گزاره

نسخه‌ي كامل: شبی در توسکانی با آندرا بوچلی
شما هم اكنون متن قالب بندي نشده را مي‌بينيد.مشاهده‌ي نسخه‌ي اصلي
صفحات: 1 2
شبی در توسکانی با آندرا بوچلی

[تصوير: bocelli_night.jpg]

La donna è mobile


La donna è mobile
زن متغییر است

qual piuma al vento,
همانند پری در باد

muta d'accento
لحن صدایش را عوض میکند

e di pensiero.
و همینطور تفکرش را

Sempre un amabile
همیشه

leggiadro viso,
چهره زیبا و دوست داشتنیش

in pianto o in riso,
هنگام گریه کردن یا خندیدن

è mensognero.
پر نیرنگ است

donna è mobile
زن متغییر است

qual piuma al vento,
همانند پری در باد

muta d'accento
لحن صدایش را عوض میکند

e di pensier.
و همینطور فکرش را

E di pensier, e di pensier!
تفکرش را و تفکرش را

E'sempre misero
همیشه بدبخت است

chi a lei s'affida,
کسی که به او امید میبندد

chi le confida,
کسی که به او اعتماد میکند

mal cauto il core!
قلبش میشکند

Pur mai non sentesi
هرچند هرگز کسی نمیتواند

felice appieno
کاملا خوشحال باشد

chi su quel seno,
اگر در آغوش او

non liba amore!
طعم عشق را نچشد

donna è mobile
زن متغییر است

qual piuma al vento,
همانند پری در باد

muta d'accento
لحن صدایش را عوض میکند

e di pensier.
و همینطور فکرش را

E di pensier, e di pensier!
تفکرش را و تفکرش را
[تصوير: bocelli_tuscany.jpg]

چند وقت پیش دی وی دی شبی در توسکانی به دستم رسید که در واقع کنسرت آندرا بوچلی هست که در سال 1997 اجرا کرده. با توجه به ترانه های زیبایی که در این کنسرت اجرا شده تصمیم داشتم که هر از چند گاهی چندتا از این ترانه ها رو ترجمه کنم و وقتی تکمیل شد اونا رو به صورت یه زیر نویس فارسی تقدیم دوستان علاقمند کنم. این تعطیلات فرصتی پیش اومد تا قسمتی از این کار رو تکمیل کنمWinky1.

با این بهانه تو این تاپیک از آندرا بوچلی مینویسم. فعلا به ترانه بعدی یه نگاهی بکنید تا بیشتر در این مورد صحبت کنیم.

CON TE PARTIRO

Quando sono solo
زمانی که تنها هستم

sogno all’orizzonte
به دوردستها میاندیشم

e mancan le parole,
کلمات قادر به شرح نیست

Si lo so che non c’è luce
آری میدانم نوری وجود ندارد

in una stanza quando manca il sole,
در اتاق هنگامی خورشید نیست

se non ci sei tu con me, con me.
اگر تو با من نباشی, با من

Su le finestre
در پنجره ها

mostra a tutti il mio cuore
قلبم را به همه نشان بده

che hai acceso,
که تو روشنش کرده ای

chiudi dentro me
درونم حفظ کن

la luce che
نوری را که

hai incontrato per strada.
هنگام دیدنت به من دادی

Con te partiro
با تو خواهم رفت

Paesi che non ho mai
به سرزمینهایی که هرگز

veduto e vissuto con te,
با تو ندیده ام و زندگی نکرده ام

adesso si li vivroٍ,
حالا با تو خواهم زیست

Con te partiro
با تو خواهم رفت

su navi per mari
روی کشتی در دریاهایی

che, io lo so,
که میدانم

no, no, non esistono più,
نه, نه, دیگر وجود ندارند

con te io li vivro
با تو زنده اشان خواهم کرد

Quando sei lontana
هنگامی که دور هستی

sogno all’orizzonte
به دوردستها فکر میکنم

e mancan le parole,
کلمات از شرح عاجزند

e io si lo so
و آری میدانم

che sei con me,
که با منی

tu mia luna tu sei qui con me,
تو, ماه من, اینجا با منی

mio sole tu sei qui con me,
آفتاب من تو اینجا با منی

con me, con me, con me.
با من, با من, با من

Con te partiro
با تو خواهم رفت

Paesi che non ho mai
به سرزمینهایی که هرگز

veduto e vissuto con te,
با تو ندیده ام و زندگی نکرده ام

adesso si li vivroٍ,
حالا با تو خواهم زیست

Con te partiro
با تو خواهم رفت

su navi per mari
روی کشتی در دریاهایی

che, io lo so,
که میدانم

no, no, non esistono più,
نه, نه, دیگر وجود ندارند

con te io li vivro
با تو زنده اشان خواهم کرد


Con te partiro
با تو خواهم رفت

su navi per mari
روی کشتی در دریاهایی

che, io lo so,
که میدانم

no, no, non esistono più,
نه, نه, دیگر وجود ندارند

con te io li vivro
با تو زنده اشان خواهم کرد

Con te partirٍo
با تو خواهم رفت

Io con te
من با تو
[تصوير: bocelli_bio01.jpg]

در 22 سپتامبر 1958 به دنیا آمد. آندرا بوچلی تنور خوانی است از روستاییان منطقه توسکانی که در سال 1993 به سفری عازم شد که از او یک ستاره بین المللی ساخت. از زمان نواختن پیانو در رستورانها تا کنون وی یکی از پرفروشترین هنرمندان اروپا بوده است. او هم تراز با کسانی همچون پاواروتی، برایان آدامز و زوکرو به قله های موفقیت دست یافت.

اروپا این مرد خارق العاده با صدای غیر قابل انکارش را که قادر به خواندن ترانه های بزرگ اپرایی و همچنین ترانه های عاشقانه کلاسیک پاپ است را با آغوش باز پذیرا شد.
بینایی وی از هنگام تولد مشکل داشت, در سن 12 سالگی به دنبال یک حادثه آندرا بیناییش را کاملا از دست داد. خود وی میگوید:

« نمیخواهم مردم در این مورد زیاد ناراحت شوند. من با چند تن از بچه ها فوتبال بازی میکردم که به سرم ضربه ای وارد شد و موجب خونریزی مغزی شد. چند روز بعد, من کور شدم... »
[تصوير: bocelli_bio02.jpg]

قبل از اینکه به خوانندگی بپردازد, دکترای حقوقش را از دانشگاه پیزا دریافت کرد و یکسال نیز به عنوان وکیل مدافع فعالیت کرد. او خود را به تنور خوان افسانه ای یعنی فرانکو کورلی (Franco Corelli) نزدیک کرد, کسی که او را به شاگردیش پذیرفت. برای پرداخت هزینه تحصیل آندرا شبها در رستورانها و کلوپها به نوازندگی پیانو میپرداخت, جایی که همسر آینده اش را پیدا کرد. آنها هم اکنون صاحب دو پسر به نامهای آموس و ماتئو هستند.

در سال 1992 خواننده افسانه ای راک ایتالیا زوکرو (Zucchero) برای ترغیب لوچیانو پاواروتی (Luciano Pavarotti) به خوانندگی در آواز دو نفره بدبختی (Miserere) از بوچلی برای تهیه یک نمونه آزمایشی از آواز کمک گرفت. هنگامی که پاوارتی نوار را دریافت کرد, صدای آندرا او را بسیار تحت تاثیر قرار داد. پاوارتی پرسید:

« زوکرو! این مرد کیه؟
تو به خوندن من نیازی نداری - بذار آندرا این آواز رو با تو بخونه, چون کسی بهتر از اون پیدا نمیکنی! »
[تصوير: bocelli_miserere.jpg]

MISERERE

Miserere, miserere,
بدبختی, بدبختی

miserere, misero me,
بدبختی, من بدبخت

pera brindo alla vita!
اما به سلامتی زندگی مینوشم

Ma che mistero, è la mia vita,
چه عجیب است زندگی من

che mistero!
چه عجیب

Sono un peccatore dell'anno
من گناهکاری هستم از سال

ottantamila,
هشتاد هزار

un menzognero!
یک دروغگو

Ma dove sono e cosa faccio,
اما کجایم و چه میکنم

come vivo?
چگونه زندگی میکنم

Vivo nell'anima del mondo
در روح دنیا زندگی میکنم

perso nel vivere profondo!
گمشده در عمق زندگی


Miserere, misero me,
بدبختی, بدبختی من

pera brindo alla vita!
اما به سلامتی زندگی مینوشم


Io sono il santo che ti ha tradito
من قدیسی هستم که به تو خیانت کرده

quando eri solo
زمانی که تنها بودی

e vivo altrove e osservo il mondo
جایی دیگر زندگی میکردم و دنیا را مشاهده میکردم

dal cielo,
از آسمان

e vedo il mare e le foreste,
دریاها و جنگلها را میدیدم

vedo me che...
خودم را میدیدم که...


Vivo nell'anima del mondo
در روح دنیا زندگی میکنم

perso nel vivere profondo!
گمشده در عمق زندگی

Miserere, misero me,
بدبختی, بدبختی من

pera brindo alla vita!
اما به سلامتی زندگی مینوشم


Se c'è una notte buia abbastanza
اگر شبی به اندازه کافی تاریک وجود دارد

da nascondermi, nascondermi,
تا مرا پنهان سازد, پنهان کند

se c'è una luce, una speranza,
اگر نوری هست, امیدی


sole magnifico che splendi dentro me
خورشید روشنی که درونم میدرخشد

dammi la gioia di vivere
لذت زندگی را به من میدهد


che ancora non c'è!
که هنوز وجود ندارد


Miserere, miserere,
بدبختی, بدبختی

quella gioia di vivere
آن لذت زندگی

che forse
که شاید


ancora non c'è.
هنوز نیست
[تصوير: bocelli_pavaroti.jpg]

بعدها رابطه دوستانه ای بین بوچلی و پاواروتی شکل میگیرد. پاواروتی که استعداد او را کشف کرده بود؛ آموزشهای فراوانی به وی میدهد و در چند اپرا با وی همخوانی میکند که استقبال شدید مردم را به همراه میآورد.

ترانه شب آرام دریا در سال 1993 موفقیت بزرگ دیگری را در فستیوال سن رمو (جایزه اسکار موسیقی ایتالیا) برایش به ارمغان آورد که این ترانه را در پست بعدی خواهید دید.
IL MARE CALMO DELLA SERA

[تصوير: bocelli_mare.jpg]

Non so
نمیدانم

cosa sia la fedeltà,
وفاداری چیست

la ragione del mio canto
دلیلی برای ترانه ام

che resistere non puo
که دیگر قادر به تحمل

ad un cosى dolce pianto
چنین اشکهای شیرینی نیست

che mutٍ l’amore mio.
که عشقم را تغییر داده است

E se
و اگر

anche il sorgere del sole
هنوز طلوع آفتاب

ci trovasse ancora insieme,
سعی دارد هنوز ما را باهم ببیند

per favore dimmi no,
لطفا بگو نه

rende stupidi anche i saggi
تلاش بیهوده ای است

l’amore, amore mio.
عشق, عشق من

Se dentro l’anima
اگر در روح

tu fossi musica,
تو موسیقی است

se il sole fosse dentro te,
اگر خورشیدی درون توست

se fossi veramente
اگر براستی هست

dentro l’anima mia,
پس درون روحم

allora si che udir potrei
میتوانم بشنوم

nel mio silenzio
در سکوتم

il mare calmo della sera.
شب آرام دریا را

Pero
اما

quell’immagine di te
این تصویر از تو

cosi persa nei miei occhi
در چشمانم محو میشود

mi portٍ la verità,
حقیقت را به من نشان بده

ama quello che non ha
عشقی است که نداری

l’amore, amore mio.
عشق, عشق من

Se dentro l’anima
اگر در روح

tu fossi musica,
تو موسیقی است

se il sole fosse dentro te,
اگر خورشیدی درون توست

se fossi veramente
اگر براستی هست

dentro l’anima mia,
پس درون روحم

allora si che udir potrei
میتوانم بشنوم

il mare calmo della sera.
شب آرام دریا را

nel mio silenzio
در سکوتم

il mare calmo della sera.
شب آرام دریا را
ترانه با تو خواهم رفت (Con Te Partiro) که قبلا معرفیش کرده بودم, ترانه قشنگیه که وقتی سارا برایتمن (Sarah Brightman) در سال 1996 هنگام صرف نهار با دوستانش در يک رستوران شنيد و شيفته خواننده و ترانه آن شد. از سارا برایتمن بیشتر براتون مینویسم فعلا همینقدر بگم که این دوتا باهم ترانه «وقت خداحافظی است (Time to say goodbay) رو بر اساس همون ترانه «با تو خواهم رفت» اجرا کردند که بسیار معروف شد. پس حالا میریم سراغ این ترانهDrink.
TIME TO SAY GOODBYE

[تصوير: bocelli_time.jpg]

Quando sono solo
زمانی که تنها هستم

sogno all’orizzonte
به دوردستها میاندیشم

e mancan le parole,
کلمات قادر به شرح نیست

Si lo so che non c’è luce
آری میدانم نوری وجود ندارد

in una stanza quando manca il sole,
در اتاق هنگامی خورشید نیست

se non ci sei tu con me, con me.
اگر تو با من نباشی, با من

Su le finestre
در پنجره ها

mostra a tutti il mio cuore
قلبم را به همه نشان بده

che hai acceso,
که تو روشنش کرده ای

chiudi dentro me
درونم حفظ کن

la luce che
نوری را که

hai incontrato per strada.
هنگام دیدنت به من دادی

Time to say goodbye.
زمان خداحافظی است


Paesi che non ho mai
به سرزمینهایی که هرگز

veduto e vissuto con te,
با تو ندیده ام و زندگی نکرده ام

adesso si li vivroٍ,
حالا با تو خواهم زیست

Con te partiro
با تو خواهم رفت

su navi per mari
روی کشتی در دریاهایی

che, io lo so,
که میدانم

no, no, non esistono più,
نه, نه, دیگر وجود ندارند

It's time to say goodbye.
اکنون زمان خداحافظی است

Quando sei lontana
هنگامی که دور هستی

sogno all’orizzonte
به دوردستها فکر میکنم

e mancan le parole,
کلمات از شرح عاجزند

e io si lo so
و آری میدانم

che sei con me,
که با منی

tu mia luna tu sei qui con me,
تو, ماه من, اینجا با منی

mio sole tu sei qui con me,
آفتاب من تو اینجا با منی

con me, con me, con me.
با من, با من, با من

Time to say goodbye.
زمان خداحافظی است

Paesi che non ho mai
به سرزمینهایی که هرگز

veduto e vissuto con te,
با تو ندیده ام و زندگی نکرده ام

adesso si li vivroٍ,
حالا با تو خواهم زیست

Con te partiro
با تو خواهم رفت

su navi per mari
روی کشتی در دریاهایی

che, io lo so,
که میدانم

no, no, non esistono più,
نه, نه, دیگر وجود ندارند

con te io li vivro
با تو زنده اشان خواهم کرد

Con te partiro
با تو خواهم رفت

su navi per mari
روی کشتی در دریاهایی

che, io lo so,
که میدانم

no, no, non esistono più,
نه, نه, دیگر وجود ندارند

con te io li vivro
با تو زنده اشان خواهم کرد

Con te partirٍo
با تو خواهم رفت

Io con te
من با تو
[تصوير: bocelli_night_album.jpg]

خوب تا اینجا یه سری از ترانه های اجرا شده در کنسرت رو براتون نوشتم, انشالا در فرصتهای بعدی بقیه اشم مینویسم. برای اینکه بدونید چی در انتظارتون هست لیست ترانه های اجرا شده در کنسرت رو براتون اوردم, علاوه بر اینها سعی میکنم یه بیو گرافی کوتاه از سارا برایتمن, زوکرو و نوکیا فوچیله یعنی کسانی که در این کنسرت با آندرا هم خوانی کردند رو هم براتون بنویسمRooleye.

• "Nessun dorma"
• "La donna è mobile"
• "Lamento di Federico"
• "E lucevan le stelle..."
• "O soave fanciulla"
Giacomo Puccini - LA BOHEME
• Brindisi
Giuseppe Verdi - LA TRAVIATA
• Torna A Surriento
• Santa Lucia luntana
• 'O Sole Mio
• Vivo Por Ella
Spanish version of Vivo Per Lei
• Con Te Partirٍ
• Romanza
• E Chiove
• Voglio Restare Cosى
• Caruso
• Il Mare Calmo Della Sera
• Miserere
• Time to Say Goodbye

هیچکس نخواهد خوابید
زن متغییر است
تاسف فدریکو
و درخشش ستارگان
آه دختر دوست داشتنی (از اپرای بوهم نوشته ژاک پوکینی)
به سلامتی (از اپرای فاسد نوشته جوزفه وردی)
بازگشت به سورینتو
لوچیا لونتانای مقدس
آه تنهایی من
برای او زنده ام (اجرای نسخه اسپانیایی)
با تو خواهم رفت
افسانه
وباران میبارد
میخواهم اینچنین بمانم
کاروسو
شب آرام دریا
بدبختی
زمان گفتن خداحافظی است
برای اون کسانی که با اپرا چندان آشنایی ندارند لاز م دیدم کمی در باره صدای تنور که تو بیوگرافیها اسمشو اوردم توضیح بدم:

خواننده های اپرا بسته به تن صداشون، از زیرترین صدا تا بم ترین صدا، به شش گروه دسته بندی میشند. سه دسته صدا برای زنان سپرانو، نیمه سپرانو و کونترالو (soprano, mezzo-soprano, contralto) و سه دسته صدا برای مردان تنور، باریتون و باس (tenor, baritone, and bass) . البته هرکدوم از اینا خودشون زیر دسته های دیگری هم دارن که کیفیت صدا و نوع خواندنو تعیین میکنه. پس وقتی میگیم پاوارتی و بوچلی  تنور خوان هستند منظورمون اینه که اونا زیر ترین صدای مرد رو میتونن تولید کنن.

بعد از این توضیحات ترانه بعدی رو براتون مینویسم که اجرای مشترک نوکیا فوچیله و بوچلی هست که در فیلم شاهد اجرای نسخه اسپانیایی «برای او زنده ام» هستیم, اما چون من اسپانیایی بیلمیرم و از طرف دیگه اصل این ترانه ایتالیایی هست من ترجمه ترانه ایتالیایی رو براتون اوردم. فقط اینو بگم که بوچلی این ترانه رو با کسان دیگه به زبونهای آلمانی, فرانسوی و پرتقالی هم خونده Drink.
VIVO PER LEI

[تصوير: bocelli_vivo.jpg]

Vivo per lei da quando sai
برای او زنده ام از زمانی که میدانی

la prima volta l’ho incontrata,
اولین بار که او را دیدم

non mi ricordo come ma
نمیدانم چطور اما

mi è entrata dentro e c’è restata.
به درونم وارد شد و خانه کرد

Vivo per lei perchè mi fa
برای او زنده ام زیرا که او

vibrare forte l’anima,
روحم را به شدت تکان داد

vivo per lei e non è un peso.
برای او زنده ام و این باری بر دوشم نیست

Vivo per lei anch’io lo sai
من نیز برای او زنده ام, میدانی

e tu non esserne geloso,
حسود نباش

lei è di tutti quelli che
او به همه کسانی که اینچنین

hanno un bisogno sempre acceso,
نیاز به روشن ماندن دارند تعلق دارد

come uno stereo in camera,
مانند موسیقی در اتاق

di chi è da solo e adesso sa,
به کسانی که تنها هستند و حالا میدانند

che è anche per lui, per questo
که او برای آنان است, به همین جهت

io vivo per lei.
من برای او زنده ام


una musa che ci invita
او الهه ای است که ما را به

a sfiorarla con le dita,
پیرایش با انگشت


attraverso un pianoforte
از طریق پیانو دعوت میکند

la morte è lontana,
با او مرگ دور میماند

io vivo per lei.
من برای او زنده ام

Vivo per lei che spesso sa
برای او زنده ام و تو هم میدانی

essere dolce e sensuale
چقدر شیرین و دلرباست

a volte picchia in testa ma
گاهی تو را گیج میکند اما

è un puguo che non fa mai male.
تازیانه ای است که هیچگاه صدمه ای نمیزند


Vivo per lei lo so mi fa
برای او زنده ام. میدانم باعث میشود

girare di città in città,
از شهری به شهری بروم

soffrire un po’ma almeno io vivo.
مرا به زحمت میاندازد اما حداقل زنده ام

un dolore quando partea
زمانی که میرود دردناک است


Vivo per lei dentro gli hotels.
بخاطر او در هتل ها زندگی میکنم

Con piacere estremo cresce.
و با کمال رضایت میگذرانم


Vivo per lei nel vortice.
به خاطر او در گرداب زندگی میکنم

Attraverso la mia voce
با صدای من

si espande e amore produce.
زاییده شدن عشق را شرح میدهد


Vivo per lei nient’altro ho
برای او زنده ام چیز دیگر ندارم

e quanti altri incontreri
چند کس دیگر را میتوانم ببینم

che come me hanno scritto in viso:
که مانند من روی چهره شان نوشته شده است:

io vivo per lei.
من به خاطر او زنده ام

Io vivo per lei
من به خاطر او زنده ام


sopra un palco o contro ad un muro
در کاخ نشین یا پشت دیوار

Vivo per lei al limite.
برای او زنده ام تا پایان


…anche in un domani duro.
حتی در فردایی سخت

Vivo per lei al margine.
برای او زنده ام تا سرحد مرگ


Ogni giorno
هر روز

una conquista,
فاتح منم

la protagonista
اما فرمانده

sarà sempre lei.
همیشه او خواهد بود


Vivo per lei perchè oramai
برای او زنده ام زیرا حالا

io non ho altra via d’uscita,
راه دیگری ندارم

perchè la musica lo sai
چون میدانی موسیقی

davvero non l’ho mai tradita.
چیزی است که درست درکش نکرده ام

Vivo per lei perchè mi da
برای او زنده ام چون به من

pause e note in libertà.
فرصتی داد که به آزادی توجه کنم

Ci fosse un’altra vita la vivo,
اگر زندگی دیگری داشتم, زندگی میکردم,

la vivo per lei.
زندگی میکردم برای او


Vivo per lei la musica.
برای او زنده ام , موسیقی
Io vivo per lei.
من برای او زنده ام


Vivo per lei è unica.
برای او زنده ام که یگانه است

Io vivo per lei.
من برای او زنده ام


Io vivo per lei.
بخاطر او زنده ام


Io vivo
من زنده ام

per lei.
بخاطر او
اینم نسخه اسپانیایی ترانه بخاطر تو زنده ام. بعضی از حروف ایتالیایی و اسپانیایی درست نشون داده نمیشه, تقصیر من نیستWorry:
VIVO POR ELLA

Vivo por ella sin saber
si la encontré o me ha encontrado
Ya no recuerdo come fue
pero al final me ha conquistado
Vivo por ella que me da
toda mi fuerza de verdad
Vivo por ella y no me pesa

Vivo por ella yo también
no te me pongas tan celoso
Ella entre todas es la mلs
dulce y caliente como un beso
Ella a mi lado siempre estل
para apagar mi soledad
Mas que por mi por ella
yo vivo también


Es la musa que te invita
a tocarla suavecita
En mi piano a veces triste
la muerte no existe
si ella estل aquي

Vivo por ella que me da
todo el afecto que le sale
a veces pega de verdad

Pero es un puٌo que no duele

Vivo por ella que me da
fuerza, valor y realidad
para sentirme un poco vivo…

Cَmo duele cuando falta
Vivo por ella en un hotel
Cَmo brilla fuerte y alta
Vivo por ella en propia piel
Si ella canta en mi garganta
mis penas mas negras espanta


Vivo por ella y nadie mلs
puede vivir dentro de mi
Ella me da la vida, la vida…
si estل junto a mي

Si estل junto a mي

Desde un palco o contra un muro
Vivo per ella al limite
En el trance mas oscuro
Vivo por ella integra
Cada dيa unل conqulata
la protagonista
es ella también


Vivo por ella porque va
dلndome siempre la salida
porque la musica es asi
fiel y sincera de por vida

Vivo por ella que me da
noches de amor y libertad
Si hubiese otra vida, la vivo..
por ella también


Ella se llama musica
Yo vivo también
Vivo por ella créeme
Por ella también
Yo vivo per lei
Yo vivo, per lei
[تصوير: brightman.JPG]

در 14 آگوست 1961 در انگلستان به دنیا آمد. این هنرپیشه و خواننده اولین بار در سال 1978 با گروه رقص Hot Gossip و ترانه «من قلبم را به سرباز سفینه فضایی باختم I lost my heart to a starship trouper» مورد توجه قرار گرفت .

سه سال بعد از این موفقیت, نقشی در موزیکال اندرو لوید وببر با نام گربه ها ایفا کرد که دوباره مورد توجه واقع شد. این بار با آهنگساز خودش و آن دو در سال 1984 با هم ازدواج کردند.
در سال 1982 در سریال ویک پیر و بعدها در همان سال در موزیکال دیگری با نام نایتینگل ایفای نقش کرد.

وی در سال 1984 در یک نسخه تلوزیونی از رقص و آواز لوید وببر شرکت کرد و ترانه اش در ردیف سی ترانه اول قرار گرفت.

یکسال بعد در «مری بیوه» اولین نقش اپراییش را ایفا کرد و چندین کنسرت دیگر در انگلستان و آمریکا برگزار کرد که همه در ردیف آثار پرفروش قرار گرفتند. ترانه «Pie Jesu» که در آن برایتمن همراه با یک پسر دوازده سال هم آواز شده بود جزء 5 ترانه پر فروش قرار گرفت.

در سال 1986 در فیلم « شبح اپرا The phantom of the opera» بازی کرد. سه ترانه شبح اپرا, تمام چیزی که از تو میپرسم (All I ask of you) و آرزوی بودن دوباره تو در اینجا (Wishing you were somehow here again) در ردیف ده اثر پرفروش انگلستان قرار دارند.
Penso che ci siano nessuno in questa tribuna che ha interessato a musica italiana. In Persiantools ci era più gente. Penso che sprechi il mio tempo in questo soggetto, per questo motivo che non continuo questo soggetto. Scusilo ed arrivederci
مانوشکا نوشته :
l'amor che move il sole e l'altre stelle... !!!
  
.
.
.

bellissimo!!!

دیدم کسی تو گزاره به موسیقی ایتالیایی علاقه ای نداره و تو این تاپیک پستی نمیزنه, نا امید شدم و اون پیغام تعطیل شد رو زدم اما به خاطر گل روی شما یه ذره دیگه ادامه میدمDrink.

Ave Maria ظاهرا یه دعایه مال کاتولیکها که در ستایش حضرت مریم میخونن و مثل السلام و علیک یا ... خودمونهGrinyes
در ادامه تلاش منو برای ترجمه این شعر میبینید:

AVE MARIA

Ave Maria!
سلام برتو ای ماریا

Vergin del ciel,
ای باکره بهشت

sovrana di grazie e madre pia,
ملکه زیبایی و مادر مقدس

che accogli ognor la fervente preghiera,
که همیشه دعای ملتهبان را میپذیری

non negar a questo straziato mio cor
tregua al suo dolor!
این دل شکسته را نران, قلب پریشانم را تسکین بده

Sperduta l'alma mia si prostra a te,
روح دل تنگم جلوی تو به خاک افتاده

e pien' di speme si prostra ai tuoi piè,
و با امید فراوان بر پایت افتاده

t’invoca e attende
دعا میکنم و منتظرم

che tu dedia
تا بخششی بکنی

la pace che solo tu poi donar.
صلح و سلامتی که تنها تو قادر به دادنش هستی

Ave Maria!
سلام برتو ای ماریا
مانوشکا نوشته :جناب کاوه،

سلام.

بعضی وقت ها معلوم نیست در واکنش پاسخ گونه به چیزی که زیباست بشود کاری کرد جز لذت برد! بنابراین ببخشید اگر به موقع پاسخی درخور نگرفتید (شاید هنوز هم نگرفته اید)، دلیل اش از جایی که من قرار دارم فقط همین بود.

کاش حتا در حد کم ایتالیایی بلد بودم و یا موسیقی ایتالیایی را می شناختم تا بتوانم بیش تر هم یاد بگیرم از شما! اگر ادامه بدهید شاید وسوسه شوم که یاد بگیرم؟!

بی نهایت ممنون از برگردان دل شکنانه ای که کردید. این متن همیشه یادم خواهد ماند.

راستی، پست بالایی شما را من به شما و به دانته مدیون ام! او را خوانده اید یا حاضرید این جا کانتو به کانتو بخوانید؟ حالا اگر هم خیلی طول کشید بکشد، چیزی که من یکی زیاد دارم وقت است!

یا فقط بخش موسیقی را ادامه بدهید، لطفاً!

با تشکر از شما. من کتاب کمدی الهی دانته رو خوندم و قبلا در اینجا با دوستان دیگه در موردش بحث کردیم و کتاب دوزخش را به طور خلاصه اونجا اوردم. اگه چیزی بیشتر خواستید در خدمتم. فقط الان یکی دو روزه پرشین تولز خرابه. اگه لینک بالا جواب نداد بعدا امتحان کنید.
Flower
از اونجایی که مطمئن شدم این تاپیک حداقل یه خواننده پروپا قرص داره, با ترجمه این شش هفتا ترانه باقیمانده این تاپیک رو کاملش میکنم. اگه مشتریها بیشتر بشن شاید برای خواننده های دیگه هم تاپیکهایی از این دست استارت بزنمEvlgtn.
صفحات: 1 2
آدرس اصلي