با سپاس از سروران گرامی ، موسا و امیر و بانو نگار.
به بانو نگار :
كل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی !!!
من نه موسیقیدان هستم و نه نوازنده. ولی دوستدار موسیقی و هنرم.
در "عنفوان خوانی !" اندكی در پی اینكار شدیم. از اینرو، با نت آشنا یی یافتم.
سپستر، در فیزیك ، اصول نوسان ها در سیم ها و رابطه ی آن با نیرو و كلفتی سیم
و نیز بكوتاهی با گام و اكتاو موسیقی چیز هایی یاد گرفتم.
پس از آن، كمی در تئوری موسیقی برای خودم مطالعه كردم. حاصل این اندك دانش
من در موسیقی، تنها مرا به موسیقی ، به عنوان دانش و هنر، علاقمند كرد.
خودم اولین سنتورم را ساختم، كه پیش از آن نه سنتور از نزدیك دیده بودم و نه در باره ی
ساختنش چیزی میدانستم. از آشنایی دوری كه سنتور داشت، تنها اندازه های آن را خواستم.
او حتا سنتورش را برای یك روز هم در دسترس من نگذاشت كه آن را بررسی بكنم.
در دادن اندازه ها هم، مرا ناامید میكرد ، كه گویا این كار را نمتوانم بكنم.
زمانی كه اولین سنتورم را ساختم پیش او بردم تا كوك و آزمایش بكند . شگفت زده شده بود.
بجای سنتور استاندارد، سنتور 12 / 11 ساخته بودم كه دامنه اش یك اكتاو هم بیشتر است.
و نیز نوآوری هایی در ساخت ان انجام داده بودم. هر تكه از چوب آن را از راه اینترنت از جایی
سفارش داده و خریده بودم..
سرتان را درد نیاورم، همان آشنا یك سنتور شكسته داشت كه ساخت ایران بود . آنرا بمن داد تا تعمیرش بكنم.
زمانی كه آنرا از هم با ز كردم ، خودم از كاری كه كرده بودم شگفت زده شدم ; سنتور من از دید تكنیك
ساخت خیلی بهتر از آن بود. كسی كه آنرا ساخته بوده ،لابد استاد سنتور ساز هم بوده

ولی
روش ساخت (نجاری ، و اصول مكانیكی) را خوب نمیدانسته است. برای همین سنتور زوارش در
رفته بود.
خب! برای لاف زدن همین اندازه بس است.
تا اینجا ما روش ساخت سنتور را بپایان رسانده ایم.
اگر از دوستان در ریزه كاری آن پرسشی داشته باشند ، آماده ی پاسخگویی هستم.
مشكل ترین بخش ساختن سنتور بریدن اریبی گوشه ها است كه باید دقیق باشند.
بعد روش چسباندن كلاف است .
یكی دیگر اینست كه معمولا تخته سدای به آن پهنا پیدا نمیشود ، پس باید رو تا تخته را
بهم جفت كرده و چسباند. این یكی هم نیاز به تكنیك دارد.
بهر روی، ساختن سنتور ، بویژه اگر نخستین بار باشد، بسیار هیجان انگیز است.

