نبودم
گر سوی بامت پر گشودم
گفتم مگر جویم تو را در خلوت دل
دنبال دل افتاده ام منزل به منزل . . .
دوستان اگه اینو کسی داره لطفا آپلود کنه.
تو سی دی 50 سال بود که من متاسفانه بهش دسترسی ندارم
۷-مهر-۸۷, ۱۲:۴۶ عصر
(۷-مهر-۸۷ ۱۱:۲۰ صبح)صبا نوشته : [ -> ]من طالب وصلت نبودم
گر سوی بامت پر گشودم
گفتم مگر جویم تو را در خلوت دل
دنبال دل افتاده ام منزل به منزل . . .
دوستان اگه اینو کسی داره لطفا آپلود کنه.
تو سی دی 50 سال بود که من متاسفانه بهش دسترسی ندارم
از کیست؟
۷-مهر-۸۷, ۰۱:۱۶ عصر
فکر کنم از بانو الهه
۷-مهر-۸۷, ۰۳:۴۵ عصر
(۷-مهر-۸۷ ۱۱:۲۰ صبح)صبا نوشته : [ -> ]اخویان و همشیره گان
این ترانه در هجو شیره کشان . شیره ای ها و از این قبیل است.
شما چرا همه چیز را به هم اندر می کنید؟

چرا عصبانی می شوید جناب صبا؟ ما دلمان نازک است این اخم و تخم را طاقت نمی آوریم می زنیم زیر گریه ها! آن پست یک شوخی بود و بس...

۷-مهر-۸۷, ۰۴:۵۹ عصر
(۷-مهر-۸۷ ۱۱:۲۰ صبح)صبا نوشته : [ -> ]اخویان و همشیره گانمن اینگونه فکر نمیکنم.
این ترانه در هجو شیره کشان . شیره ای ها و از این قبیل است.
شما چرا همه چیز را به هم اندر می کنید؟
این شعر خیلی رندانه هیچ سرخطی برای تفسیر و یا نسبت دادن به عقیده و یا فکری نمیدهد. بخشهایی از اون انتقاد اقتصادی و بخشهایی انتقاد سیاسی بخشهایی چرت و پرت و ... همه اینها هست و اینها نیست. برای نمونه وقتی از پول دادن آب و برق و ... میخواند قبل از اینکه چیزی در ذهنت نقش ببندد میخواند " این قرار عاشقانه را عدد بده " و اجازه نقش بستن هیچ تصویری در ذهن نمیدهد.
در کل من این شعر را حاصل تجربهای شخصی (بیشتر انتزاعی) میدانم که به گونهای در جستجوی آرامش بوده. آرامشی که ممکن است با دیازپام ده بدست بیایید
۸-مهر-۸۷, ۰۱:۴۴ عصر
(۷-مهر-۸۷ ۰۳:۴۵ عصر)Persian_queen نوشته : [ -> ]
چرا عصبانی می شوید جناب صبا؟ ما دلمان نازک است این اخم و تخم را طاقت نمی آوریم می زنیم زیر گریه ها! آن پست یک شوخی بود و بس...
ما و عصبانیت از شما ترکان خاتون؟!
بله می دونم شوخی بود. قسمت اعظم از آتش های نامجو و قلقلک امیر از تنور شما بلند میشه. اینقدر این امیر خان را اذیت نکن. یه دفعه ای از غصه نامجو میره تو مایه دیلمان یا در مایه داد و بیداد حالتو میپرسه ها!
۸-مهر-۸۷, ۰۱:۵۹ عصر
(۷-مهر-۸۷ ۰۴:۵۹ عصر)Naakas نوشته : [ -> ]من اینگونه فکر نمیکنم.
این شعر خیلی رندانه هیچ سرخطی برای تفسیر و یا نسبت دادن به عقیده و یا فکری نمیدهد. بخشهایی از اون انتقاد اقتصادی و بخشهایی انتقاد سیاسی بخشهایی چرت و پرت و ... همه اینها هست و اینها نیست. برای نمونه وقتی از پول دادن آب و برق و ... میخواند قبل از اینکه چیزی در ذهنت نقش ببندد میخواند " این قرار عاشقانه را عدد بده " و اجازه نقش بستن هیچ تصویری در ذهن نمیدهد.
در کل من این شعر را حاصل تجربهای شخصی (بیشتر انتزاعی) میدانم که به گونهای در جستجوی آرامش بوده. آرامشی که ممکن است با دیازپام ده بدست بیایید
صحیح است ناکس جان.
این دقیقا قاراشمیش مبتلا به جامعه است و لا غیر. تصویر ارائه شده توسط شما بسی جامع تر از حرف من بود. ممنونم
راستی آواتار جدیدت مبارک!
۸-مهر-۸۷, ۰۲:۴۷ عصر
(۸-مهر-۸۷ ۰۱:۴۴ عصر)صبا نوشته : [ -> ]ما و عصبانیت از شما ترکان خاتون؟!
بله می دونم شوخی بود. قسمت اعظم از آتش های نامجو و قلقلک امیر از تنور شما بلند میشه. اینقدر این امیر خان را اذیت نکن. یه دفعه ای از غصه نامجو میره تو مایه دیلمان یا در مایه داد و بیداد حالتو میپرسه ها!

حق با شماست. شوخی زیادی خوب نیست. خوب حالا شما بفرمایید از کدام هنرمندان دل خوشی ندارید؟

چند ترانه از الهه:
آوای تنهایی
مرا ببوس
تصنیف رسوای زمان
۹-مهر-۸۷, ۰۶:۵۱ عصر
۹-مهر-۸۷, ۰۷:۵۱ عصر
۱۰-مهر-۸۷, ۱۲:۴۲ عصر
