گزاره

نسخه‌ي كامل: سازهای موسیقی ایرانی و روش ساخت آنها
شما هم اكنون متن قالب بندي نشده را مي‌بينيد.مشاهده‌ي نسخه‌ي اصلي
صفحات: 1 2 3 4
سازهای موسیقی ایرانی و روش ساخت آنها

با درود
دوستان ،
خواهش میكنم , اگر با روش ساختن هر كدام از ساز های ایرانی آشنایی دارید
در این جستار دانش خودتان را با ما شریك بشوید.


من خودم بزودی روش ساختن سنتور را آغاز خواهم كرد .
امیدوارم سودمند باشد.
Flower
پیشگفتار

گفته میشود كه سنتور ، و سازهای همانند آن در دیگر سر زمین ها،
از ایران سرچشمه گرفته اند. در برخی از زبانها بنام "سنتوری" و "سنتورا"
خوانده میشود. گونه ای از آن كه در آمریكا و برخی كشورهای دیگر سا≠ته میشود
Hammered Dulcimer نام دارد كه به چم نواهای خوش میباشد.

بروایتی نام سنتور از دو واژه ی "سن" و "تور" ساخته شده است .
"سن" از ریشه ی سانسكریت بچم "سد" و "تور" همان "تار" است.
با این گفته، سنتور یعنی سد تار .

سنتور یكی از سازهای اشرافی زمان های گذشته ، زمانی كه هنوز پیانو به ایران نیامده بود،
بوده است. نیز گفته اند كه سنتور براستی مادر پیانو است.
فرق سنتور و پیانو در شمار نت ها و ضربه زدن است. در پیانو ، بجای مضراب
ضربه با چكش هایی كه به دگمه ها بسته شده است به سیم ها میخورند.
و فرق دیگر ایندو در دامنه ی نت ها میباشد. در حلیكه دامنه و گسترش نت ها در
سنتور ایرانی كمتر از 3 اكتاو است ، در پیانو شاید بیش از شش اكتاو باشد.

یكی از ویژگی های نواختن سنتور اینست كه ، زمانی كه برای یك دستگاه كوك شد
هرچه كه نواخته بشود در آن دستگاه خواهد بود. و نمیتواند خارج باشد.
در صورتیكه در سازهای دیگر ، مانند تار ، سه تار، ویولن، نوازنده باید نت لازم
را در همان دستگاه یافته و بنوازد.

ساختمان سنتور :

سنتور استاندارد ایرانی دو ردیف سیم (خرك) دارد . سیمهایی كه از روی خركهای سمت راست
میگذرند ، معمولا از نوع برنجی (زرد) هستند . از روی هر خرك 4 تا سیم میگذرد
كه این سیم ها درست باید مانند هم كوك بشوند. فاصله ی این سیم ها رو خرك
نزدیك 1 تا 2 میلیمتر هستند. اگر زیادی بهم بچسبند ممكن است تداخل بكنند و
اگر از هم خیلی دور باشند ضربه ی مضراب بخوبی به همه ی آنها نخواهد خورد.

در این دسته از خرك  ها پایین ترین  نت سنتور از می E شروع میشود.
( 164/ vib/sec)
سیمهایی كه از روی خركهای سمت چپ میگذرند، از نوع فولادی ( ویژه ه ی ساز ها)
بوده و در زبان اهل فن به آنها سیم های سفید گفته میشود.
این سیمها هم مانند سیم های خرك های سمت راستی، 4 تا 4 تا از روی خركها گذشته
و هر 4 سیم مانندهمدیگر كوك میشوند.
این دسته از سسیم ها در هردو طرف خركها نوخته میشوند ، بطوریكه نت سمت چپ خرك
یك اكتاو بالاتر از نت سمت راست آن است. بنابرین. فاصله ی این سیم ها در سمت راست
تا شیتانك ، دوبرابر سمت چپ آنها است. منظور از فاصله در اینجا نشستگاه تا نشستگاه است
نه ابعاد فیزیكی سنتور.. سپستر در نگاره هایی آین ها را نشان خواهم داد.


... دنباله دارد.
[تصوير: 43go4eb.jpg]
اندازه ی كلاف (چهارچوب) سنتور استاندارد 9 در 9

[تصوير: 2zqh7jq.jpg]
[تصوير: 2yypo55.jpg]
همانگونه كه در نگاره ی بالایی نشان داده شده است ، سنتور
ذودنقه ای است كه گوشه های آن پیوند 45/135 درجه دارند.

دلیل این كار فیزیك و مكانیك است. از آنجاییكه سیمها ی دور تر از نوازنده
نت های بالاتری می دهند، باید كشش بیشتری داشته باشند. و اگر بهمان بلندی جلوی بودند
می بایست بازهم  كشش بیشتری داشت باشند. كه این در عمل شدنی نیست و سیم ها پاره خواهند
شد و نیز چهارچوب سنتور جوبگو نخواهد بود. پس راه حل این مشكل كوتاه كردن فاصله ها
بوده كه شكل دوذنقه ای به سنتور داده است. اكنون كه در زمان ما سیم های محكم تری میتوانند بسازند،
میتوان گوشه های تند را از 45 درجه به (مثلا) 55 درجه هم افزایش داد كه در این صورت سدا های
سیمهای دورتر نرمتر و ملایمتر و دلپذیرتر هم خواهند بود.
جالب هست دوست عزيزروزبه
من هم نوازنده ني هستم و اطلاعاتي در مورد ساخت ني دارم . در اختيار دوستان مي گذارم. تا اين اطلاعاتي كه دارم كشكاري شود و دوستان به آن بيافزايند.
قاسم نوشته :جالب هست دوست عزيزروزبه
من هم نوازنده ني هستم و اطلاعاتي در مورد ساخت ني دارم . در اختيار دوستان مي گذارم. تا اين اطلاعاتي كه دارم كشكاري  شود و دوستان به آن بيافزايند.
Flower

سپاس از شما دوست گرامی

گوش بزنگ شنیدن نواهای خوش نی شما (و روش ساخت آن)
خواهیم بود.
من هم اطلاعاتی  در باره ی فلوت (از چوب نی دارم)
خیلی دوست دارم فرق نی ایرانی را  با آن بدانم.
[تصوير: 44qnr7b.jpg]
آیا میدانستید كه:
سیمهای سنتور نزدیك نه دو و نیم تن ( 2500 kg) كشش و نیرو درست میكنند ؟
بلی ! درست است.
برای همین باید سنتور با اسلوب درست و از چوبهای پر مقاومت با كلفتی
مناسب ساخته بشود تا زیر این نیرو ها پایداری بكند.
بیشترینه ی این نیروها به گوشی ها و سیمگیرها میرسند. و در درجه ی بعدی روی شیتانك ها
و در درجه ی سوم روی خرك ها فشار می آورند. فشار روی خرك ها هم بنوبه ی خود روی
تخته ی سدا فشار می آورند.
با حسابی كه من كرده ام، فشار روی سنتور 250 تا 300 كیلوگرم است، كه این پیوند راست
با بلندی خرك ( ها) دارد : بسخنی دیگر هرچه خرك ها بلندتر باشند بهمان نسبت فشار
بر رویه ی سنتور بیشتر خواهد شد. از این رو پلهای درون سنتور (شمار ، جا ، بلندی )
و كلفتی تخته ی زیر سنتور بایستی حساب شده باشند. اگر تخته ی سدا نشست بكند، نیروی
بیشتری به تخته ی زیر منتقل شده و آنرا غلمبه كرده، تركانده و یا خدا خواهد كرد
ووبوووم !!! vavaboooom !
در اینجاست كه بلندی پل های درونی بسیار حساس میشوند. سپس تر در این باره سخن خواهیم گفت.
ساخت سنتور : چوب ها

در پیام شماره 4 اندازه های سنتور را نشان دادیم.
در این نوشتار بیشتر در باره ی چوبهایی كه برای ساخت سنتور
درخور هستند سخن خواهیم گفت.
در خوری چوب برای سنتور دو پایه دارد.

1- فنی ، از دید سدا دهی و پایداری ( sound Quality and stability)
2- زیبایی و هنری (Visual and Artistic )

[تصوير: 2ng7fk1.jpg]
[تصوير: 29zyffc.jpg]
[تصوير: 2lvy88k.jpg]
تخته ی زیر سنتور  را میتوان از چوبهای گوناگون برگزید.; افرا، چنار، بلوت ، ..
اما تخته ی سدا باید از چوبی باشد كه دارای ویژگی های موسیقیایی و سدایی خوب باشد.
یعنی هر چوبی مناسب و درخور این كار نیست.
در غرب برای تخته سدای سازهای موسیقی بیشتر از اسپروس (( Sitka Spruce)، ازآنهاییكه در جاهای سردسیری
رشد میكنند، سود می برند. آزمونهای آزمایشگاهی و استادان سازنده ی ساز ها ، نشان داده است
كه این گونه چوب ها بدلیل رشد كند و طرز قرارگرفتن رگه ها ، بهترین كیفیت سدا دهی را دارا
هستند.
فزون بر انتخاب این چوب، باید آنرا بروش "4-شكاف" تخته كشی كرد. (نگاره ی سوم)
برای این كار نخست تنه های درخت را ( پس از خشك شدن بحال طبیعی) به تكه هایی كه بلندی
آنها برای سازها (پیانو ، ویولون، گیتار.. ) مناسب است بریده و آن را "4-شكاف " میكنند.
بیاد داشته باشید كه این با شكافتن است نه با اره كشی.
آنگاه هر كدام از این 4 تكه را تخته كشی میكنند.
نمونه ی تخته ای كه با این روش بدست می آید، در نگاره ی (2) نشان داده شده است.
همانگونه كه می بینید، رگه ها ( كه همان رشد سالیانه باشند) درست موازی هم
هستند.
ارزش این گونه تخته بستگی به یكنواختی (uniformity )و شمار رگه ها در یكان پهنا است.
( No of growth rings per unit of width)

[تصوير: 35cg5jr.jpg]
در نمونه ای از اینگونه تخته كه در فرتور بالایی نشان داده ام،
در هر سانتی متر پهنای آن بیش از12 رگه دیده میشوند.
این یعنی، درختی كه این تخته از آن كشیده شده است ، در هرسال ، میانگین كمتر از 2 میلیمتر  
تنه اش كلفت میشده است. تخته ای كه من از آن عكس گرفته ام 26 سانتیمتر یهنا دارد،
یعنی قطر درخت بیش از 60 سانتی متر و عمر آن بیش از280  سال بوده است.
چوب برای سنتور - بخش 2
از تخته ی سدا كه بگذریم، تخته برای دو طرف سنتور است ( pin blocks)
همانگونه كه میدانیم، پیچهای كوك (گوشی Tuning pins) و سیمگیر ها ( catchers) در پهلوی این ها
نصب میشوند.
اگر همه ی گوشی ها را در سمت راست نصب بكنیم (روش سازندگان ایرانی)،
باید 72 تا گوشی در آن جا بدهیم یعنی 72 تا سوراخ ( 4 میلیمتری ) در آن بكنیم.
در تخته ی سمت چپی هم همین شمار سوراخ ولی گشادی آنها كمتر است چون برای سیمگیر ها هستند.
[تصوير: 44j4xz4.jpg]
خود این همه سوراخ مقاومت چوبهای دو پهلو ( pin blocks) را كم خواهد كرد.
فزون بر این، زمانی كه سیم ها كشیده شدند، این پیچ ها و سیمگیر ها طوری عمل میكنند
كه انگار میخواهند آنها را بتركانند. شما اگر ، مثلا ، از چوب كاج این دو را بسازید ،
شاید همان روز نخست ترك بخورند.
پس باید : (1) چوب محكم باشد (2) ترك خور نباشد.
.....
will continue
اكنون كه كسی هوا خواه سنتور نیست، روش ساختن سوت سوتك ( نی لبك )
را شروع میكنیم !!!  Whistle

[تصوير: 2ztg7kj.jpg]
شما که زحمت می کشید لطفا روش نواختنش را هم بیاموزید. :)
سپاس بیکران سرور روزبه! بسیار نغز بود! بی تابانه چشم به راه دنباله ی نوشتار هستم!Give flowers
خاموشیم، ولی پیگیر.
هواخواه سنتور نیز هستیم، بسیار.
پیش روید.
[تصوير: 4c9nkwp.jpg]
[تصوير: 2laejp4.jpg]
با سپاس از سروران گرامی ، موسا و امیر و بانو نگار.
به بانو نگار :
كل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی !!! Funny

من نه موسیقیدان هستم و نه نوازنده. ولی دوستدار موسیقی و هنرم.
در "عنفوان خوانی !" اندكی در پی اینكار شدیم. از اینرو، با نت آشنا یی یافتم.
سپستر، در فیزیك ، اصول نوسان ها در سیم ها و رابطه ی آن با نیرو و كلفتی سیم
و نیز بكوتاهی با گام و اكتاو موسیقی چیز هایی یاد گرفتم.
پس از آن، كمی در تئوری موسیقی برای خودم مطالعه كردم. حاصل این اندك دانش
من در موسیقی، تنها مرا به موسیقی ، به عنوان دانش و هنر، علاقمند كرد.
خودم اولین سنتورم را ساختم، كه پیش از آن نه سنتور از نزدیك دیده بودم و نه در باره ی
ساختنش چیزی میدانستم. از آشنایی دوری كه سنتور داشت، تنها اندازه های آن را خواستم.
او حتا سنتورش را برای یك روز هم در دسترس من نگذاشت كه آن را بررسی بكنم.
در دادن اندازه ها هم، مرا ناامید میكرد ، كه گویا این كار را نمتوانم بكنم.
زمانی كه اولین سنتورم را ساختم پیش او بردم تا كوك و آزمایش بكند . شگفت زده شده بود.
بجای سنتور استاندارد، سنتور 12 / 11 ساخته بودم كه دامنه اش یك اكتاو هم بیشتر است.
و نیز نوآوری هایی در ساخت ان انجام داده بودم. هر تكه از چوب آن را از راه اینترنت از جایی
سفارش داده و خریده بودم..
سرتان را درد نیاورم، همان آشنا یك سنتور شكسته داشت كه ساخت ایران بود . آنرا بمن داد تا تعمیرش بكنم.
زمانی كه آنرا از هم با ز كردم ، خودم از كاری كه كرده بودم شگفت زده شدم ; سنتور من از دید تكنیك
ساخت خیلی بهتر از آن بود. كسی كه آنرا ساخته بوده ،لابد استاد سنتور ساز هم بوده Confuse ولی
روش ساخت (نجاری ، و اصول مكانیكی) را خوب نمیدانسته است. برای همین سنتور زوارش در
رفته بود.


خب! برای لاف زدن همین اندازه بس است.
تا اینجا ما روش ساخت سنتور را بپایان رسانده ایم.
اگر از دوستان در ریزه كاری آن پرسشی داشته باشند ، آماده ی پاسخگویی هستم.
مشكل ترین بخش ساختن سنتور بریدن اریبی گوشه ها است كه باید دقیق باشند.
بعد روش چسباندن كلاف است .
یكی دیگر اینست كه معمولا تخته سدای به آن پهنا پیدا نمیشود ، پس باید رو تا تخته را
بهم جفت كرده و چسباند. این یكی هم نیاز به تكنیك دارد.

بهر روی، ساختن سنتور ، بویژه اگر نخستین بار باشد، بسیار هیجان انگیز است.
FlowerDrink
چقدر لذتبخش است که معلومات و تجربیاتتان را بی دریغ و سخاوتمندانه در اختیار همگان قرار می دهید.

قدر خودتان را بدانید. مانند شما کم پیدا میشود.

با احترام
و این هم نقشه ی ساخت فلوت است.
[تصوير: 2hro37b.jpg]
میتوانید از چوب نی یا لوله ی فلزی یا پلاستیكی بسازید.
اگر از چوب نی ساخته بشود ، باید توی آن خوب پاك بشود.

1- طرفی كه سوراخ دمیدن است، باید بسته بشود.
2- با این فلوت تنها میتوان نغمه هایی در دستگاه ماهور نواخت.
3-نسبت   قطر درونی به درازی 1 به 23 تا 25 خوب است.
4-اگر دست ها و انگشتان بزرگ دارید، نیاز به فلوت بلند تر خواهید داشت


1گر خواستید، بگویید تا نقشه ی آن را برای دستگاه شور بكشم.
در دستگاه شور نت هایA, B, E بمل و نت.D. كرن است و ناچار جای آنها
جای دیگر خواهد بود.  
Sour :
Ab..Bb...C..Dp..Eb..F ..G..Ab
سپاس فراوان روزبه گرامی برای استارت این جستار سودمند

به تازگی پیش استادی برای یادگیری "تار" رفته‌ام (پیری و معرکه گیری که میگن کار مویه). ایشون علاوه بر نوازندگی و تدریس تار، سازنده آن هم هستند. در این مدت هرچه در مورد روش ساخت تار سوال کردم، پاسخ آن را به آینده موکول کردند.
خیلی دوست دارم در مورد روش ساخت تار هم چیزهایی بدانم، اگر دوستان به ویژه روزبه اطلاعاتی دارید دریغ نفرمایید
Naakas نوشته :سپاس فراوان روزبه گرامی برای استارت این جستار سودمند

به تازگی پیش استادی برای یادگیری "تار" رفته‌ام (پیری و معرکه گیری که میگن کار مویه). ایشون علاوه بر نوازندگی و تدریس تار، سازنده آن هم هستند. در این مدت هرچه در مورد روش ساخت تار سوال کردم، پاسخ آن را به آینده موکول کردند.
خیلی دوست دارم در مورد روش ساخت تار هم چیزهایی بدانم، اگر دوستان به ویژه روزبه اطلاعاتی دارید دریغ نفرمایید
ایول و آفرین دارد.
پیری دوگونه است : یكم پیری تن و پیكر ، دوم پیری احساس و دلمردگی.
یكی شاید پیر سال و ماه باشد ولی احساس زنده بودن و جوانی و شور داشته باشد.

شما و من شاید نتوانیم یك نوازنده ی خوب سنتور و تار بشویم ولی مهم نیست.
منهم در جوانی در پی موسیقی اندكی راه پیمودم ولی هیچ تشویق كننده نداشتم.
بواژگونه همه منفی بودند. پس از سالیان ، خودم سنتور ساختم و گاهی برای خودم
میزنم، برای خودم ، برای دل و احساسم. خیلی دوست دارم اگر زمانه بمرادم باشد
روزی یك تار و یك سه تار هم بسازم.
تار ، را بیشتر دوست دارم . سدا و آوایی در اندرون دارد. هر سازی نفس كشگاهی دارد
ولی تار با دهان مهر بر لب زده و خموش راز خود میگوید. و این شگفت نیست كه شما ،
جناب ، ناكس , این ساز را بگزیده اید ; بشنو از تار مهر بر لب زده كه در خموشی نوایی دارد.

[تصوير: 42vsfb8.jpg]

گرچه از آتش دل چون خم می در جوشم ـــ مهر برلب زده مینالم و اندر  خروشم.

( باپوزش از رند شیراز)
FlowerDrink
Rouzbeh نوشته :ایول و آفرین دارد.
پیری دوگونه است : یكم پیری تن و پیكر ، دوم پیری احساس و دلمردگی.
یكی شاید پیر سال و ماه باشد ولی احساس زنده بودن و جوانی و شور داشته باشد.

شما و من شاید نتوانیم یك نوازنده ی خوب سنتور و تار بشویم ولی مهم نیست.
منهم در جوانی در پی موسیقی اندكی راه پیمودم ولی هیچ تشویق كننده نداشتم.
بواژگونه همه منفی بودند. پس از سالیان ، خودم سنتور ساختم و گاهی برای خودم
میزنم، برای خودم ، برای دل و احساسم. خیلی دوست دارم اگر زمانه بمرادم باشد
روزی یك تار و یك سه تار هم بسازم.
تار ، را بیشتر دوست دارم . سدا و آوایی در اندرون دارد. هر سازی نفس كشگاهی دارد
ولی تار با دهان مهر بر لب زده و خموش راز خود میگوید. و این شگفت نیست كه شما ،
جناب ، ناكس , این ساز را بگزیده اید ; بشنو از تار مهر بر لب زده كه در خموشی نوایی دارد.

[تصوير: 42vsfb8.jpg]

گرچه از آتش دل چون خم می در جوشم ـــ مهر برلب زده مینالم و اندر  خروشم.

( باپوزش از رند شیراز)
FlowerDrink
درود جناب روزبه
مشوق که هچ اگر چند سال پیش اجازه می‌دادند که برم دنبال موسیقی شاید حالا نوازنده خوبی بودم. حیف که همه می‌ترسیدند مطرب بشم

تا به حال به این نکته توجه نکرده بودم که همه سازها نفس کشگاه دارند و این تار مهر بر لب است. پس علاقه زیاد من به تار بی‌دلیل نیست.

بانگ موذن كشاندم سوي مسجد
                                    نالـه جــانســوز تــار اگــر بــگـــذارد
صفحات: 1 2 3 4
آدرس اصلي