گزاره

نسخه‌ي كامل: نغمه‏ها ، ترانه‏ها و خاطره‏ها ( 2 )
شما هم اكنون متن قالب بندي نشده را مي‌بينيد.مشاهده‌ي نسخه‌ي اصلي
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21
.


« نغمه‏ها ، ترانه‏ها و خاطره‏ها »
« قسمت دوم »


بیست ترانه :

دوستان عزیز !
شادروان پرویز یاحقی آهنگ های بسیاری ساخته است.
من اسامی تعداد بیست ترانه را گردآوری کرده ام و لیست آنها را برایتان می نویسم.
آهنگ این ترانه ها از پرویز یاحقی است. روانش شاد باد.

آهنگ : پرویز یاحقی _ شعر : بیژن ترقی
ای امید جان _ طلیعه بهار _ سخنی با دل _ شکایت دل
مکتب وفا _ بیداد زمان _ سراب آرزو _ کلبه من _ فریاد پشیمانی

آهنگ : پرویز یاحقی _ شعر : تورج نگهبان
پناهم ندادی _ یک قطره اشک _ خاکستر _ یادی از گذشته _ نامهربانی

آهنگ : پرویز یاحقی _ شعر : معینی کرمانشاهی
اشک بی گناهی _ بید مجنون _ خواب نوشین

آهنگ : پرویز یاحقی _ شعر : نواب صفا
عکس من

آهنگ : پرویز یاحقی _ شعر : دکتر نیرسینا
الهه گلها

آهنگ : پرویز یاحقی _ شعر : ؟؟ _ خواننده : دلکش
در سکوت شب

Flower
Naakas نوشته :
ره مـیـخــانــه و مـسـجــد کــدام است کـه هـر دو بـر من مسکین حرام است
نـه در مسجـد گــذارنـدم کـه رند است نـه در میخــانــه کیـن خمار خام است
میـان مـسجـد و میـخـانه راهی است بجـوئیــد ای عــزیــزان کین کدام است
بـه میخـانه امامی مست خفته است نمــی‌دانـم که آن بـت را چه نام است
مــرا کــعــبــه خــرابـــات اســت امــروز حـریفـم قـــاضی و ســاقی امام است
بــرو عــطار کــو خــود مـی‌شــنــاســد که سرور کیست سرگردان کدام است


سرور، ناکس خراباتی این چامه ی زیبای عطار را در میکده نوشته است.Drink دریغ است آواز زیبای بیات کرد را که استاد شجریان، در آلبوم بی تو بسر نمی شود خوانده است را فرابار نکنم.
نیاز به روشنگری نیست که آهنگساز و سرپرست گروه، استاد علیزاده می باشند. صدای زیبای کمانچه ی استاد کلهر نیز صدای تار علیزاده و تمبک همایون شجریان را همراهی می کند.

از دست ندهید!
دریافت
DrinkFlower

کد:
http://www.4shared.com/file/10340336/2e4c1e2a/shajarian-alizadeh-bi-to-be-sar-nemishavad-bayat-kord-rahe-meikhane.html
صبا نوشته :آقا من چند روز پیش این اسم به گوشم خورد: "امین الله حسین"
زیاد نمیشناسمش. جز اینکه قطعه ای از "مینیاتورهای ایرانیش" را از هارمونی تاک داونلود کردم. گرامیان کیست این گرامی؟

http://www.harmonytalk.com/id/173
صبا جان !
حدود بیست روز پیش وقتی پست بالایی شما در مورد « امین الله حسین » را خواندم، یاد سمفونی « مینیاتورهای ایرانی » او افتادم. با کمی جستجو نوار کاست آن را در آرشیوم پیدا کردم، ولی با کمال تأسف هیچگونه اطلاعات به درد بخوری در روجلد و یا پشت جلد نوار چاپ نشده بود.
امروز که داشتم فایل های ذخیره شده در هارد کامپیوترم را نگاه می کردم، در صفحه ذخیره شده ای از سایت کلام، مقاله جالبی در مورد زندگی و آثار امین الله حسین دیدم که آنهم از شماره 45 فصلنامه‌ی «ره‌آورد» که به سردبیری «حسن شهباز» و در آمریکا به چاپ می‌رسد، نقل کرده بود.
نکته جالب این است که مقاله یادشده دقیقاً با طرح بحثی شروع می شود که در یکی دو روز گذشته در مورد بزرگداشت هنرمندان این مرز و بوم بین دوستان در گرفته بود. مقاله اینطور شروع می شود:
" یکی از ویژگیهای رفتاری ما ایرانیان، بدون توجه به پیش‌ زمینه‌ها و پس ‌زمینه‌های آنها این است که اصولا چنین تربیت شده‌ایم که قدر زنده‌ها را در زمان حیات آنها کمتر بدانیم و به تکریم و بزرگداشت رفتگان بیشتر بپردازیم.
پرداختن به این مسئله که چرا ما قدر آدمهای هنرمند و شایسته را در طول دوران زندگیشان نمی‌دانیم و پس از مرگشان به ارزش وجودی و هنر آنها پی می‌بریم از حوصله‌ی این نوشته خارج است. اما موضوعی است قابل تأمل و در جای خود قابل بحث........ "  
اگر علاقمند بودید، متن کامل مقاله را در لینک زیر بخوانید:

زندگی و آثار امین الله حسین

برای شنیدن صدای « امین‌الله حسین » در مصاحبه‌ای که با او انجام شده به سایت پرند مراجعه کنید.

Flower
http://www.chahar-mezrab.blogfa.com/cat-3.aspx
دوستان گرامی

اگر زمان داشتید به این سایت سر بزنید. یك دریا موسیقی كلاسیك ایرانی
برای فروبار هست.
سایت ، بگمانم برای بزرگدآشت استاد فرامرز پایور است ولی از هنرمندان
و استادانی چون درویشخان و ابوالحسن صبا ، علینقی وزیری .. تا خود پایور
و شجریان اجراهای بیادماندنی هست.
Flower
در مورد امین الله حسین پنج شنبه شبی پای رادیو فرهنگ بودم. همانطور که اهل ذوق می دانند نیمه شبها برنامه شبستانه را پخش می کند.
این پنجشنبه شبها را هم که این آقای ابوالمعصومی چهار دستی قبضه نموده اند و اتفاقا جزو بدترین اجراهای این برنامه در طول هفته است. هی می گفتند امین الله حسین، موسیقیدان ایرانی الاصل - امین الله حسین، موسیقیدان ایرانی الاصل. ما آخرش نفهمیدیم این آقای ایرانی الاصل از کجا طلوع فرموده اند تا اینکه گشتی در نت زدم و اطلاعاتی گرفتم.
یک اجرای دیگر این برنامه (شنبه یا یکشنبه شب) هم هست که به زیبایی تمام هر بار به معرفی یکی از اساتید موسیقی می پردازد و چند اثر از ایشان را پخش می کند.
راستی پیران جمع می توانند در مورد روابط جناب مشکاتیان و جناب شجریان ما را راهنمایی کنند؟
این دو اعجوبه در کنار هم واقعا شاهکارهای موسیقایی ایرانی را آفریدند ولی مطمئنا الان رابطه زیاد خوبی با هم ندارند. بنده که سنم قد نمی دهد که در گذشته چه شده. گمان می کنم پاکدل عزیز و شاید هم امیر بتوانند اطلاعات خوبی بدهند در این زمینه.
صبا نوشته :راستی پیران جمع می توانند در مورد روابط جناب مشکاتیان و جناب شجریان ما را راهنمایی کنند؟
این دو اعجوبه در کنار هم واقعا شاهکارهای موسیقایی ایرانی را آفریدند ولی  مطمئنا الان رابطه زیاد خوبی با هم ندارند. بنده که سنم قد نمی دهد که در گذشته چه شده. گمان می کنم پاکدل عزیز و شاید هم امیر بتوانند اطلاعات خوبی بدهند در این زمینه.

چه شد که ناگهان به یاد این موضوع افتادید؟!

بله، صد افسوس که به دلایلی شخصی و غیرموسیقایی، استاد شجریان از استاد مشکاتیان بُرید.

ماجرای مشهوری دارد: حتماً آگاهید که مشکاتیان با فرزند استاد شجریان (مژگان) پیمان زناشویی بست و برای مدتی داماد استاد بود. اما مسائلی برای مشکاتیان پیش آمد (یا بهتر است بگوییم خودش برای خودش پیش آورد) که بازگفتش در اینجا چندان روا نیست و گرهی را هم نخواهد گشود. کوتاه‌سخن آنکه کار مشکاتیان و مژگان شجریان در 1370 و اندی (درست یادم نیست) به جدایی کشید و این مسائل، استاد شجریان را از او وازده کرد.

بگذریم از این مقال ....
Amir نوشته :چه شد که ناگهان به یاد این موضوع افتادید؟!

بگذریم از این مقال ....

هر بار که مست شاهکارهای این دو می شوم، این سوال برایم پیش می آید.
ظاهرا هم باید بگذریم!!
اما مگر قرار است در کدامین جهان دیگر این دو باشند تا چنین آثاری پدید آید. افسوس همیشه گی من بوده که گاهی می شنویم به دلایل بسیار پیش پا افتاده یک اثر هنری یا یک همکاری هنری به انجام نرسیده.

متاسفم و دیگر هیچ!
[تصوير: 2dsix3b.jpg]

امروز، هفتاد و چهارمین زادروز استاد گرانمایه موسیقی و خداوندگار سنتور، استاد فرامز پایور است.
از این رو شایسته است که اندازه ی توانمان، بزرگ داشتی -در این تارنما- برای این استاد گرانمایه بگیریم.DrinkFlower



[تصوير: 4dck4cz.jpg]

[تصوير: 2vvv28l.jpg]
زندگی نامه ی استاد فرامز پایور
بن مایه: گفتگوی هارمونیک
نوشته ی حامد رائیجی

بخش نخست:

مرگ حبیب سماعی (استاد بزرگ سنتور) در سال 1325، ضربه جبران ناپذیری بر پیکره موسیقی ایرانی و همینطور ساز سنتور وارد ساخت و از آن به بعد بود که دوران رکود این ساز آغاز شد. دیگر سنتورنواز چیره دستی وجود نداشت که بتواند راه وی را ادامه دهد زیرا همه آنها کم مایه و کم تجربه بودند. بله مرگ حبیب مصادف شد با مرگ سنتور! در این زمان استاد ابوالحسن صبا (که از شاگردان سماعی بود)، آینده این ساز و همینطور موسیقی ایرانی را در خطر دید و در این راه اقدام به پرورش چندین شاگرد نمود.

سال 1328 نوجوانی 17 ساله به قصد یادگیری سنتور به خانه استاد صبا می رود و استاد نیز به گرمی او را می پذیرد و این آغازگر سالها دوستی و همکاری بین آنها بود. چه کسی فکر می کرد که زمانی همین نوجوان جای حبیب سماعی را بگیرد و آینده موسیقی ایرانی را تغییر دهد.

فرامرز پایور در 21 بهمن ماه 1311 در تهران دیده به جهان گشود. پدرش استاد زبان فرانسه و نقاش بود و همچنین معرف وی به استاد صبا. پدربزرگش، مصورالدله نیز نقاش مخصوص دربار قاجار بود که آثارش را در کاخهای گلستان و صاحبقرانیه نگهداری می کنند. این دو، ویولن و سنتور را خوب می نواخنتد و با استادان زمان خود معاشرت داشتند. استاد پایور در چنین خانواده ای رشد و تکامل یافت. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در دبستان عسجدی و درالفنون تهران به پایان برد، در سال 1331 به خدمت نظام رفت و در سال 1332 به خدمت وزارت دارایی درآمد. در سال 1333، حسین دهلوی از وی دعوت کرد تا در قطعه «دئو سنتور» (در سه گاه از ساخته های خود) در کنار داریوش صفوت به نوازندگی بپردازد. در سال 1334 وی قطعاتی از علینقی وزیری را در حضور خود او اجرا کرد و در همین دوران بود که وی اولین قطعه کامل خود را به عنوانترانه» در ماهور ساخت و یک سال بعد از آن نیز برای مسابقه سنتور از طرف جامعه لیسانسیه های دانشسرای عالی، انتخاب شد. وی در مدت 6 سال، تمام ردیف موسیقی ایرانی را فراگرفت و پیشرفت و استعدادش در کار چنان زیاد بود که بارها توانست در کنار استاد خویش به ضبط در رادیو و اجرای کنسرتهای متعدد بپردازد.
[تصوير: ostadpayvar.jpg]

قطعه«گفتگو» که استاد پایور آن را در سال 1335 برای سنتور و ویلون در شور نوشته بود، در همان سال بوسیله سنتور خودش و ویولن استاد صبا ضبط شد. ساخت این قطعه در 24 سالگی، نشانه ذوق و نبوغ سرشار وی و همینطور تسلط کافی بر ردیف موسیقی است. همچنین صفحه ای در دشتی از آن دوران باقی مانده است که استاد پایور در آن به تکنوازی می پردازد و سپس به همراهی ویولن استاد صبا قطعه «تمرین دشتی» (از ساخته های صبا) را اجرا می کند که در آنجا نیز بسیار زیبا و لطیف ساز زده است.
به قسمت تکنوازی سنتور صفحه دشتی گوش کنید.


آثار به بجا مانده از این دوران، کاملا مهارت وی را در سنتورنوازی به اثبات می رساند. استاد پایور بوسیله استاد صبا با حسین تهرانی آشنا شده و از آن به بعد همکاری چندین و چند ساله آنها آغاز می شود. پس از مرگ استاد صبا در 29 آذرماه 1336، پایور اداره تمامی کلاسهای سنتور استاد صبا را بر عهده گرفت و شاگردان بسیاری نیز پرورش داد. وی به آموخته های موسیقایی خود در این حد قناعت نکرد و در کنار آموزش، به یادگیری و تکمیل کردن آموخته های خود از قبیل ردیفهای میرزاحسینقلی و میرزا عبدالله نزد استادانی چون: نورعلی برومند، عبدالله دوامی، رکن الدین مختاری و موسی معروفی مبادرت ورزید. در همین دوران بود که میراث به جای مانده موسیقی ایرانی را ثبت و به نت درآورد و آن را از خطر نابودی نجات داد. پس از تاسیس تلوزیون در سال 1337، دست به اجرای برنامه های زنده تکنوازی و همنوازی در این رسانه گروهی کرد که در زمان خود گام مهمی برای جلب بیشتر توجه مردم به موسیقی ملی بود. وی در دی ماه 1340، اولین کتاب آموزشی خود را به عنوان «دستور سنتور برای مبتدیان» منتشر نمود که با استقبال زیادی نیز مواجه شد. پایور در این کتاب بیشتر به آموزش اتودهای سنتورنوازی تا اجرای آهنگها مختلف پرداخت.

پایور در سال 1342، برای تحصیل زبان به انگلستان رفت و پس ازگذراندن دوره ای سه ساله، موفق به دریافت درجه تخصصی زبان انگلیسی از دانشگاه کمبریج شد. در اواخر همین دوره تحصیلی، چند برنامه تکنوازی سنتور به همراه سخنرانیهایی در معرفی موسیقی ایرانی در دانشگاههای لندن و کمبریج اجرا کرد و به قول خودش، تحصیل زبان انگلیسی را به خدمت موسیقی ایرانی گرفت. پس از تاسیس وزارت فرهنگ و هنر، پایور ارکستر سازهای ملی (ارکستر فرهنگ و هنر) را تشکیل داد. تکنوازان این گروه فرامرز پایور (سنتور)، هوشنگ ظریف (تار)، رحمت الله بدیعی (کمانچه) و حسن ناهید (نی) بودند. با تاسیس تالار رودکی در سال 1346، فعالیتهای اجرایی استاد پایور و بخصوص این ارکستر افزوده شد وی بسیاری از آثار گذشتگان (از قبیل: درویش خان، سماع حضور، عارف، شیدا، رکن الدین مختاری، امیرجاهد، صبا و...) را با ذوق و سیلقه خاص خود تنظیم و همراه با خوانندگان معروف آن زمان اجرا و ضبط کرد. تمامی آثار ضبط ضبط شده در این دوران، به همراهی تمبک استاد حسین تهرانی بوده است. این دو استاد سالها با هم همکاری کردند و پیامد این همکاری ضبط آثار بسیار زیبا و به یاد ماندنی از قبیل برنامه هایی در شور، دشتی، افشاری، بیات ترک، بیات اصفهان، ابوعطا و... بوده است.
وی در سال 1347 از وزارت دارایی به وزارت آموزش و پرورش (سازمان مبارزه با بیسوادی) منتقل
شد. پس از برگزاری جشنهای هنر شیراز از سال 1348، وی هر سال به اجرای برنامه های متعدد تکنوازی، دونوازی و گروه نوازی پرداخت که همیشه با استقبال بالای مردم روبرو می شد. از اولین برنامه های وی در می توان به سه نوازی به همراه حسین تهرانی و جلیل شهناز در سال 1348 و همینطور برنامه دونوازی با استاد تهرانی در سال 1349 اشاره کرد.

[تصوير: 187_orig.jpg]

پایور در این زمان قطعات متعددی نیز از جمله پیش درآمد، چهارمضراب، تصنیف و رنگ ساخت که هر کدام به نوبه خود کم نظیر هستند و اغلب آنها را به صورت تکنوازی و یا گروهی اجرا کرد. وی در اردیبهشت ماه 1351، دومین کتاب خود را با عنوان «سی قطعه چهارمضراب برای سنتور» منتشر نمود که بهترین و کامل ترین کتاب از نظر چهارمضراب بود. استقبال از این کتاب چنان زیاد بود که حتی به چاپ دوم در سال 1359 انجامید. ( به قسمتی از چهارمضرابهای عشاق دشتی[b] بیداد همایون[/b] گوش کنید)

پس از مرگ حسین تهرانی در 7 اسفند ماه 1352، استاد پایور یار دیرینه خود را از دست می دهد و از آن پس با بهترین شاگرد او، یعنی محمد اسماعیلی شروع به همکاری می کند. وی برای بزرگداشت نام آن استاد یگانه، قطعه ای به نام «به یاد حسین تهرانی» برای ارکستر سازهای ملی و گروه تمبک، ساخت که نمونه بسیار جالبی از خلاقیت استاد است. این قطعه با تنظیم استادانه وی در همان سال در تالار رودکی بوسیله ار کستر پایور اجرا شد که فیلم آن نیز موجود است.

استاد پایور به دلیل اینکه نمی توانست در همه جا از ارکستر مخصوص خود استفاده کند، به فکر احیای دوباره گروه اساتید افتاد. گروهی که استاد پایور آن را حتی قبل از ارکستر خود تشکیل داده بود. اعضای این گروه در ابتدا، اصغر بهاری (کمانچه)، جلیل شهنار (تار)، حسین تهرانی (تمبک)، فرامرز پایور (سنتور) و حسن ناهید (نی) بودند که کنسرتهای زیادی نیز از جمله کنسرت سه گاه به همراه آواز عبدالوهاب شهیدی اجرا کردند. ولی پس از مرگ تهرانی، فعالیت این گروه برای مدتی متوقف شد. ولی استاد پایور با اضافه کردن محمد اسماعیلی و محمد موسوی (به جای حسن ناهید)، دوباره فعالیتهای این گروه را آغاز کرد و پیامد آن اجرای کنسرتها و برنامه های مختلف با خوانندگان متعدد بود.

با شروع به کار کردن سری برنامه های «گلهای تازه»، در رادیو سراسری در سال 1353، استاد پایور به همراه ارکستر خود و گروه اساتید به اجرای برنامه به همراه خوانندگانی چون: محمدرضا شجریان، عبدالوعاب شهیدی، محمود خوانساری، خاطره پروانه، سروش ایزدی، محمد ابراهیمی، سیما بینا، نادر گلچین و... پرداخت که توانست با تنظیم و اجرای قطعات بی نظیر، هم نقش بزرگی در شناساندن موسیقی ایرانی برای به مردم ایفا کند و هم به محبوبیت خود بیافزاید. وی با اجرای پیش درآمد و رنگ و تصنیفهای خود در این سری برنامه ها، نبوغ و استعداد والای خود را در زمینه آهنگسازی به همگان نشان داد و وی با اینکه سالها نزد اساتیدی چون حسین دهلوی و امانوئل ملک اطلانیان با یادگیری فن آهنگسازی مشغول بود، ولی هرگز خود را یک آهنگساز نمی داند!

در این دوران استاد پایور بوسیله ارکستر خود و یا گروه اساتید کنسرتهای متعددی در داخل و خارج کشور انجام داد که بدین وسیله نقشی در شناساندن موسیقی ایرانی به مردم کشورهای دیگر ایفا کرده باشد و نیز در سال 1354، به همراه ارکستر خود برنامه ای در تجلیل از درویش خان در تالار رودکی انجام داد. استاد پایور در سال 1355 بازنشسته شد و از آن به بعد تمام وقت خود را صرف موسیقی کرد. وی در فروردین ماه 1357، قطعات زیبا و ملودیک خود را از قبیل: پوپک، ترانه، فرپرک، پرواز و... در کتاب «هشت آهنگ برای سنتور» منتشر کرد. یک سال بعد از نیز پارتیتور قطعات پرنیان (دونوازی تار و سنتور در چهارگاه) و همینطور «گفتگو» را با اضافه کردن مقدمه ای منتشر کرد. در تیرماه همان سال (1358)، کنسرت بزرگی را به همراه ارکستر خود و محمدرضا شجریان در تالار رودکی انجام داد که یکی از شاهکارهای وی بود. اجرای پیش درآمد واز «رنگ دشتی» خود و همینطور تصنیفهای «گریه را به مستی» و «از خون جوانان وطن» از عارف قزوینی، اعتبار خاصی به این کنسرت بخشید. به مناسبت درگذشت علینقی وزیری در همان سال، پایور با همین ارکستر به اجرای قطعات «دخترک ژولیده» و «رنگ ناز» از وزیری پرداخت که این برنامه آخرین اجرای این ارکستر بود.

استاد پایور در مهرماه سال بعد توانست سه کتاب ارزشمند خود را با عناوین «نئوری موسیقی»، «ردیف چپ کوک برای دوره عالی سنتور» و «مجموعه پیش درآمد و رنگ برای سنتور(راست کوک و چپ کوک)» را منتشر کند. سال 1360، پارتیتور قطعه «از کنسرتینو برای سنتور و ارکستر» که ساخته مشترک فرامرز پایور و حسین دهلوی در سال 1337 بود، منتشر شد. قطعه ای که در 4 قسمت تنظیم شده بود و خود استاد پایور تکنوازی سنتور آن را بر عهده داشت. توانایی وی در نوازندگی چنین قطعاتی باعث شد که بعدها فریدون شهبازیان نیز از وی دعوت کرد تا در قطعه «راپسودی برای سنتور و ارکستر» (بر اساس ملودی چهارمضراب ماهور درویش خان)، به تکنوازی سنتور بپردازد. وی در مهرماه 1361، علاوه بر کتابهای «مجموعه پیش درآمد و رنگ برای ویولن» و «فانوس» (دونوازی دو سنتور در اصفهان)، کتاب بسیار ارزشمند «قطعات موسیقی مجلسی» را نیز منتشر نمود. این کتاب شامل قطعاتی بود که استاد پایور آنها را در کنسرتها و برنامه های مختلف اجرا کرده بود و سپس آنها را نت درآورد. قطعاتی چون: رازونیاز، پژواک، پالیزبان و... که هر کدام به تنهایی دنیایی از زیبایی و اتود است.
زندگی نامه ی استاد فرامز پایور
بن مایه: گفتگوی هارمونیک
نوشته ی حامد رائیجی

بخش دوم:

استاد فرامرز پایور در جهت حفظ میراث موسیقی ایرانی، «رنگ شهر آشوب» که یکی از آثار قدیمی موسیقی ایرانی است را در خرداد ماه 1363، به نت درآورد و بعد آن را به طور کامل اجرا و ضبط کرد.

پایور از زبان خود را ببنید.

پایور به همراه گروه اساتید، اولین همکاری خود را با علی رستمیان در سال 1365، در نوار «چهارباغ» (در ابوعطا) آغاز کرد که یکی از بهترین اجراهای این نیز گروه بود.
پایور به جهت آشنایی مقدماتی سنتورنوازان با ردیف موسیقی، در شهریور ماه 1367، اقدام به انتشار «دوره ابتدایی سنتور» کرد. قبل از آن، هنرجویانی که کتاب دستور سنتور را می گذراندند، شروع به یادگیری ردیف سنتور استاد صبا می کردند و چون ردیف استاد صبا کمی مشکل بود، اکثر هنرجویان با مشکل روبرو می شدند. وی با آگاهی از این موضوع، دست به انتشار یک ردیف مقدماتی زد.
[تصوير: 13--gruhe-asatid-1368.jpg]

وی در سال 1368، قطعه زیبای  «رهگذر» را که برای سنتور و فلوت نوشته بود، منتشر کرد. در همان سال کنسرت زیبایی به همراه گروه اساتید در ابوعطا و به همراه شهرام ناظری در تالار وحدت اجرا کرد که با پیش درآمد زیبای او در ابوعطا آغاز شد و با تصنیف  «تا کی یه تمنای وصال تو یگانه» به پایان رسید. گرچه استاد اصغر بهاری بدلیل کهولت سن، به خوبی قادر به همکاری با دیگر اعضای گروه نبود ولی این برنامه به عنوان آخرین کنسرت گروه اساتید به خوبی اجرا شد. علاوه بر این در همان سال، آلبوم «لیلی و مجنون» (در شور)، با همکاری شهرام ناظری و گروه اساتید منتشر شد که استاد پایور در آن قطعه  «پژواک» را به همراه محمد اسماعیلی اجرا می کند.

وی در سال 1371، قطعات کتاب دستور سنتور خود را، اجرا و ضبط کرد. در سال 1373، کتاب «آموزش ابتدایی تار» را با استفاده از تجریباتش در نوازندگی سه تار که نزد استاد ابوالحسن صبا فراگرفته بود، نیز تجربیاتی که در آموزش سنتور در کتاب "دستور مقدماتی سنتور" داشت با همکاری جهانشاه صارمی منتشر نمود. (پیش از این با همکاری تارنواز دیگری که مهرداد دلنوازی بود، "قطعات مجلسی" را تنظیم کرده بود)
در همان سال آثار با ارزشمند دیگر چون  «پرده عشاق» (در دشتی) با همکاری هوشنگ ظریف، حسن ناهید و حمیدرضا نوربخش (آواز) و همینطور آلبوم بسیار ارزشمند «گفتگو» که حاصل سالها تلاش و تجربه استاد بود، منتشر شد. در این آلبوم، ساخته های زیبایی از استاد بوسیله خود و شاگردانش اجرا شده است. در سال 1375 نیز بالاخره پس از سالها سعی و تلاش، کتاب بی نظیر «ردیف آوازی و مجموعه تصنیفهای قدیمی به روایت عبدالله دوامی» که شامل ردیف کامل آوازی و 186 تصنیف قدیمی بود، منتشر نمود. کتابی که حاصل سالها شاگردی وی در محضر استاد دوامی بود.
قسمتی از چهارمضراب عراق را با سنتور فرامرز پایور و تمبک محمد اسماعیلی در جشن هنر شیراز ببینید.

در این سال، استاد کنسرتهای متعددی در داخل و خارج کشور انجام داد که از آن جمله می توان به کنسرت ایشان در امریکا (در شور، دشتی و سه گاه) اشاره کرد که یکی از زیباترین و قوی ترین برنامه های ایشان محسوب می شود. آخرین اثر استاد، «ارغوان» بود که در زمستان 1376 با همکاری علی رستمیان در دشتی اجرا شد که استاد در این آلبوم پس از کمی جواب آواز به اجرای چهارمضراب دشتی می پردازد و این آخرین سنتورنوازی وی بود که نشان از آمادگی و چابکی مضرابهایش در 65 سالگی بود.

کتابهای دیگر وی که یکی «ویرایش ردیفهای سنتور استاد صبا برای سنتور» و دیگری «فالگوش»(هفت قطعه برای سنتور) بود که در سال 1379 و همینطور کتاب «چهل قطعه» (شامل پیش درآمد، چهارمضراب و رنگهای بزرگان موسیقی) در سال 1383 به همت شاگردانش منتشر شد. از شاگردان استاد می توان به رضا شفیعیان، ارفع اطرایی ، سعید ثابت، پژمان و پیمان آذرمینا، مینا افتاده، نادر سینکی ، سوسن اصلانی و بسیاری دیگر اشاره کرد.

متاسفانه استاد پایور در سال 1378 دچار سکته قلبی شده و دیگر قادر نیست فعالیتهای هنری اش را ادامه دهد و حتی اکنون به خوبی قادر به سخن گفتن نیست و فقط دوستان و شاگردان نزدیکش با او ملاقات می کنند.
این حادثه، ضربه بزرگی بر پیکره موسیقی وارد ساخت. چراکه پایور زنده کننده سنتور به صورت امروزی بوده و اگر پایور نبود قسمت بزرگی از میراث گرانبهای موسیقی ما به فراموشی سپرده شده بود، وی تمام زندگی خود را صرف اعتلا و پیشرفت موسیقی نمود و از هیچ کمکی در این راه دریغ نکرد. کسی نیست که با آوردن نام سنتور، به یاد پایور نیافتد. بی شک، او پدر سنتورنوازی نوین است...

زمانی از استاد صبا پرسیدند: بهترین شاگرد شما کیست؟ صبا نیز پاسخ بسیار جالبی می دهد:"خود جامعه آن را تشخیص می دهد!" از آن زمان 50 سال می گذرد و جامعه با گذشت زمان همه چیز را فهمید، بیش از نیم قرن فعالیت هنری!

به امید شفای هر چه زودتر ایشان...
[تصوير: 2evr9j6.jpg]
(R )استاد فرامرز پایور...(C ) استاد بزرگ ابوالحسن خان صبا .... ( L) استاد منوچهر صادقی

فرتوری  تاریخی !

نفر سمت چپ استاد منوچهر صادقی ، از شاگردان  استاد  صبا و همدوره ای های استاد فرامرز
پایور هستند. از آنجایی كه ایشان در سال 1963 از ایران به آمریكا رفته اند ،
چندان شناخته شده نیستند. منوچهر صادقی از دانشكاه یو سی ال ا ، دكترای موسیقی
گرفته و گویا همكنون در رشته ی موسیقی از استادان همان دانشگاه هستند.

منوچهر صادقی نیز نوازنده ی سنتور  است.

Give flowers
http://www.4shared.com/dir/1988732/a8cd3...aring.html
ماهور - م. صادقی
ملكا ذكر تو گويم كه تو پاكى و خدايى          نروم جز به همان ره كه توام راه‏نمايى

همه درگاه تو جويم، همه از فضل تو پويم          همه توحيد تو گويم كه به توحيد سزايــى

تو حكيمى، تو عظيمى، تو كريمى، تو رحيمى          تــو نمــاينــده‌ی فـضـلـى، تــو ســزاوار ثـنـايــى

بـرى از رنج و گـدازى، بـرى از درد و نيـازى          برى از بيم و اميدى، برى از چون و چرايى

نتوان وصف تو گفتن كه تو در وصف نگنجى          نتوان شبه تو گفتن كه تـو در وهـم نيـايـى

همه غيبى تو بدانى، همه عيبى تو بپوشى          همه بيشى تو بكاهى، همه كمّى تو فزايـى

لب و دندان سنايى همه توحيد تو گويد          مـگـر از آتـش دوزخ بـودش روى رهـايـى

آواز: حضرت استاد محمدرضا شجریان

آهنگ از استاد فرامرز پایور


دریافت تصنیف " ملکا "
[تصوير: 29ykti8.jpg]
«از راست به چپ:استاد صبا، استاد پایور، استاد بهاری،استاد تهرانی»



تصنیف مزرع سبز فلک، ساخته ی استاد فرامرز پایور،آواز استاد شجریان.
این تصنیف را از آلبوم خلوت گزیده، گرفته ام. این کنسرت به راستی زیبا را گروه اساتید موسیقی ایران اجرا می کند.

هموندان گروه:
استاد محمدرضا شجریان :آواز
استاد اصغر بهاری: کمانچه
استاد جلیل شهناز: تار
استاد فرامرز پایور: سنتور و سرپرستی گروه
نی: محمد موسوی
تنبک: محمد اسماعیلی

DrinkFlower

دریافت مزرع سبز فلک

مزرع سبز فلک ديدم و داس مه نو
يادم از کشته خويش آمد و هنگام درو

گفتم اي بخت بخسبیدی و خورشيد دميد
گفت با اين همه از سابقه نوميد مشو

گر روي پاک و مجرد چو مسيحا به فلک
از چراغ تو به خورشيد رسد صد پرتو

تکيه بر اختر شب گرد مکن کاين عيار
تاج کاووس ببرد و کمر کيخسرو

آسمان گو مفروش اين عظمت کاندر عشق
خرمن مه به جوي خوشه پروين به دو جو

DrinkFlowerFlower
دوستان گرامی !
امروز در تاپیک لینکدونی گزاره به لینک سایت بانک مقالات فارسی برخوردم. در بخش هنر آن که بسیار خوش ساخت و چشم نواز است، مقالاتی جالب و خواندنی در مورد تاریخچه موسیقی و اثرات آن، موسیقی ایرانی و آلات و ادوات و سازهای گوناگون آن قرار داده شده است. با اجازه همگی لینک تعدادی از آن مقالات را در اینجا قرار می دهم. امیدوارم مورد مطالعه و استفاده دوستان قرار گیرد.
کمک به تقویت دیدگاه نظری دوستان در مورد موسیقی و شناخت مبانی تئوریک آن، به گمان من باید یکی از اهداف ما در ادامه این جستار باشد. به همین خاطر من پیش از این در چندین پست به معرفی کتابهایی در مورد موسیقی و یا نقل قسمت هایی از آنها برای آشنا ساختن دوستان با محتوایشان پرداخته ام. نظر شما چیست؟

بانک مقالات فارسی _ بخش هنر

تاریخ موسیقی ایران

نگاهی اجمالی به تاریخچه موسیقی ایرانی

موسیقی درمانی

کاربرد موسیقی در فیزیوتراپی

آشنایی با کمانچه

سنتور ، سازی کهن

تنبور ، ساز باستانی

نی هفت بند و شیوه های نوازندگی آن

محمود ذوالفنون از زبان خودش

نگاهی به کتاب موسیقی و سازه های موسیقی نظامی

Flower
آرشه‌پرانان همه رفـتند
محمد قائد mGhaed@lawhmag.com - دوشنبه 23 بهمن 1385 [2007.02.12]

برگرفته از روز آنلاین

در سیزده‌ چهارده‌ سالگی مشتاق نواختن ویولن شدم. مدتی پی این كار هم رفتم اما علاقه‌ام به خود موسیقی ایرانی فروكش كرد و به مرور از میان رفت. قدری آرشه‌كشی اگر حاصلی داشت این بود كه بهتر بتوانم خوب نواختن این ساز را تحسین كنم چون دشواریهای كار را كمی تجربه كردم. امروز تماشا و استماع نواختن ویولن یكی از مشغولیات دلپذیرم است.

از پیشگامان نوازندگی ویولن در ایران ضبطی كه واقعاً حال بدهد در دست نیست. صفحه‌ خش‌دار 78 دور معمولاً صدا را تیز و تند می كند و هنوز راهی برای تصحیح آن نیافته‌اند. جهش در این رشته با ورود ضبط ‌صوت‌های جدید همراه بود. در دهه 1330، رقابت چنان شدید شد و سطح كار به‌قدری بالا رفت كه حتی استادی در حد ابوالحسن صبا از نوازندگی دست كشید و میدان را به شاگردانش واگذاشت. در رادیو در رشته ویولن پنج‌شش نفر اجازه داشتند سولو بنوازند (كه بعدها «ساز تنها» خوانده شد): مهدی خالدی، اسدالله ملك، همايون خرٌم، علی تجویدی، حبیب‌الله بدیعی و پرویز یاحقی، اعجوبه‌ای كه در هجده سالگی ناگهان به شهرت رسید.

خالدی بیشتر سرپرست اركستر و معلم بود تا نوازنده، و از ملك قطعه «گریه لیلی» و يكي دو صفحه 33 دوری كه با آواز محمودی خوانساری پر كرد شهرتی یافت. همين طور خرٌم كه آهنگهايش همچنان شنونده دارد. اما سرآمدان ویولن، تجویدی، بدیعی و یاحقی بودند. از مشخصه‌هاي تجویدی انگشت‌گذاری در بالادسته بود و كمتر كسی به خوبی او از عهده این كار دشوار بر می‌آمد. و برخلاف غالب نوازندگان ایرانی كه به آرشه چپ و راست اهمیت چندانی نمی‌دادند، عوض‌شدن جهت حركت آرشه‌های شمرده او بسیار اروپایی بود. درسهای ردیف صبا را شنیدنی‌تر از خود او اجرا می‌كرد.

یاحقی شورافكن‌تر از همه می‌نواخت. چهارمضراب‌های او، با ضرب شش هشتم و آكوردهایی طرب‌انگیز روی دو سیم، فوراً بخشی از فرهنگ و بلكه درس موسیقی می‌شد. معلم من، آقای نعمان، هم چهارمضراب‌ جدید یاحقی را به محض پخش‌شدن از رادیو روی كاغذ می‌آورد و به شاگردها می‌داد. تكـنیك یا شیرین‌كاری سمعی‌ـ‌ بصری ِ مشهور به آرشه ‌پران ابداع یاحقی نبود اما او آن را چالاك‌تر از همه اجرا می‌كرد.

چشمان درشت گودافتاده و دست و صورت استخوانی‌اش نمایانگر دوره‌ای بود كه خودنابودی با مواد مخدر قوی از عوارض هنرمندبودن محسوب می‌شد. تصوری رایج بود كه هروئین احساس و الهام می‌بخشد و هنرمند بهتر می‌نوازد یا می‌سراید. اما مخدر فقط نیرو زاست و آدمی را كه هر شب تا دیروقت در كاباره نوازندگی می‌كند سر پا نگه‌ می‌دارد. تكـنیك و مهارت با كشیدن و نوشیدن به دست نمی‌آید. درهرحال، عصر رونق و بلكه انفجار كسب و كار هنرـ نمایش و تأسیس كاباره‌ها بود، گرچه یاحقی به عنوان مشهورترین نوازنده آن موقع و تمام تاریخ ایران در ابتدای دهه 1340 برای رادیو خبرنگاری هم می‌كرد.

حبیب‌الله بدیعی، برخلاف یاحقی، متین و بی‌شتاب می‌نواخت و اصراری به شورافكنی نداشت؛ و برخلاف تجویدی، رفت و برگشت آرشه در صدای دلنشین ساز او قابل تشخیص نبود. اگر تجویدی به سبكی تا حدی اروپایی، و یاحقی به روش نوازندگان مصری و لبنانی می‌نواخت، كار بدیعی غایت نوازندگی تمیز ویولن ایرانی بود.

هیچ‌یك از آن سه تن جانشین نیافت زیرا تحول فرهنگ موسیقی ایران ویولن را از میدان به در كرد. عجیب است كه، تا حدی شبیه شعر، وقتی كسانی كار را به اوج ‌رساندند دیگران از رفتن وا ‌ماندند چون احتمال بهترشدن از استادان یا حتی امید رسیدن به پای آنها منتـفی بود. و تازه آن همه زحمت برای چه؟ هر زن خواننده‌ای كه تجويدی و ياحقی تربیت كردند سر از كاباره در آورد و كل اركستر مجلسی ایرانی جایش را به یك فروند ارگ برقی داد.

یاحقی شیوه نوازندگی ویولن ایرانی را به سطح تركیه و لبنان و مصر نزدیك كرد اما تصویر نوازنده آن را به همان اندازه در چشم مردم ارتـقا نداد. این ملایم‌ترین حرفی است كه می‌توان زد. حالت ويولن‌زن روی بام و بلكه سر مناره پيدا كرده بود. گرفتاریهای بعضی هنرمندان و راه پیداكردن رادیوـ تلويزيون به كاباره را خلایق اگر نه توطئه كه نتيجه مستقيم بی‌بندوباری ِ رژيم می‌دیدند و برای چنان جوان رعنایی متأسف بودند. بزرگترها وقتی با نگرانی به ما نوجوان‌ها هشدار می‌دادند كه در موسیقی و هنر مفاسد بسیار است، منظورشان عمدتاً مطالبی بود كه مجله‌ها درباره امثال داريوش رفيعي و پرويز یاحقی می‌نوشتند.

موسیقی سنتی ایرانی، در نوعی اعتراض ارتجاعی به خرده‌فرهنگ نظام مستقر و رواج زلم‌ زیمبو، از اواخر دهه چهل هرچه بيشتر در عرفان فرو رفت و به چهارزانو نشستن و تكیه‌دادن به مخـٌده متمایل شد. اما نمی‌توان عارفانه و سردرگریبان نشست و ویولن نواخت. سازی شق و رقٌ كه زمانی مورد علاقه افسران ارتش و محافل متشخص‌ها هم بود منزلتـش را از كف داد و كم‌مشتری شد. كمانچه به‌عنوان ساز زهی ِ موسیقی ایرانی جای آن ‌را گرفت و هزارها نوجوان به آموختن كمانچه، و البته سه‌تار، رو آوردند. بعدها وزارت ارشاد به اصغر بهاری، نوازنده ممتاز كمانچه، دكترای افتخاری داد اما از مدتها پیش، حتی در رژیم سابق، نوازنده ویولن ایرانی را دیگر زیاد جدی نمی‌گرفتند.

تحول مهم ورود دختران به عرصه نوازندگی از جهاتی تعادل‌بخش بود. اركستر سمفونیك تهران هم، مانند بسیاری جاهای دنیا، دارای ویولن‌نواز زن شد، گرچه تا تـك‌نوازشدن راهی است. در دهه 1970 وقتی هربرت فون كارایان فـقید می‌‌خواست دختری كم سن و سال را سولیست اركستر فیلارمونیك برلن كند سنتگرایان اخطار ‌كردند این‌ نهاد معتبر قدیمی جای ذوق‌آزمایی نیست. فون كارایان روی حرفش ایستاد و آن‌ـ سوفی‌ موتر در پانزده‌سالگی از بزرگان ویولن در جهان شد. هر دو معلم ِ پرورش‌دهنده‌اش زن بودند اما لابد در جامعه مردسالار زمان خودشان نتوانسته بودند از حدی فراتر بروند. آن موسيقيدانان از مكتبی غنی بهره می‌گیرند، ترقی می‌كنند و به غنای آن می‌افزایند.

در ایران چنین غنا و انباشتی وجود ندارد و كارها شانسی و دیمی است. حبیب‌الله بدیعی آدمی مجلسی نبود و نزد عامه موسیقی‌دوستان ناشناخته ماند. علی تجویدی، گرچه از احترام و حدی از شهرت برخوردار بود، ناچار شد شماری از بهترین ترانه‌های قدیمی‌اش را كه برای صدای بم زن ساخته بود دوباره با صدای زیر مرد اجرا كند ـــــ‌ كه واقعاً جای یأس و تأسف دارد و اميد زمانی اجرای اصل بتواند به صحنه برگردد. پرویز یاحقی هم توانست سی‌دی‌های تك‌نوازی‌‌اش را به بازار بفرستد اما در تلویزیون كه از ساز او بسیار استفاده می‌كرد اگر هم ذكری از او می‌شد نوشتن اسمش، با پیشوند استاد، در گوشه‌ كادر بود. همین قدر احترام هم غنیمت است. چندی پیش در پی یادی در یك برنامه تلویزیونی از ركن‌الدین مختاری، رئیس شهربانی رضاشاه، كه ویولن‌زن و آهنگساز قابلی بود، كار به عذرخواهی كشید.

رسم است با عزیمت استادان بی‌بدیل برای افول آن رشته مرثیه بخوانند. با رفتن پرویز یاحقی و پایان یك دوره، شاید در مورد ویولن ایرانی مرثیه‌ای لازم نباشد. سازی وارد این فرهنگ شد، به اوج رسید و به حاشیه رفت. اگر تحول طرز فكر و سلیقه جامعه این طور خواست، پس قصور و مقصر و غـبنی در كار نبود و ویولن ایرانی راه «طبیعی‌»اش را پـیمود. نظر كارشناسان مدرنیتـه و مدرنیزاسیون و پست‌مدرنی كه متوجه این تولد و وفات شده‌اند باید شنیدنی باشد
یک مجموعه بسیار زیبا از موسیقی و ترانه های سرزمین مادری ام به دستم رسیده. از این پس قطعاتی از آن را پیشکش خواهم کرد.

برای آغاز قطعه "طبیبیم گل" ( طبیبم بیا) با دو بازخوانی که در ماهور اجرا شده می آورم. زیاد بودن حجم فایل را به زیبایی فوق العاده آنها ببخشایید.

منیم کی روز ازل دن بو جام صهبا دیر
همیشه فیکر و خیالیم او حسن زیبا دیر

منیم کی گئچدی نصیحت دن، ال چک ای واعظ
کی هر نه قدر ائله سن بس حرف بیجا دیر

کد:
http://www.4shared.com/file/10484718/ab5cb39d/Tabibim_Gal_---_Ax_Gula_Gula_Alma_Canim.html


کد:
http://www.4shared.com/file/10488126/29920e53/tabibim_gal-_haji_baba_huseynov.html
می روی :

حال که تنها شده ام می روی ؟                  واله و شیدا  شده ام  می روی ؟
حال که غیر  از تو  ندارم  کسی                  این همه تنها شده ام می روی ؟
حال که تنها شده ام می روی ؟                  واله و شیدا  شده ام  می روی ؟
حال که غیر  از تو  ندارم  کسی                  این همه تنها شده ام می روی ؟
حال که چون پیکر سوزان شمع                   شعله سراپا  شده ام می روی ؟
حال که در وادی عشق و جنون                   وامق  عذرا   شده ام  می روی ؟
حال  که   در   بحر   تمنای   تو                   غرق   تمنا   شده ام  می روی ؟
این همه رسوا تو مرا خواستی                   حال که رسوا شده ام می روی ؟

خواننده : دلکش _ آهنگ : نیلوفر _ شعر : عماد خراسانی _ در مایه اصفهان

Flower
دو قطعه در راک هند از حضرت شجریان

ساز و آواز
اگر تو فارغی از حال دوستان یار
فراغت از تو میسر نمی شود ما را

تو را در آینه دیدن جمال طلعت خویش
بیان کند که چه بوده است ناشکیبا را

بیا که وقت بهار است تا من و تو به هم
به دیگران بگذاریم باغ و صحرا را

به جای سرو بلند ایستاده بر لب جوی
چرا نظر نکنی یار سرو بالا را

که گفت در رخ زیبا نظر خطا باشد
خطاست آن که نبینند روی زیبا را


نگفتمت که به یغما دلت رود سعدی
چو دل به عشق دهی دلبران یغما را

شعر این ساز و آواز از پرمعناترین اشعار سعدی است که حضرت استاد با انتخاب بی نظیرشان و اجرای آن در راک هند شاهکاری پدید آورده اند.

دریافت کنید

تصنیف
ز دست محبوب

دریافت کنید
دیده دریا کنم....
شور
شعر جناب حافظ

دریافت کنید
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21
آدرس اصلي