۲۸-بهمن-۸۵, ۱۰:۲۰ صبح
۲۸-بهمن-۸۵, ۱۲:۱۷ عصر
Rouzbeh نوشته :ترانه ای خاطره انگیز (دستكم برای من ) از زنده یاد رشید بهبودف،
خواننده ی بنام آذری ، با نام " ریحان"
موسیقی آنرا هم خواهم نهاد
یاشا!
پیشدستی فرموده ما را از این خیرات محروم کردید!!
۲۹-بهمن-۸۵, ۰۳:۳۳ عصر
ترانهء "رسوای زمانه منم"
شعر : بهادر يگانه
آهنگ : همايون خرم
با صدای: الهه و ستار
![[تصوير: 997b351cb0e193a8cd91e103cd18405f.jpg]](http://www.fotothing.com/photos/997/997b351cb0e193a8cd91e103cd18405f.jpg)
شمع و پروانه منم
مست ميخانه منم
رسوای زمانه منم
ديوانه منم
رسوای زمانه منم
ديوانه منم
يار پيمانه منم
از خود بيگانه منم
رسوای زمانه منم
دیوانه منم
چون باد صبا در به درم
با عشق و جنون همسفرم
شمع شب بی سحرم
از خود نبود خبرم
رسوای زمانه منم
ديوانه منم
تو ای خدای من
شنو نوای من
زمين و آسمان تو ميلرزد
به زير پای من
مه و ستارگان تو ميسوزد
ز ناله های من
رسوای زمانه منم
ديوانه منم
رسوای زمانه منم
ديوانه منم
وای از اين شيدا دل من
مست و بی و پروا دل من
مجنون هر صحرا دل من
رسوا دل من
رسوا دل من
ناله تنها دل من
داغ حسرت ها دل من
سرمایه سودا دل من
رسوا دل من
خاک سر پروانه منم
خون دل پيمانه منم
چون شور ترانه تويي
چون آه شبانه منم
رسوای زمانه منم
ديوانه منم
رسوای زمانه منم
ديوانه منم
بشنوید.
شعر : بهادر يگانه
آهنگ : همايون خرم
با صدای: الهه و ستار
![[تصوير: 997b351cb0e193a8cd91e103cd18405f.jpg]](http://www.fotothing.com/photos/997/997b351cb0e193a8cd91e103cd18405f.jpg)
شمع و پروانه منم
مست ميخانه منم
رسوای زمانه منم
ديوانه منم
رسوای زمانه منم
ديوانه منم
يار پيمانه منم
از خود بيگانه منم
رسوای زمانه منم
دیوانه منم
چون باد صبا در به درم
با عشق و جنون همسفرم
شمع شب بی سحرم
از خود نبود خبرم
رسوای زمانه منم
ديوانه منم
تو ای خدای من
شنو نوای من
زمين و آسمان تو ميلرزد
به زير پای من
مه و ستارگان تو ميسوزد
ز ناله های من
رسوای زمانه منم
ديوانه منم
رسوای زمانه منم
ديوانه منم
وای از اين شيدا دل من
مست و بی و پروا دل من
مجنون هر صحرا دل من
رسوا دل من
رسوا دل من
ناله تنها دل من
داغ حسرت ها دل من
سرمایه سودا دل من
رسوا دل من
خاک سر پروانه منم
خون دل پيمانه منم
چون شور ترانه تويي
چون آه شبانه منم
رسوای زمانه منم
ديوانه منم
رسوای زمانه منم
ديوانه منم
بشنوید.
۲۹-بهمن-۸۵, ۰۷:۵۴ عصر
لطف
داروگ از نمونه های برجسته ی همراهی شعر نو با موسیقی ایرانی است که در برنامه ی گلها اجرا شده بود. همانگونه که سروران آگاهند،داروگ از سروده های بنام نیما یوشیج می باشد. استاد محمدرضا لطفی آن را آهنگسازی کرده و ارکستر بدست فرهاد فحرالدینی تنظیم می شود. آوازخوان نیز استاد شجریان می باشند.
سخن را به درازا نمی کشم، این تصنیف زیبا را از دست ندهید.

http://www.4shared.com/file/10828338/e9c71ea1/Darvag.html
خشک آمد کشتگاه من
در کنار* کشت همسایه.
گرچه می گویند:«می گیریند بر** ساحل نزدیک،
سوگواران در میان سوگواران.»
قاصد روزان ابری،داروگ! کی می رسد باران؟
بر بساطی که بساطی نیست
در درون کومه ی تاریک من که ذره ای با آن نشاطی نیست
و جدار دنده های نی به دیوار اتاقم دارد از خشکیش می ترکد
-چون دل یاران که در هجران یاران-
قاصد روزان ابری، داروگ!کی می رسد باران؟
______
البته در سروده ی نیما این دو واژه چنین هستند:
*جوار
**روی




داروگ از نمونه های برجسته ی همراهی شعر نو با موسیقی ایرانی است که در برنامه ی گلها اجرا شده بود. همانگونه که سروران آگاهند،داروگ از سروده های بنام نیما یوشیج می باشد. استاد محمدرضا لطفی آن را آهنگسازی کرده و ارکستر بدست فرهاد فحرالدینی تنظیم می شود. آوازخوان نیز استاد شجریان می باشند.
سخن را به درازا نمی کشم، این تصنیف زیبا را از دست ندهید.


http://www.4shared.com/file/10828338/e9c71ea1/Darvag.html
خشک آمد کشتگاه من
در کنار* کشت همسایه.
گرچه می گویند:«می گیریند بر** ساحل نزدیک،
سوگواران در میان سوگواران.»
قاصد روزان ابری،داروگ! کی می رسد باران؟
بر بساطی که بساطی نیست
در درون کومه ی تاریک من که ذره ای با آن نشاطی نیست
و جدار دنده های نی به دیوار اتاقم دارد از خشکیش می ترکد
-چون دل یاران که در هجران یاران-
قاصد روزان ابری، داروگ!کی می رسد باران؟
______
البته در سروده ی نیما این دو واژه چنین هستند:
*جوار
**روی




۳۰-بهمن-۸۵, ۰۸:۳۸ عصر
Persian_queen نوشته :ترانهء لانهء مور
خواننده: سیمین غانم
بشنوید.
لطفا اگر شاعر و آهنگساز این اثر را می دانید به من هم بگویید.
ملودی این اثر، از " تورج شعبانخانی " است.
۳-اسفند-۸۵, ۰۹:۴۶ صبح
۴-اسفند-۸۵, ۰۹:۳۲ صبح
عجب! اینجا دو روز دو روز پُست نمیخورد!
۴-اسفند-۸۵, ۰۹:۳۷ صبح
استاد شجریان، پیش از انتشار آلبوم "رباعیات خیام" با همکاری احمد شاملو، سابقهی خیام خوانی داشته است. قطعهای را که خواهید شنید، از آلبوم "بهار دلکش" برگزیدهام که استاد در آن، چندین رباعی از خیام را اجرا کرده است.
بسیار زیبا و شنیدنی است.
بسیار زیبا و شنیدنی است.
شــب نــــیــــشـــــابــــور
("45:'21)
۶-اسفند-۸۵, ۰۴:۳۷ عصر
ترانه ء "فارغ از دگران"
خواننده : دلکش و عارف
خواننده : دلکش و عارف
![[تصوير: 1.jpg]](http://athena.divshare.com/files/2007/02/25/159349/1.jpg)
با هم کنج تنهایی
با هم باشيم هر جايي
گویيم از عشق و شيدايي
گويم از حسن رويت
گويم از رنگ رويت
گويم از لطف و زيبايي
فارغ از دگران
عشقت را ميخواهم از دل و جان
در اين فصل خزان
پيش چشمم گشته دنيا جوان
هر دم روی ماهت را نگرم
آيد ماه تابان در نظرم
در رويت ميبينم يک دنيا زيبايي
با هم باشيم هر جايي
گویيم از عشق و شيدايي
گويم از حسن رويت
گويم از رنگ رويت
گويم از لطف و زيبايي
فارغ از دگران
عشقت را ميخواهم از دل و جان
در اين فصل خزان
پيش چشمم گشته دنيا جوان
هر دم روی ماهت را نگرم
آيد ماه تابان در نظرم
در رويت ميبينم يک دنيا زيبايي
بشنوید.
۶-اسفند-۸۵, ۰۶:۵۶ عصر
Amir نوشته :شــب نــــیــــشـــــابــــور
پیرامون این قطعه، به مطلب جالبی برخوردم که گفتنش خالی از لطف نیست:
« شبی که استاد شجریان به همراه گروه استاد پایور کنسرت "شب نیشابور" را بر مزار خیام در هوای آزاد اجرا میکردند، جمعیتی مشتاق و هنردوست بر روی زمین، سکوها، پلهها و نیمکتها نشسته بودند. استاد فرامرز پایور بر روی دوازده رباعی خیام، در گوشههای مختلف ابوعطا که هریک با درآمدی زیبا آغاز میشد، آهنگی تنظیم کرده بود.
معمولا نوارهایی که به بازار میآیند یا ترانه هایی که از رادیو پخش میشوند، ساعتها در استودیوهای ضبط برای تهیهی آن زحمت میکشند و بعضی قسمتهای آن چند بار تکرار میشوند تا بهترین حالت ممکن به دست آید. گاه در میان ضبط، لحظهای پیش میآید که خواننده ناگزیر است صدای خود را صاف کند یا به علت سرفه قسمتی از آنچه ضبط شده ناچار باید تجدید شود. استاد شجریان در "شب نیشابور" رباعیات خیام را از حفظ، هر کدام درجای خود و در گوشهی خود با بهترین حالت و خوشترین صدا، بدون کمترین وقفه، بدون کوچکترین سرفه یا صاف کردن صدا، همه چیز را درست و کاملا در جای خود خواند.بیم آن میرفت که مبادا کمترین لغزشی یا اشکالی مثلاً در فراموش کردن یک مصراع، حتی یک کلمه، مشکلی در برنامه پیش بیاورد. ولی او با قدرتی فوقالعاده و تسلطی بیمانند از عهده برآمد. میپنداشتی آنچه میخواند در نهانخانهی سینه و گلویش صاف و صیقلی، شسته و رفته، گرم و شیرین، پیشاپیش ضبط و ادیت شده و پخش میشود. »
معمولا نوارهایی که به بازار میآیند یا ترانه هایی که از رادیو پخش میشوند، ساعتها در استودیوهای ضبط برای تهیهی آن زحمت میکشند و بعضی قسمتهای آن چند بار تکرار میشوند تا بهترین حالت ممکن به دست آید. گاه در میان ضبط، لحظهای پیش میآید که خواننده ناگزیر است صدای خود را صاف کند یا به علت سرفه قسمتی از آنچه ضبط شده ناچار باید تجدید شود. استاد شجریان در "شب نیشابور" رباعیات خیام را از حفظ، هر کدام درجای خود و در گوشهی خود با بهترین حالت و خوشترین صدا، بدون کمترین وقفه، بدون کوچکترین سرفه یا صاف کردن صدا، همه چیز را درست و کاملا در جای خود خواند.بیم آن میرفت که مبادا کمترین لغزشی یا اشکالی مثلاً در فراموش کردن یک مصراع، حتی یک کلمه، مشکلی در برنامه پیش بیاورد. ولی او با قدرتی فوقالعاده و تسلطی بیمانند از عهده برآمد. میپنداشتی آنچه میخواند در نهانخانهی سینه و گلویش صاف و صیقلی، شسته و رفته، گرم و شیرین، پیشاپیش ضبط و ادیت شده و پخش میشود. »
نقل با اندکی تصرف از: http://www.aftabnews.ir
۶-اسفند-۸۵, ۰۸:۵۵ عصر
ساز و آوازی زیبا و البته مشهور، با صدای استاد اکبر گلپایگانی
با همراهی پیانوی مرتضیخان محجوبی
بر شعر بیژن ترقی
یکی دو تحریر عالی را هم در این قطعه خواهید شنید.
با همراهی پیانوی مرتضیخان محجوبی
بر شعر بیژن ترقی
یکی دو تحریر عالی را هم در این قطعه خواهید شنید.
مـسـت مـسـتـم سـاقـیـا، دسـتـم بـگـیـر
۱۵-اسفند-۸۵, ۰۲:۰۱ عصر
ترانهء "رقص بارون"
خواننده: "سیمین غانم"
![[تصوير: 6fa5e430ce54a11d285ca50c34a83d47.jpg]](http://athena.divshare.com/files/2007/03/06/193453/6fa5e430ce54a11d285ca50c34a83d47.jpg)
بارونا با رقصشون هلهله بر پا ميکنن
میشينن رو شيب بوم چترشونو وا ميکنن
حالا توي کوچهها صدای ساز ناودونه
باد آواره داره تو کوچه آواز میخونه
چه هوايی چه هوايی چه هوايی
بازم اون ابر سياه
رو هوا پر میزنه
نمی ترسم از هوا
که عشق تو چترٍ منه
ای دو چشمون سياهه تو آتيش گردون من
اين دو تا شعله وحشی چی ميخوان از جون من
چی ميخوان از جون من چی ميخوان از جون من
عشق تو يه کفتر تو چشم من پر ميزنه
دم خونه دلم با خستگی در ميزنه
از تو بارون اومده
مي لرزه و خيس تنش
خونه های دلمو يکی يکی سر ميزنه
ای دو چشمون سياهه تو آتيش گردون من
اين دو تا شعله وحشی چی ميخوان از جون من
چی ميخوان از جون من چی ميخوان از جون من
خواننده: "سیمین غانم"
![[تصوير: 6fa5e430ce54a11d285ca50c34a83d47.jpg]](http://athena.divshare.com/files/2007/03/06/193453/6fa5e430ce54a11d285ca50c34a83d47.jpg)
بارونا با رقصشون هلهله بر پا ميکنن
میشينن رو شيب بوم چترشونو وا ميکنن
حالا توي کوچهها صدای ساز ناودونه
باد آواره داره تو کوچه آواز میخونه
چه هوايی چه هوايی چه هوايی
بازم اون ابر سياه
رو هوا پر میزنه
نمی ترسم از هوا
که عشق تو چترٍ منه
ای دو چشمون سياهه تو آتيش گردون من
اين دو تا شعله وحشی چی ميخوان از جون من
چی ميخوان از جون من چی ميخوان از جون من
عشق تو يه کفتر تو چشم من پر ميزنه
دم خونه دلم با خستگی در ميزنه
از تو بارون اومده
مي لرزه و خيس تنش
خونه های دلمو يکی يکی سر ميزنه
ای دو چشمون سياهه تو آتيش گردون من
اين دو تا شعله وحشی چی ميخوان از جون من
چی ميخوان از جون من چی ميخوان از جون من
بشنوید.
اینجا چرا انقدر سوت و کوره؟؟
۱۵-اسفند-۸۵, ۰۴:۰۷ عصر
Persian_queen نوشته :اینجا چرا انقدر سوت و کوره؟؟
نمیدانم چه شد که این جُستار اینگونه زمین خورد.
جناب صبا که چندی است کوچکترین اثری ازشان به چشم نمیخورد! جناب ناکس هم که گاه و بیگاه سری به فاروم میزند، یکراست به سراغ چگونگی ساخت تار میرود و دیگر هیچ! پاکدل گرامی هم عجب است که جُستار محبوبش را بر زمین نهاده. جناب موسی نیز پیدایشان نیست. روزبه گرامی هم. و دیگران نیز ... .
گویا من و شما، تنها بازماندگان این لشکر شکستخوردهایم!
۱۵-اسفند-۸۵, ۰۴:۲۱ عصر
آینه
جناب فرهاد مهراد
آهنگ: اسفندیار خان منفردزاده
دریافت
جناب فرهاد مهراد
آهنگ: اسفندیار خان منفردزاده
می بینم صورتمو تو آینه
با لبی بسته می پرسم از خودم
این غریبه کیه از من چی می خواد؟
اون به من یا من به او خیره شدم
باورم نمیشه هر چی می بینم
چشامو یه لحظه رو هم می ذارم
به خودم می گم که این صورتکه
می تونم از صورتم ورش دارم
می کشم دستمو روی صورتم
هر چی باید بدونم دستم می گه
منو توی آینه نشون می ده
می گه این تویی نه هیچ کس دیگه
جای پاهای تموم قصه ها
رنگ غربت تموم لحظه ها
مونده روی صورتت تا بدونی
حالا امروز چی ازت مونده به جا؟
می شکنم آینه رو تا دوباره
نخواد از گذشته ها حرف بزنه
آینه می شکنه هزار تیکه می شه
اما باز تو هر تیکش عکس منه
عکس ها با دهن کجی به هم می گن
چشم امیدو ببر از آسمون
روزا با همدیگه فرقی ندارن
بوی کهنه گی می دن تمومشون
با لبی بسته می پرسم از خودم
این غریبه کیه از من چی می خواد؟
اون به من یا من به او خیره شدم
باورم نمیشه هر چی می بینم
چشامو یه لحظه رو هم می ذارم
به خودم می گم که این صورتکه
می تونم از صورتم ورش دارم
می کشم دستمو روی صورتم
هر چی باید بدونم دستم می گه
منو توی آینه نشون می ده
می گه این تویی نه هیچ کس دیگه
جای پاهای تموم قصه ها
رنگ غربت تموم لحظه ها
مونده روی صورتت تا بدونی
حالا امروز چی ازت مونده به جا؟
می شکنم آینه رو تا دوباره
نخواد از گذشته ها حرف بزنه
آینه می شکنه هزار تیکه می شه
اما باز تو هر تیکش عکس منه
عکس ها با دهن کجی به هم می گن
چشم امیدو ببر از آسمون
روزا با همدیگه فرقی ندارن
بوی کهنه گی می دن تمومشون
دریافت
۱۵-اسفند-۸۵, ۰۴:۳۰ عصر
هفته خاکستری
فرهاد مهراد
شنبه روز بدی بود
روز بی حوصلگی
وقت خوبی که می شد
غزلی تازه بگی
ظهر یکشنبه ی من
جدول نیمه تموم
همه خونه هاش سیا
روی خونه جغد شوم
صفحه ی کهنه ی یاد داشت های من
گفت: دوشنبه روز میلاد منه
اما شعر تو می گه که چشم من
تو نخ ابره که بارون بزنه
غروب سه شنبه خاکستری بود
همه انگار نوک کوه رفته بودن
به خودم هی زدم از این جا برو
اما موش خورده شناسنامه ی من
عصر چهارشنبه ی من
عصر خوشبختی ما
فصل گندیدن من
فصل جون سختی من
روز پنجشنبه اومد
مثل سقاهک پیر
رو نو کش یه چیکه آب
گفت به من: بگیر بگیر
جمعه حرف تازه ای برام نداشت
هر چی بود بیش تر از این ها گفته بود
دریافت
فرهاد مهراد
شنبه روز بدی بود
روز بی حوصلگی
وقت خوبی که می شد
غزلی تازه بگی
ظهر یکشنبه ی من
جدول نیمه تموم
همه خونه هاش سیا
روی خونه جغد شوم
صفحه ی کهنه ی یاد داشت های من
گفت: دوشنبه روز میلاد منه
اما شعر تو می گه که چشم من
تو نخ ابره که بارون بزنه
آخ اگه بارون بزنه
آخ اگه بارون بزنه
آخ اگه بارون بزنه
غروب سه شنبه خاکستری بود
همه انگار نوک کوه رفته بودن
به خودم هی زدم از این جا برو
اما موش خورده شناسنامه ی من
عصر چهارشنبه ی من
عصر خوشبختی ما
فصل گندیدن من
فصل جون سختی من
روز پنجشنبه اومد
مثل سقاهک پیر
رو نو کش یه چیکه آب
گفت به من: بگیر بگیر
جمعه حرف تازه ای برام نداشت
هر چی بود بیش تر از این ها گفته بود
دریافت
۱۵-اسفند-۸۵, ۰۴:۴۳ عصر
۱۵-اسفند-۸۵, ۰۴:۵۰ عصر
Amir نوشته :جناب صبا که چندی است کوچکترین اثری ازشان به چشم نمیخورد!
این هم جناب صبای حلال زاده.
فکر میکنم دم در ایستاده بودند منتظر بفرمای شما! ;)
در انتظار بقیه دوستان نیز میمانیم.

۱۵-اسفند-۸۵, ۰۴:۵۴ عصر
Persian_queen نوشته :این هم جناب صبای حلال زاده.
فکر میکنم دم در ایستاده بودند منتظر بفرمای شما! ;)
در انتظار بقیه دوستان نیز میمانیم.
دم نزنم و گله نکنم شاید بهتر باشد.
به کارمان برسیم!
۱۵-اسفند-۸۵, ۰۴:۵۹ عصر
یار قاصدی
جناب شهریار
سن یاریمین قاصدی سن
اگلش سنه چای دئمیشم
خیالینی گؤندریب دی
بسکه من آخ – وای دئمیشم
آخ! گئجه لر یاتمامیشام
من سنه لای لای دئمیشم
سن یاتالی، من گؤزومه
اولدوزلاری سای دئمیشم
هر کس سنه اولدوز دئیه
اؤزوم سنه آی دئمیشم
سندن سؤنرا، حیاته من
شیرین دیسه، زای دئمیشم
هر گؤزلدن بیر گول آلیب
سن گؤزه له پای دئمیشم
سنین گون تک باتماغیوی
آی باتانا تای دئمیشم
ایندی یایا قیش دئییرم
سابق قیشا، یای دئمیشم
گاه طویووی یاده سالیب
من ده لی، نای نای دئمیشم
سؤنرا یئنه یاسه باتیب
آغلاری های های دئمیشم
اتک دولی دریا کیمی
گؤز یاشیما، چای دئمیشم
عمره سوره ن من قره گون
آخ دئمیشم، وای دئمیشم
اگلش سنه چای دئمیشم
خیالینی گؤندریب دی
بسکه من آخ – وای دئمیشم
آخ! گئجه لر یاتمامیشام
من سنه لای لای دئمیشم
سن یاتالی، من گؤزومه
اولدوزلاری سای دئمیشم
هر کس سنه اولدوز دئیه
اؤزوم سنه آی دئمیشم
سندن سؤنرا، حیاته من
شیرین دیسه، زای دئمیشم
هر گؤزلدن بیر گول آلیب
سن گؤزه له پای دئمیشم
سنین گون تک باتماغیوی
آی باتانا تای دئمیشم
ایندی یایا قیش دئییرم
سابق قیشا، یای دئمیشم
گاه طویووی یاده سالیب
من ده لی، نای نای دئمیشم
سؤنرا یئنه یاسه باتیب
آغلاری های های دئمیشم
اتک دولی دریا کیمی
گؤز یاشیما، چای دئمیشم
عمره سوره ن من قره گون
آخ دئمیشم، وای دئمیشم
جناب شهریار