گزاره

نسخه‌ي كامل: نغمه‏ها ، ترانه‏ها و خاطره‏ها ( 2 )
شما هم اكنون متن قالب بندي نشده را مي‌بينيد.مشاهده‌ي نسخه‌ي اصلي
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21
(۱۶-آبان-۸۷ ۰۳:۴۸ عصر)Amir نوشته : [ -> ]درود،

از تصنیف « آتش دل » با آواز « همایون شجریان » سخن رفت. بد نیست این اجرای استادانه، به اشتراک گذاشته شود. البته پیش‌ترها چنین کاری صورت گرفته بود، اما نخست آنکه آن قطعه از پایگاه زدوده شده است؛ دوم، نسخه‌ای که خواهید شنید ـ برخلاف آن دیگری ـ دارای کیفیت بسیار خوبی است؛ و سوم آنکه همایون و کارهایش اینجا طرفدار زیاد دارد!



آتـــشـــــی در سـیـــنــــــه دارم جـــــاودانـــی .......... عمــر مـن مـرگی‌ اســت نـامــش زنـدگــانـــی

رحمتـی کـن کــز غـمــت جـــان مـی‌سپـــارم .......... بـیــــش از ایـن مــن طـاقــت هــجـــران نــدارم

کی نهـی بـر سـرم پـای ای پــری از وفــاداری .......... شد تمام اشک من بس در غمت کرده‌ام زاری

نــوگـلـــــی زیـبـــــا بـــود حـســـن و جــوانــی .......... عطـــر آن گــل رحـمـــت اســت و مهــربــانـــی

نــــاپـسـنـــدیـــــده بـــــود دل شـکــســتــــــن .......... رشـتـــــه‌ی الـفــــت و یـــــاری گـســســتـــــن

کـــی کـنـــی ای پــری تـــرک سـتـمــگــــــری .......... می‌فکنـــی نظـری آخــر به چشــم ژالــه بــارم

گــــر چـــه نـــــاز دلــبـــــــــران دل تـــــازه دارد .......... نـــــــاز هـــــــم بــــــر دل مــــــن انــــــدازه دارد

حـیــــفُ گــر تـرحمـی نمی‌کنـی بر حـال زارم .......... جـز دمـی کـــه بگـذرد کـه بگـذرد از چــاره کارم

دانمـــت که بر سـرم گـذر کنـی به‌رحمـت امـا .......... آن زمان کـــه بر کشــد گیاه غـم سـر از مــزارم


-------------------------------------------------------

« آتش دل » ، با آواز همایون شجریان

تصنیف شور (مایه‌ی دشتی) ، ساخته‌ی مرتضی نی‌داود ، بر شعری از حسین پژمان بختیاری

.

آب سر چشمه

دو اجرای مختلف ِ قمر‌الملوک وزیری از این تصنیف.

اجرای اول
اجرای دوم

نقطه اشتراک دیگر قمر با همایون این است که قمر هم در زمان خود دلربایی‌ها کرده Evlgtn


ــــــــــــــــــــــ
پ.ن
این دو فایل را در پایگاه جدیدی آپلود کردم. دوستان مهر کنند و ببینند هنگام در دریافت فایل مشکلی دارد یا نه
اگر لگد نمی زنید، بایستی بگویم اجرای همایون( به استثنای تنظیم ارکستر) بسیار تاثیر گذارتر و محکم تر از قمر است.Evlgtn دریغا که صاحب این حنجره به جفنگ خوانی افتاده است!
1- بی تلبیت
مگر ما کی اینجا به کسی لقد انداخته ایم که ..؟
2- بله
همایون اجرایش دقیقا آدم را به حال و هوای مخملین مشروطه می برد
3- توضیح؟
اولین بار است که کسی این را می گوید.
پیرامون اینکه کدام اجرا بهتر است صحبتی نیست؛ پسند ِ هرکس مشخص می‌کند. اما این "جفنگ‌خوانی" اتهام بزرگی است. دلیل و نمونه در اثباتش بیاور ببینیم حرف حسابت چیست موسی!
درود،

اجرایی خصوصی در آرشیو یافته‌ام که برای خودم هم تازگی دارد. گویا محفلی بوده است و شجریان و موسوی و ذوالفنون و دیگران. افزون بر ساز و آواز، تصنیفی هم اجرا کرده‌اند که جالب و شنیدنی است ...



نـکـنــــم اگــــر چـــاره دل هــرجــــایــــی را .......... نـتـــوانــــم و تـــن نـدهــم رســوایـــی را

همه‌شب من اختر شمـرم کی گـردد صبح .......... مـه من چــه دانــی تــو غــم تنهــایـی را

چه خوش است اگـر دیـده رخ دلـبــر بیـنــد .......... نـبــود جـــز ایـــن فـــایــده‌ای بـیـنـایـی را

چه قیامت است این کـه تو در قامـت داری .......... بـنگـــر بـــه دنـبـالـت عجب غـوغـایــی را


........................................................................

« دل هرجایی » ، با آواز محمدرضا شجریان

تصنیف افشاری ، ساخته‌ی عارف قزوینی

.
(۱۹-آبان-۸۷ ۱۰:۳۴ صبح)صبا نوشته : [ -> ]1- بی تلبیت
مگر ما کی اینجا به کسی لقد انداخته ایم که ..؟
2- بله
همایون اجرایش دقیقا آدم را به حال و هوای مخملین مشروطه می برد
3- توضیح؟
اولین بار است که کسی این را می گوید.

(۱۹-آبان-۸۷ ۱۰:۵۷ صبح)Amir نوشته : [ -> ]پیرامون اینکه کدام اجرا بهتر است صحبتی نیست؛ پسند ِ هرکس مشخص می‌کند. اما این "جفنگ‌خوانی" اتهام بزرگی است. دلیل و نمونه در اثباتش بیاور ببینیم حرف حسابت چیست موسی!

جناب صبا، لگد زدن در واژه نامه ی من به معنای سرزنش کردن است. بی ادبی نشود!Drink

اتهام بزرگی نیست، محض نمونه به آلبوم با ستاره ها(به جز تصنیف با ستاره ها) گوش دهید.

پ.ن: از همین حالا، کناره گیریم را از هر نوع بحث احتمالی اعلام می کنم.prays
من فکر می کنم در بحث "با ستاره ها" مشکل از آهنگ ساز است. اگرچه خواننده هم باید دقت کافی در این زمینه می کرد. اما اخوی جفنگ خواندن دیگه خیلی ...
جنفگیات رو بعض دیگر می خونند برادر.


2- نه بابا! بفرما بحث کن تو رو خدا!

پی نوشت:
سرداران! طرف همینطوری یه وری شد. نزنیدش دیگر!
(۹-آبان-۸۷ ۰۹:۵۱ عصر)Naakas نوشته : [ -> ]عملیات غیر‌ممکن
۳+۱۰

درود دوستان گرامی
یک درخواست غیر‌ممکن دارم.
از همه اعضا ثابت و متحرک نغمه‌ها می‌خواهم یک لیست از ۱۰ ترانه و ۳ آواز برتر از دید خود را بنویسند.

خودم تلاش می‌کنم به زودی این کار را بکنم

1- ناکس گرامی! ممنون. اون قضیه حل شد.
2- ناکس گرامی! ....
3- ناکس گرامی این لیست من تنها از بین 39 آلبوم استاد ارائه می شود. تا حالا هیچگاه در مورد انتخاب موسیقی به این فجاعت نیفتاده بودم. پس باز هم:
4- ناکس گرامی!....

5- بفرمایید:

الف)ترانه های ده گانه:
1- آستان جانان/ آلبوم آستان جانان
2- چه شود که به چهره زرد من/ آلبوم بهار دلکش
3-آنکه هلاک من/ آلبوم بت چین (و دو سه آلبوم دیگر)
4- گر به تو افتدم نظر / آلبوم چهره به چهره
5-ای یوسف خوشنام ما/ آلبوم دود عود
6- خواهم که بر زلفت هر دم زنم شانه/ آلبوم خزان
7- جان جهان/ آلبوم نوا
8- هر دمی چون نی از دل نالان شکوه ها دارم/ آلبوم سروچمان
9- در این سرای بی کسی/ آلبوم جام تهی
10- دیده دریا کنم/ آلبوم گنبد مینا

ب) آوازها
1-باز بانگی از نیستان می رسد/ آلبوم به یاد عارف
2- آتش عشق تو در جان خوشتر است/ آلبوم دود عود
3- اگر تو فارغی از حال دوستان یارا/ آلبوم گلبانگ شجریان1


ما نیز رستیم و فریضه را به جای آوردیم.
و له الحمد و لنا الشکر!
[تصوير: a2ec852d7d.jpg]

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ​ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ​ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



« سرو روان » ، با آواز قمرالملوک وزیری

تصنیف نوا ، بر غزل سعدی


جانـا هزاران آفرین بـر جانت از سر تـا قـدم .......... صانـع خدایـی کاین وجود آورد بیرون از عدم

خورشید بر سرو روان هرگز ندیدم در جهان .......... وصفت نگنجـد در بیـان، نامت نیایـد در قلـم


ـــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن: افسوس که عمر روزگار دیجیتال، به زمان قمر نمی‌رسد.
.
(۱۵-آبان-۸۷ ۰۱:۴۸ عصر)Naakas نوشته : [ -> ]پ.ن
اگر صبا و پاکدل و به عنوان دو عضو اصلی این جستار هم لیستی بدهند می‌توانیم فعلا این بساط رو جمع کنیم
[/color]

پاکدل جان
همه منتظر شماییم.
(۱۲-آبان-۸۷ ۱۰:۲۲ عصر)صبا نوشته : [ -> ]خداحافظی با سنت:
چند روز اخیر را در یکی از کشورهای تقریبا پیشرفته آسیای بودم.
اینجا هم همانگونه که بهتر از من می دانید شرایط همانند کشور ماست. در چند برنامه و جشنواره که انواع موسیقی محلی و سنتی تا موسیقی های جدید در آن اجرا می شد را از نزدیک دنبال می نمودم.
بله
سنت و موسیقی سنتی (تعریف: موسیقی که در طول سالیان متمادی همراه طی مراحل تطور و تشکیل یک تمدن تکمیل شده و هم اکنون بعنوان نماد آن تمدن محسوب می شود) تقریبا در حال فراموشی است. نسل جدید هیچ (تاکید) ارتباطی با این موسیقی برقرار نمی کند.
وقتی این لحظه ها را می بینم یاد پسرعموهای واقعا دوست داشتنی ام – ترکان قشقایی- می افتم. از آن همه سنت و فرهنگ و آیین زندگی که عظمتی بود برای خود، تقریبا هیچ نمانده و تنها چند نماد و چادر برای شو و نمایش در مراسم و جشنواره ها. این موسیقی سنتی هم گویا در این مسیر افتاده است.
شاید دوستان به این سخن من خرده بگیرند اما خواهش من این است که به "موسیقی" صرف نگاه نکنید. سمت و سوی عالم را اگر بنگرید به وضوح در می یابید که جهان پنجاه سال آتی، فضایی نخواهد بود که در تصور ما نیز بگنجد. روابط عالم با سرعت فزاینده و سرسام آوری در حال تغییر است. نسل هایی که دارند می آیند اصلا ما را نمی فهمند. تنها اشتراکات ما کم کم محدود خواهد شد به عنوان کلی ما که انسان است. به هر حال این پست هم نه از بابت اعلام تاسف و نگرانی بلکه صرفا برای بیان وضعیت و روند سیر دنیا زده می شود. به هر حال هر زمانی مقتضیات خود را دارد و اسباب لذت و فرحمندی ویژه خود. جای تاسف هم واقعا ندارد از نگاه من. دنیا همین را می خواهد


باید کم کم از این موسیقی خداحافظی کرد و رفتنش را پذیرفت.

پ ن:
دوستان الان همه گرم ابداع ناکس بزرگ اند. من هم به خیلی دلیلها خواهش می کنم اگر دوستان می خواهند به این سخن من پاسخی بدهند لطف نموده و بگذارند بعد از اتمام انتخاب برترین ها. اگر نیازی بود خود نیز یادآوری می کنم.


دوستان اگر پاسخی دارند ارائه بفرمایند
دیری است که هرآنچه « هنر » می‌دانیم و می‌نامیم، شتابان به راه ِ دیگری می‌رود. می‌رود و دگرگون می‌شود و دور. می‌رود و بسیاری نیز در پی‌اش ...
من اما ایستاده‌ام به تماشا.


پ.ن: در گفتگویی دامنه‌دار ـ اگر شکل گیرد ـ کاربردی‌تر خواهم نوشت.
« نگارا » ، با آواز همایون شجریان

تصنیف راست‌پنجگاه



نگـارا ایـن همـه قهـر و غضب چیست
دلت بر ما نمی‌سـوزد، سبب چیست

بیا آرام جـانـــم
بیا سـرو روانــم
بیا شیرین‌زبانم
رطب چیست

به ‌روی تو، آینـه مفتون
ز جعد تو، غالیـه پرخون

اگر تو را دل شود عاشق، عجب نیست



ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن: بی‌شک، بهترین اجرای این تصنیف، از آن ِ « پریسا » است.
.
برای شیرینی آغاز هفته و یادآوری آنچه که هستیم و آنچه که باید باشیم دو هدیه بسیار زیبا به دوستان تقدیم می کنم.
این دو ترانه زیبای ترکی خطاب به انسانهاست. که مهربان باشند و انسان!

عالیم قاسیموف
مهریبان اولاق


دویغولاریم دیله گلدی یئنه
آی اینسانلار قولاق آسین منه
بیر کونولده مین جان اولاق
داها دا مهریبان اولاق
مهریبان درد کش بیر اینسان اولاق
مهریبان اولاق
تمیز عشقین محبتین توتاق
دییک گولک غم غصه دن اوزاق
بیر کونولده مین جان اولاق
داها دا مهریبان اولاق

احساساتم دوباره به سخن در آمدند.
ای انسانها به سخنم گوش دهید
همچون هزار روح باشیم در یک قلب
باز بیشتر مهربانی کنیم
انسانی دردکشیده و مهربان باشیم
مهربان باشیم
عشق و محبت پاک را بجوییم
بگوییم و بخندیم دور از غم و غصه
همچون هزار روح باشیم در یک قلب
باز بیشتر مهربانی کنیم


رشید بهبوداف
تلسین اینسانلار


تلسین اینسانلار شادلیق گورمه گه
غم غصه گورمه که گئجیکین بیر آز
تلسین اینسانلار دئییب گولمه گه
گوز یازیشی توکمکده ن بئزیکین بیر آز

سس سالین سمایا سویا توپراقا
تلسین اینسانلار الدن توتماغا
تلسین عمر ائدیب شان یاشاماغا

سیز هرده ن چیخادین خاطرینیزدن
حیات دا پیسلیک وار غم وار کدر وار
سیز هر ده ن چیخادین خاطرینیزدن
حیات دا دهشتلی فاجعه لر وار

سس سالین سمایاسویا توپراغا
تلسین اینسانلار الدن توتماغا
تلسین عمر ائدیب شان یاشاماغا

تلسین تلسین تلسیر زامان
دوزلمز ایشه ده دوزلدی دئیین
هرده ن قوجایا دا گنج سن جوان سان
هر ده ن پیسینه ده گوزلسن دئیین

سس سالین سمایا سویا توپراغا
تلسین اینسانلار الدن توتماغا
تلسین عمر ائدیب شان یاشاماغا

ای انسانها بشتابید برای شادی کردن
کمی از غم و غصه ها فاصله بگیرید
ای انسانها بشتابید برای گفتن و خندیدن
از ریختن اشک چشم کمی بیزاری بجویید

در آسمان و زمین و دریا آوا در افکنید
ای انسانها بشتابید برای یاری دیگران
بشتابید تا با سربلندی عمر را سپری کنید

گاهی از یاد ببرید
که در زندگانی بدی و غم و کدورت وجود دارد
گاهی فراموش کنید
که در زندگانی فاجعه های دهشتناکی وجود دارد

در آسمان و زمین و دریا آوا در افکنید
ای انسانها بشتابید برای یاری دیگران

بشتابید بشتابید زمان دارد به سرعت می گذرد
گاهی کارهایی که درست نمی شوند را درست شده بیانگارید
گاهی به پیران بگویید که جوان اند
گاهی نا زیبایان را هم با صفت زیبا خطاب کنید

در آسمان و زمین و دریا آوا در افکنید
ای انسانها بشتابید برای یاری دیگران


تقدیم به شما
دوستان ما مدتی است که به محدودیت زدگی گرفتار آمده ایم. آثار بسیار فاخری را (مثلا خود من) همینطوری چشممان بهش نمی خورد. یک مقداری تغییر لازم است برادارن و خواهران.
آن موجی که در گزاره سابق پیش آمد و یک هویی برخی دوستان با استقبال از پیشنهاد انقلاب برای مدتی رو به نغمه ها آوردند (و صد البته زنده باد ایرانی: ولش نمودند!!) را که به خاطر دارید؟
آیا این روند یکنواختی که در نغمه ها حاکم شده چاره پذیر است؟
آیا فکر می کنید خیلی بلندپروازانه خواهد بود اگر بنده پیشنهاد بدهم که یک لیست از خوانندگان موسیقی اصیل ایرانی را تهیه کنیم و بعد هر یک از ارکان نغمه ها دنبال جمع آوری و ارسال آثارش برود؟

من خود با این نام آغاز می کنم:
بیژن بیژنی را اگر چه با نام از مدتها پیش می شناختم اما تا چند هفته پیش فرصتی برای گوش کردن به آثارش پیدا نکرده بودم تا اینکه ...

بیژنی از چند جهت مورد توجه است:
1-صدای بم و گرم مردانه اش
2-علاقه خاصش به کار در زمینه موسیقی فولکلوریک
3-بی سر و صدا و بی حاشیه بودنش
4-زیبایی انتخابها و نیز اجراهایش

ایشان با استفاده از تم ترانه های محلی و انتخاب اشعار جدید برایشان ترانه های زیبایی خلق نموده. به هر حال همین کار خود ظرافت بالایی می خواهد که در بسیاری از مواقع بدلیل عدم توجه خوانندگان ترانه هایی از این دست خوب از آب در نمی آیند. چند کار زیبا از آلبوم چهار فصل را تقدیم می کنم.


می پسندید.


پ ن:
ای آنکه ما را صرفا بستی به جناب شجریان! هم ببین و هم بشتاب!
بیژن بیژنی را با بازخوانی‌هایی که از آثار دیگران اجرا کرده است، می‌شناختم. در کل بد نیست.


-----------------------------------------------

خوب، من متوجه نشدم که الان بالاخره چی شد؟! چه کار کنیم؟ بشتابیم؟ به کجا؟
نه حاجی
شما نشتابیده تان هم خوردنی هستید!!

دوستی پیام خصوصی داد که اینجا (و ما) در بست شجریانی شده است و طرحی نو و سخنی تازه....
بنده هم در پی نوشت آوردم که ملاحظه بفرمایند و برای طرح نو بشتابند.
جناب صبا مرسي واقعا!!!!...
شما شروع كنيد ،ما هم چشم...
باز هم اثر موسیقی:
هر وقت این را می شنوم انگار که یکی از لشکریان تئموچین هستم. سرگرم تاخت و تاز!

نك ناز ز من نیاز از عشق
قبله منم و نماز از عشق

از لاله نماز صبح خیزد
وز چشم شقایق اشك ریزد

بوی تو تراود از لبانم
ریزد گل یاس از دهانم

بندد در زندگی به رویم
بندد در غم به گفتگویم

ریزد سحر عطر عشق برباد
شیرین كند آرزوی فرهاد

آهسته ترك كه یار خفته است
ای مرغ مخوان بهار خفته است

ای روز تو را به جان خورشید
ای شام تو را به جان ناهید

ای تشنه تو را به آب سوگند
ای عشق تو را به خواب سوگند

جز عشق دگر سخن مگويید
غیر از گل عاشقی مبويید

آن خسته‌ی مانده در كویر است
آهوی نگاه اگر اسیر است

زان پیش كه سر بریدش از تن
آبی بدهیدش از دل من

آبی كه ز چشم عشق جوشید
آهوی دل منش بنوشید

نوشید صدای عشق را جان
پرواز گرفت سوی جانان

جانان من آفتاب فرداست
عشقم نفس صدای دریاست

من آب ز چشم باغ نوشم
تن را به شب آفتاب پوشم


آهنگساز:
فرهاد فخرالدینی (همشهری ما!)

خواننده:
بیژن کامکار

دریافت کنید
تو می‌گفتی وفادارم؛ محبت را خريدارم
ولي ديدم نبودی
تو گفتی آن حبيبم من؛ كه بر دردت طبيبم من
ولي دردم فزودی
تو می‌گفتی كه روز و شب، بود نام توام بر لب
ز عشقت بی‌شكيبم
ولی ديدم نمي‌جويی؛ به لب هرگز نمی‌گویی
به جز نام رقيبم

من از بی‌خبری ز ناز و دلستانی تو
شدم فتنه بر آن محبت زبانی تو

غم خود به فسون در دل من چون بنشاندی
زدی بر دل من آتش و در خون بنشاندی

گرچه ای پری ز دوريت بی‌قرار و بی‌شكيبم
بركنم دل از تو، بس بود هر چه داده‌ای فريبم

من تحمل جفای تو بيش از این نمی‌توانم
گر فرشته‌ای، دگر تو را از حريم دل برانم


...............................................................

« تو می‌گفتی » ، سالار عقیلی

.
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21
آدرس اصلي