|
نغمهها ، ترانهها و خاطرهها ( 2 )
|
|
شماره : #261
|
|||
|
|||
|
به: نغمه ها ، ترانه ها و خاطره ها
واي، نگار جان من هم كاملا با نظرت موافقم. حيف نيست كه عكس به اين زيبايي رو ول كنيد و اون عكس قديمي رو بذاريد امير جان؟
الان امير ميگه اصلا به شماها چه ربطي داره چقدر دلم سوخت كه همايونِ كت و شلواري رو نديدم اگه مطمئن بودم كه مياد، بخاطر اونم شده حاضر بودم كل كنسرت شجريانِ پدر رو ببينم. |
|||
|
|
|
شماره : #262
|
||||
|
||||
|
من هم برای روز آخر کت و شلوار پوشیده بودم که بروم. شاید در بازار سیاه چیزی قسمتم شود و کنسرت را ببینم. ولی امان از میهمان ناخوانده آمان آمان آمان
امیر جان بار فنی کنسرت چطور بود؟ |
||||
|
|
|
۲۴-مهر-۸۷, ۰۱:۰۹ عصر
(آخرين ويرايش ارسال در: ۲۴-مهر-۸۷ ۰۱:۱۲ عصر توسط Amir.)
شماره : #263
|
|||
|
|||
RE: به: نغمه ها ، ترانه ها و خاطره ها
(۲۴-مهر-۸۷ ۱۱:۱۳ صبح)Naakas نوشته : من هم برای روز آخر کت و شلوار پوشیده بودم که بروم. شاید در بازار سیاه چیزی قسمتم شود و کنسرت را ببینم. ولی امان از میهمان ناخوانده آمان آمان آمان نخست باید گفت که از نظر گروهنوازی به طرز معجزهآسایی پیشرفت داشتند! البته، هم به پشتوانهی تمرین بوده و هم بهبود کیفیت صدابرداری. به هر حال پرشورتر و هماهنگتر بودند. اما ناگفته نماند که جواب آوازها همچنان لنگ میزد. در میان نوازندگان، کار « شاهو عندلیبی » به چشم میآمد. نواختن نی بسیار دشوار است؛ آنقدر که این روزها کسی به دنبال یادگیری و نواختن آن نیست. این قضیه اهمیت کوشش این نیزن ِ جوان را پررنگتر میکند. البته باید بیشتر کار کند و جلو برود تا بشود به یقین راجع به او نظر داد. و اما شجریان ِ بزرگ؛ با تلاش و مشقت بسیاری توانست گلیم آوازش را از آب بیرون بکشد. حنجرهاش اصلاً همراهیاش نمیکند. حتی چند جا صدایش گرفت. اما با همهی این اوصاف، یکی از آوازها را (با همراهی نی عندلیبی) چنان خوب و مسلط خواند که یاد روزگاران نه چندان دور را زنده کرد ... همهی اعضای گروه تکنوازی داشتند. حتی سحر ابراهیم با "قانون" . اما کلاً تکنوازیها چیز خاصی برای عرضه نداشتند و زمان برنامه را هم بیش از حد طولانی کردند. از هشت و نیم تا نزدیک به یک ِ صبح ... ببینیم فخرالدینی و کامکارها چه میکنند. |
|||
|
|
شماره : #264
|
|||
|
|||
| RE: نغمه ها ، ترانه ها و خاطره ها | |||
|
|
۲۵-مهر-۸۷, ۰۳:۲۳ صبح
(آخرين ويرايش ارسال در: ۲۵-مهر-۸۷ ۰۶:۲۴ عصر توسط moosa.)
شماره : #265
|
|||
|
|||
به: نغمه ها ، ترانه ها و خاطره ها
![]() ماجده الرومی به همراه خوزه کارراس(José Carreras) شاید اندکی متفاوت باشد. کلمات، ترانه ای قوی به آهنگسازی «احسان المنذر» و آوای «ماجده الرومی« است. که هر دو لبنانی هستند. من از لبنان، فرهنگ و مردمش خوشم می آید.(به جز حزب الله و مردم جنوبش!) چیز دیگری که افزون بر صدای زلال، گیرا و پراحساس ماجده الرومی باعث جاودانه شدن این اثر دز ذهنم شده، شعر آن . سروده ای بسیار زیبا و پراحساس از نزار قبانی است. شاعر عاشقانه ها که در سوریه زاده شد، بخشی از زندگانیش را در بیروت گذراند و در لندن مرد. به نگرم قبانی از آن هایی که به اصطلاح، ذاتا شاعرند. تصاویر زنده، واژه گزینی ملموس و بی تکلف و دید فوق العاده نسبت به عشق سروده های او را جاودانه ساخته است. در این سروده، نکته ی نغز دیگر این است که نزار قبانی، خودش را به جای معشوقش می گذارد و از زبان او سخن می گوید، برده شدنش به «کاخی از خیال» و نداشتن چیزی جز واژگان با خود هنگام بازگشت... دانلود کلمات، آلبوم کلمات، 1991(خیلی دوست دارم پس از اینکه شنیدید، نظرتان را هم در این جستار بنویسید. حتما این کار را بکنید، سپاسگزار خواهم بود )يُسمعني... حـينَ يراقصُني كلمات ليست كالكلمات يأخذني من تحـتِ ذراعي يزرعني في إحدى الغيمات والمطـرُ الأسـودُ في عيني يتساقـطُ زخّاتٍ.. زخات يحملـني معـهُ.. يحملُـني لمسـاءٍ ورديِ الشُـرفـات وأنا.. كالطفلـةِ في يـدهِ كالريشةِ تحملها النسمـات يحمـلُ لي سبعـةَ أقمـارٍ بيديـهِ وحُزمـةَ أغنيـات يهديني شمسـاً.. يهـديني صيفاً.. وقطيـعَ سنونوَّات يخـبرني.. أني تحفتـهُ وأساوي آلافَ النجمات و بأنـي كنـزٌ... وبأني أجملُ ما شاهدَ من لوحات يروي أشيـاءَ تدوّخـني تنسيني المرقصَ والخطوات كلمات تقلـبُ تاريخي تجعلني امرأةً في لحظـات يبني لي قصـراً من وهـمٍ لا أسكنُ فيهِ سوى لحظات وأعودُ.. أعودُ لطـاولـتي لا شيءَ معي.. إلا كلمات نزار قبانی، دیوان جبیبتی(عزیزم)-1961 به گوشم می خواند، آنگاه که با من می رقصد، واژگانی نه چون واژگان. از بازو می گیردم و در یکی ابر می کاردم. و در چشمانم، باران سیاه، نم نم...نم نم می بارد. می بردم با خود... می بردم، به شامگاهی با ایوان های گل رنگ. و من، چونان دخترکی در دست او، چون پری که نسیم می بردش. و برایم، در دستانش هفت ماه می آورد و بقچه ای پر ترانه. خورشیدی می بخشدم، تابستانی می دهدم و گروهی چلچله. می گویدم که هدیه ای گران بهایم و هزار ستاره را برابر. و اینکه گنج هستم و زیباترین نگاره ای که دیده است. می گویدم چیزهایی که گیج می کندم, بدان سان که رقص و گام ها را از یادم می برد. واژه هایی که پیشینه ام را باژگونه می کنند و چند دم ، مرا زن می سازند. از بهر من، قصری از خیال می سازد که جز دمی ساکنش نیستم. و باز می گردم، باز می گردم به میزم و مرا چیزی نیست... مگر واژگان. ترجمه: موسی پسر فرعون! ![]() !!! |
|||
|
|
شماره : #266
|
||||
|
||||
|
ناکس جان، برادر، یک چیزی هم تو بگو! همهاش میپرسی و ما میگوییم و تشکر میکنی و میروی! بگو؛ از همین "زمستان است" بگو.
![]() |
||||
|
|
|
شماره : #267
|
|||
|
|||
RE: به: نغمه ها ، ترانه ها و خاطره ها
(۲۵-مهر-۸۷ ۰۳:۲۳ صبح)moosa نوشته : به گوشم می خواند، آنگاه که با من که می رقصد، واژگانی نه چون واژگان. بازسرایی بسیار زیبایی بود. جناب موسی از این کارها بلد بودید و رو نمی کردید؟ در انتظار بازسرایی های بعدی هستیم. (یا اینجا یا در دفتر شعر) ![]() Those who don't hear the music, think the dancers are mad
|
|||
|
|
|
شماره : #268
|
|||
|
|||
|
به: نغمه ها ، ترانه ها و خاطره ها
گفتنیها را گفتید امیر جان
من چه بگویم؟ تنها از حسین علیزاده بگویم که برای من این روزها یکه سوار موسیقی ماست و یکتنه موسیقی ما را به جلو میراند. به راستی اگر علیزاده را از موسیقیمان حذف کنیم، این سالها موسیقی ما چه چیز نویی برای عرضه داشته؟ شاید مقام ترکیبی داد و بیداد یکی از بهترین نمونههای خلاقیت در پدید آوردن اثرینو با تکیه بر سنت است. حسین علیزاده این روزها در اوج پختگیست. و هنوز باید منتظر شاهکارهای او باشیم. |
|||
|
|
شماره : #269
|
|||
|
|||
| RE: به: نغمه ها ، ترانه ها و خاطره ها | |||
|
|
|
شماره : #270
|
|||
|
|||
RE: به: نغمه ها ، ترانه ها و خاطره ها
(۲۵-مهر-۸۷ ۰۵:۳۷ عصر)moosa نوشته : راستی ترانه اش چطور بود؟! ترانه عربی تا به حال گوش نداده بودم و فکر نمی کردم اگر گوش بدهم انقدر خوشم بیاید. ماجده خانم صدای زیبا و قوی ای دارد. به نظرم موسیقی ترانه هم خیلی خوب ساخته شده. زبان عربی کمی زمخت است و فکر می کنم ماجده خانم اگر بازسرایی شما را می خواند دلنشین تر می شد! البته مطمئنا گوش من عادت ندارد وگرنه هر زبانی زیبایی خود را دارد. باز هم ممنون. ترانه زیبایی بود. ![]() |
|||
|
|
|
شماره : #271
|
|||
|
|||
به : نغمه ها ، ترانه ها و خاطره ها
(۲۵-مهر-۸۷ ۰۳:۲۳ صبح)moosa نوشته : شاید اندکی متفاوت باشد.موسی جان ، زنده باشی ، هدیهی بسیار زیبایی بود. صدایی صاف و زلال ، آهنگی زنده و گرم. ترجمهی فارسی شعر ترانه هم که حرف نداشت. احسنت. ای کاش اجرای ویدئویی این ترانه را هم میدیدیم. مطمئناً لذت شنیدناش دو چندان میشد. آخر شنیدن کی بود مانند دیدن ؟ دو سه روز باید روی شبکههای موسیقی عربی زوم کنم. شاید توفیق دیدار ماجده خانم دست دهد !! ... از خوانندگان لبنانی ، نانسی عجرم را که حتماً میشناسی. جزو محبوبترین و مشهورترین خوانندگان عرب زبان هست. ترانههایش را بارها از طریق شبکه تلویزیونی روتانا دیدهام. شبکه فارسی زبان pmc هم گاهگداری ترانههایش را پخش میکند. ولی به نظرم صدای ماجده الرومی صافتر از صدای نانسی عجرم هست. ... دوست عزیز ، تو که عربی را به این خوبی بلدی، لطفی درحق ما بکن ، یکی دو تا از ترانههای امکلثوم را برایمان ترجمه کن تا بهانهای برای یادآوری خاطره آن خواننده بزرگ باشد. ![]() |
|||
|
|
|
شماره : #272
|
|||
|
|||
RE: به: نغمه ها ، ترانه ها و خاطره ها
(۲۵-مهر-۸۷ ۰۷:۵۲ عصر)Persian_queen نوشته : ترانه عربی تا به حال گوش نداده بودم و فکر نمی کردم اگر گوش بدهم انقدر خوشم بیاید. ماجده خانم صدای زیبا و قوی ای دارد. به نظرم موسیقی ترانه هم خیلی خوب ساخته شده. زبان عربی کمی زمخت است و فکر می کنم ماجده خانم اگر بازسرایی شما را می خواند دلنشین تر می شد! البته مطمئنا گوش من عادت ندارد وگرنه هر زبانی زیبایی خود را دارد. باز هم ممنون. ترانه زیبایی بود. البته بنده فکر میکنم یکی از دلایلی که عربها به ایران راه پیدا کردند زبان زیبای آنها بوده است. زبان عربی زیباست ، نیست؟ دوستان دیگر چه نظری دارند ؟ ![]() |
|||
|
|
|
۲۶-مهر-۸۷, ۱۱:۲۸ عصر
(آخرين ويرايش ارسال در: ۲۶-مهر-۸۷ ۱۱:۳۷ عصر توسط moosa.)
شماره : #273
|
|||
|
|||
RE: به: نغمه ها ، ترانه ها و خاطره ها
(۲۵-مهر-۸۷ ۰۷:۵۲ عصر)Persian_queen نوشته :سپاس از لطفت. ولی باور کنید اگه زیبایی در بازسرایی من هست، بخش زیادیش تنها یک سایه از زیبایی فوق العاده شعر نزار قبانی است. من نیز با شما موافقم، زبان عربی مردم کشور های حوزه خلیج فارس، مثل سعودی، امارات، کویت و ... بسیار زشت، شنگین، به قول شما زمخت و با زیبایی های آوایی کم است. منتها عربی مردم لبنان-و همچنین سوریه و مصر- را نمی شود واقعا عربی نامید. از نظر نژادی تنها درصدی از آن ها عرب هستند، آن هم با دیگر نژادها مخلوط شده اند و اصلا نمی شود آن ها را مانند عرب های سعودی و ... به شمار آورد. از نظر لهجه و زبان عامه، لهجه ی لبنانیبه از خانواده ی شامی است. متاثر از عربی،ولی بخش زیادی از واژگان و دستور زبان لبنانی، ریشه ای آرامی و سریانی دارد و متاثر از فینیقی، ترکی. به طور خلاصه لهجه و زبان عامه ی لبنان، متاثر از عربی است. مثلا بروید یک تلویزیون لبنانی زبان را تماشا کنید و سپس برگردید مثلا فیلمی کویتی ببینید. خواهید دید که عربی خلیجی (که خیلی نزدیک به عربی کابی، یا به سخن خودشان فصحه است.) حالتان را به هم خواهد زد ولی لهجه ی لبنانی را بسیار شیرین و نرم خواهید یافت. جدا از اینکه لبنانی ها را سرخ و سفید و خوشگل و با موهای بور و عرب ها را بسیار زشت خواهید یافت. ![]() خلاصه مبادا که سخن سوری ها و بویژه لبنانی ها را عربی فرض کنید! *اعتراف تاریخی!تقریبا، از نخستین دوست دختر های من، لبنانی بود. باور کنید، وقتی نگاهش می کردم مست می شدم و وقتی صحبت می کرد غش می کردم! ![]() ![]() (۲۵-مهر-۸۷ ۱۱:۲۳ عصر)پاکدل نوشته : سپاس از مهرتان، چشم حتما در نخستین فرصت ترجمه خواهم کرد. راستی، جسارت نباشد ولی مقایسه نانسی عجرم و ماجده الرومی کار درستی نیست. نانسی عجرم خواننده ای است که بیشتر به انگیزه های سکسی و بازاری مطرح شده است. تبلیغات فرواوانش را برای داماس و کوکا کولا و اینها را ببنید. کارش هم نه استتحکام و نه زیبایی هنری دراد. ولی ماجده الرومی ... (۲۶-مهر-۸۷ ۰۳:۵۶ صبح)sabzeghaba نوشته : البته بنده فکر میکنم یکی از دلایلی که عربها به ایران راه پیدا کردند زبان زیبای آنها بوده است. زبان عربی زیباست ، نیست؟ دوستان دیگر چه نظری دارند ؟ پاسخ شما را، چند خط بالاتر داده ام. ![]() |
|||
|
|
شماره : #274
|
|||
|
|||
اندر باب تاثیر سحرانگیز آواز
(۱۶-مهر-۸۷ ۱۰:۴۸ صبح)صبا نوشته : چند خوردی چرب و شیرین از طعام ... امیر گرامی دوستان عزیز یک مدتی است که به گوش کردن این قطعه معتاد شده ام. یادم می آید وقتی که کوچکتر بودم و به مجالس خوانش قران می رفتم گاهی می شنیدم که میگفتند یک عده اروپایی با شنیدن صدای خوانش قران عبدالباسط به اسلام گرویده اند. ما هم در آن عوالم این را به حساب توانمندی خارق العاده کلام الهی در زدن مخ خلق الله می گذاشتیم و یک دمت گرم حسابی به خدا می گفتیم که قران را وسیله برای هدایت این رمه های کافر به نور الهی قرار داده است. اما واقعیت این است همه این چیزها از آواز خوب نشات می گرفت. آواز خوب و رسا به همراه مناسب خوانی است که چنین حالاتی را بوجود می آورد. آواز انسان را منقلب می کند. عبدالباسط و شجریان و یا قران و شعر حافظش فرقی نمی کند مهم آواز است و مناسب خوانی. اعترافی که می خواهم بکنم این است که با شنیدن این قطعه زیبا به شدت اغوا شدم که بلند شوم دو رکعت نماز "غلط کردم" به درگاه باری تعالی بخوانم. عجیب کششی دارد این آواز. راستی امیر جان پیشترها، بیشتر به آواز می پرداختی. ما مشتاقیم برادر. ای ایران غمت سر رساد! |
|||
|
|
۲۹-مهر-۸۷, ۰۵:۴۵ عصر
(آخرين ويرايش ارسال در: ۲۹-مهر-۸۷ ۰۵:۵۴ عصر توسط صبا.)
شماره : #275
|
|||
|
|||
|
اندر باب سنت و اصالت
موسیقی اصیل
موسیقی سنتی خوب و بد و یا درست و نادرست شاید. مرز این دو کجاست؟ اصلا آیا ارتباطی هست بینشان؟ چه کسی گفته موسیقی اصیل همان سنتی است؟ چرا می گوییم " من موسیقی سنتی گوش می دم" و نمی گوییم "من موسیقی اصیل گوش می دم"؟ آیا اصلا موسیقی اصیل وجود ندارد؟ یا بدلیل اینکه قابل تعریف نیست خیلی بکار نمی رود؟ امیر گرامی! شجریان اصیل خوان است یا سنتی خوان؟ اگر اصیل خوان است آیا اصالت تنها در سنت خلاصه می شود؟ اگر سنتی خوان است چرا از موسیقی اصیل سخن می گوید؟ آیا اگر موسیقی اصیل را تنها در سنت خلاصه نکنیم می توان انتظار داشت که روزی شجریان به نوع دیگری از موسیقی روی بیاورد که در عین حال اصیل هم باشد؟ ( این ها در حالی است که این دومین یا سومین باری است که من موضع خود جناب شجریان در این زمینه را با شما در میان می گذارم) آیا هرکس شعر حافظ و مولوی را در دستگاه به نحو عالی اجرا کرد اصیل خوان است؟ شخصیت خود خواننده در این مورد چه نقشی دارد؟ زندگی خصوصی اش؟ نحوه برخوردش با مردم؟ نظرتان در مورد این چیست: "ول کن بابا، تو از هر موسیقی که خوشت اومد همون واست خوبه. همونو باید گوش بدی" بحث بسیار گسترده و غامضی است این اصالت. نمی دانم سابقه ورود این کلمه به فرهنگ موسیقایی چگونه است. اما به هر حال وارد شده است. شاید بهتر است کمی عمیق تر به مساله نگاه کنیم. آیا اطلاق چنین صفتی به یک اثر درست است؟ چه دیدگاه و جهانبینی است که استعمال چنین کلمه ای را پشتیبانی می کند؟ آیا فکر نمی کنید این کلمه (این توصیف) مشکلات و چالشهای فراوانی را در این حوزه پدید آورده است؟ بهتر نیست این خط کش را از جامدادی ذهنمان بیرون بگذاریم؟ |
|||
|
|
شماره : #276
|
|||
|
|||
|
به: نغمه ها ، ترانه ها و خاطره ها
صباي عزيز:
سوال شما سوال منم هست.ميشه موسيقي پاپ و رپ و... هم اصالت موسيقايي داشته باشن؟ اصلا اصالت موسيقي در چيه؟از كجا بدونم اين موسيقي اي كه الان دارم گوش ميدم پربار و اصيله؟اصالت موسيقي به شعر و ترانه اش است يا به خواننده اش ويا نوازنده؟شايدهم گردآوري همه اينها!قطعا شعر مهمه !اما فقط اشعار حافظ و مولوي و سعدي اصيلند؟! جناب صبا حالا چرا اين خط كش رو بيرون بياريم؟!(صورت مساله رو پاك كنيم؟!) ... |
|||
|
|
شماره : #277
|
|||
|
|||
RE: اندر باب تاثیر سحرانگیز آواز
(۲۹-مهر-۸۷ ۰۵:۲۱ عصر)صبا نوشته : امیر گرامی درسته خیلیها هستند که دین ندارند و یا دست کم مسلمان نیستند و یا حتی کسانی هستند که به وجود خدا هم باور ندارند ولی «ربنا»ی شجریان را با جان و دل دوست دارند و یا وقتی اذان ِ موذن زاده را گوش میدهند هوس نماز خواندن میکنند. یادم هست روزی تلوزیون روشن بود و من کارهای خودم را میکردم. (البته چون برنامه آوای ایرانی پخش میشد گوش و هوشم با تلوزیون بود) اگر درست یادم مانده باشد برنامه به اقبال آذر میپرداخت. در قسمتی از برنامه داریوش پیرنیاکان داستانی را از اقبال آذر تعریف کرد که در آن اقبل آذر (که هنوز دلاستوار نیستمکه اقبال آذر بود یا کس دیگری) با شخص دیگری میگفت که صدا در موسیقی مهمتر از شعر است و برای اثبات گفته خود به میان مردم (تبریز) رفت و اشعاری ناموزون (بند تنبانی) را با صدای خوش خواند و در پایان مردم مشتاق به شدت او را تشویق کردند. گرچه برای شنونده حرفهای موسیقی شعر آن اهمیت بسیار دارد ولی من هم فکر میکنم صدا خواننده مهمتر است. تنها صداست که میماند!!! |
|||
|
|
شماره : #278
|
|||
|
|||
|
به: نغمه ها ، ترانه ها و خاطره ها
این هم برای اینکه از اصل نیفتیم و به سنتها پایبند باشیم. و همچنین برای تجدید میثاق با آرمانهای جناب پاکدل.
امشب شب مهتابه آهنگساز: علی اکبر شیدا شاعر: علی اکبر شیدا دستگاه: اصفهان خواننده سیما مافیها امشب به بَر ِ من است آن مایهی ناز یارب تو کلید ِ صبح در چاه انداز ای روشنی صبح به مشرق برگرد ای ظلمت شب، با من بیچاره بساز امشب شب مهتابه، حبیبم رو میخوام حبیبم اگر خوابه، طبیبم رو میخوام گویید فلانی آمده، آن یار جانی اومده مست است و هشیارش کنید خواب است و بیدارش کنید آمده حالتو احوالتو سیه خالتو سفید رویتو ببیند، برود امشب شب مهتابه، حبیبم رو میخوام حبیبم اگر خوابه، طبیبم رو میخوام دریافت کنید |
|||
|
|
شماره : #279
|
|||
|
|||
|
RE: نغمه ها ، ترانه ها و خاطره ها
ترانهء "یار بیگانه نواز" با صدای ایرج بسطامی یار بیگانه نوازم شرح عشق جانگدازم قصه ای از سوز وسازم باتو می گویم امشب تا که چشم جان گشودم شمع پنهان وجودم شعله زد در تار وپودم آه جانسوزم امشب تو ندانی که چه کردی به من وبه وی و به خدا که غمت در من بی دل تو کجا من خسته کجا رهگذاری بی نصیبی بی قراری بی شکیبی تا سحر گاه ناله کرده نیمه شب ها در سیاهی بی نصیبی بی پناهی از سر کوهی گذر کرده ای بهشت موعودم آن سیاهی من بودم بی خبر ای سرور من می گذشتی از بر من نه اشک چشمم را بدیدی نه ناله قلبم شنیدی چو بخت من رفتی مه من چو آهوی صحرا رمیدی زسوی من دامن کشیدی تو دل شکستی دل شکستی..... بشنوید. |
|||
|
|
شماره : #280
|
|||
|
|||
|
به: نغمه ها ، ترانه ها و خاطره ها
من با واژه های چون »اصیل» و «سنتی» سخت مخالفم. همیشه هم کوشیده ام برای این موسیقی، از واژه ی «موسیقی ایرانی» بهره ببرم.
اصلا کلمه ی مثل سنت بسیار نارسا و گنگ هستند. آنچه خالقی چند دهه پیش کرد، در زمان نو آوری بود ولی اکنون برای ما، در دایره ی سنت قرار می گیرد. همین بلا هم سر نوآوری های مثلا علیزاده خواهد آمد. به نظر من با بهره گیری از پیشوندهایی چون سنت و اصالت تنها بر رکود و انقعال موسیقی در برابر تحولات اجتماعی، فکری و ... آن موسیق-و یو به دنبال آن، جامعه ی برخواسته از آن- است. چرا که موسیقی هنری سخت انتزاعی و نشان دهنده ی وضعیت فکری سازنده آن است. آنچه به نام موسیقی ملی یک کشور خوانده می شود نیز طبیعتا نشان دهنده ی وضعیت فکری آن جامعه است و نباید توقع ثابت(سنتی) بودن آن را داشت. و این بود انشای من! نتوانستم آنچنان که باید و شاید، آنچه در ذهنم بود و ربطش به سخن چناب صبا را نشان دهم. امیدوارم شما منظورم را متوجه شده باشید! |
|||
|
|
جستجو
ليست کاربران
تقويم
راهنما
بازی ها
موضوعات مشترك شده

اگه مطمئن بودم كه مياد، بخاطر اونم شده حاضر بودم كل كنسرت شجريانِ پدر رو ببينم.


![[تصوير: _42380188_....0015.jpg]](http://newsimg.bbc.co.uk/media/images/42380000/jpg/_42380188_....0015.jpg)
)



