|
نغمهها ، ترانهها و خاطرهها ( 2 )
|
|
۳۰-مهر-۸۷, ۰۹:۲۹ صبح
(آخرين ويرايش ارسال در: ۳۰-مهر-۸۷ ۰۱:۴۴ عصر توسط صبا.)
شماره : #281
|
|||
|
|||
RE: نغمه ها ، ترانه ها و خاطره ها
(۲۹-مهر-۸۷ ۰۷:۱۰ عصر)farimah نوشته : جناب صبا حالا چرا اين خط كش رو بيرون بياريم؟!(صورت مساله رو پاك كنيم؟!) فریماه گرامی بحث پاک کردن صورت مساله نیست. اصلا باید ببینیم آیا این دو اصطلاح "اصالت" دارند یا نه. بعد از اثبات اصالتشان است که می شود رویش بحث کرد. مثلا موسی اصلا اعتقادی به کاربرد این کلمه ندارد. (۳۰-مهر-۸۷ ۰۴:۳۳ صبح)moosa نوشته : من با واژه های چون »اصیل» و «سنتی» سخت مخالفم. همیشه هم کوشیده ام برای این موسیقی، از واژه ی «موسیقی ایرانی» بهره ببرم. موسی گرامی دایره موسیقی تنها به آثار وطنی ختم نمی شود. در مورد آنها چه نظری دارید؟ ضمن این که در این محدوده موسیقی ایرانی بنیامین و شهرام صولتی هم می خوانند. من هم همانند شما گوشه چشمی به عدم استفاده از این کلمات دارم اما مساله اینجاست که کسی مثل شجریان هم از این کلمات استفاده کرده و برایشان تعریف ارائه نموده. پس خیلی راحت نمی شود از کنار آنها گذشت. ای ایران غمت سر رساد! |
|||
|
|
|
شماره : #282
|
||||
|
||||
|
جناب صبا:
من هم با نظر موسي موافقم،كاربرد اصيل يا سنتي به نظر جالب نمياد! اما اونچه مدنظر منه،اينه كه چطور ميشه روي يك اثر ارزش گذاري كرد؟(همون سوال قبلي شما)،اگه از آهنگي لذت ببريم وبه وجد بياييم كافي است تا اثري ارزشمند باشد؟؟ |
||||
|
|
|
شماره : #283
|
|||
|
|||
|
RE: نغمه ها ، ترانه ها و خاطره ها
تعریفی که « شجریان » از اصالت و سنت دارد را مرور کنیم : (از گفتوگوی استاد با "اعتماد" ، ۲۳ مهر ماه)
" اصالت با سنت فرق میکند. اصالت یعنی ریشه داشتن ِ هر پدیدهی فرهنگی. در موسیقی هم همینطور؛ باید اصالت باشد. اما سنت مطابق با زمان تغیر شکل میدهد. هر زمان برای خودش، سنت خاص خودش را پدید میآورد. اینکه ما پایبند ِ سنتهای ۲۰۰، ۳۰۰ سال قبل باشیم، مورد پسند نیست. البته ما احترام سنتها را باید نگه داریم، اما اینکه بر اساس آنها کار ارائه کنیم، یک مقدار پسگرایی است. دنیا دارد جلو میرود؛ ما هم باید جلو برویم. این به معنای از دست دادن اصالت نیست. باید اصالت را نگه داریم، اما سنتهایمان را بر اساس زمان تغییر دهیم. نباید گرفتار سنتها شویم. ... " من به شخصه تعصبی ندارم که این موسیقی را چه بنامیم؛ موسیقی ِ اصیل، سنتی، کلاسیک، مقامی، ... . اما اگر بخواهیم به هر شکلی ته و توی این قضیه را درآوریم، آنچه که در بالا آمد میتواند راهگشا باشد. مثلاً کمانچهنوازی ِ بهاری را با کلهر مقایسه کنید. یا سنتورنوازی پایور با مشکاتیان را. ساز همان است. اصول همان است. کلهر کمانچهاش را با مضراب ننواخته یا آن را پشت و رو به دست نگرفته است. اما سبک و سیاق ِ نوازندگی، نوا و صدایی که نوازنده از ساز میگیرد، کششها، سکوتها، اوج و فرودها، ... اینها تفاوت کرده است. بحث ِ بهتر یا بدتر شدن نیست. هر کدام شیرینی ِ خاص خودش را دارد. اما موضوع این است که میتوان ـ با حفظ اصول و چهارچوبها ـ تغییر ایجاد کرد، رو به جلو حرکت کرد. میتوان نوآوری کرد. (حالا بماند که بعضی از این به اصطلاح نوآوریها روی اعصاب آدم میرود؛ تلفیق فلامنکو با آواز ایرانی، ارکستر زهی ِ کمانچه، تحریرهای عجیب و غریب و ...) به هر حال از نظر من، عبارت « موسیقی اصیل ایرانزمین » میتواند مناسب و گویا باشد. |
|||
|
|
شماره : #284
|
||||
|
||||
|
امیر جان، مهر بورزید، واژه ی "اصالت" رو تعریف کنید.
![]() |
||||
|
|
|
شماره : #285
|
||||
|
||||
|
منم سوال موسي رو ميپرسم آقا امير!
اينجا از يه طرف فرموديد اصالت با سنت فرقي نداره از طرف ديگه تعاريف جداگانه براشون داشتيد!(البته جناب استاد) |
||||
|
|
|
۰۱-آبان-۸۷, ۱۲:۴۷ عصر
(آخرين ويرايش ارسال در: ۰۱-آبان-۸۷ ۱۲:۵۸ عصر توسط Amir.)
شماره : #286
|
|||
|
|||
|
RE: نغمه ها ، ترانه ها و خاطره ها
اصالت در موسیقی ِ ایرانی، یعنی شعر حافظ را به سبک ِ نامجو نخواندن، یعنی با گیتار جواب آواز ندادن، یعنی شعر پست و سخیف را در ماهور و افشاری نیاوردن، یعنی به اسم نوآوری، هرچیزی را با این موسیقی تلفیق نکردن، یعنی حرمت ساز و شعر و آواز را نگه داشتن، یعنی تلمّذ، شاگردی کردن، خاک ِ صحنه خوردن، دغدغهی فرهنگ و تاریخ و هنر این سرزمین و مردم آن را داشتن و بسیاری مسائل کوچک و بزرگ دیگر.
نمیپذیرید که در این میان، چیزهایی هست که باید در نظر گرفته و رعایت شوند؟ "موسیقی ایرانی" طیف وسیعی از دوستان هنرمند را دربرمیگیرد که آوردن ِ حتی نام بعضیهاشان ننگ است. من اسم آن "چیزها" که باید پاس داشته شوند را "اصالت" میگذارم. پافشاری و تعصبی بر این واژه ندارم، اما بر آن "چیزها" چرا. (۰۱-آبان-۸۷ ۰۶:۳۴ صبح)farimah نوشته : اينجا از يه طرف فرموديد اصالت با سنت فرقي نداره ... کجا چنین گفته شده است ؟! |
|||
|
|
شماره : #287
|
|||
|
|||
RE: نغمه ها ، ترانه ها و خاطره ها
(۰۱-آبان-۸۷ ۱۲:۴۷ عصر)Amir نوشته : اصالت در موسیقی ِ ایرانی، یعنی شعر حافظ را به سبک ِ نامجو نخواندن، یعنی با گیتار جواب آواز ندادن، یعنی شعر پست و سخیف را در ماهور و افشاری نیاوردن، یعنی به اسم نوآوری، هرچیزی را با این موسیقی تلفیق نکردن، یعنی حرمت ساز و شعر و آواز را نگه داشتن، یعنی تلمّذ، شاگردی کردن، خاک ِ صحنه خوردن، دغدغهی فرهنگ و تاریخ و هنر این سرزمین و مردم آن را داشتن و بسیاری مسائل کوچک و بزرگ دیگر. امیر جان من نمی دانم چیست این پنهان مرا ... امابه من می گوید که باز هم این چیزها حق مطلب را ادا نمی کند. واقعیت این است که یک چیزی در دل ماست که ما را به سمت یک نوع موسیقی خاص هدایت می کند. باز هم سوالاتم را با شماره مشخص می کنم: 1- آیا اطلاق واژه اصیل به یک کار موسیقایی درست است؟ اگر بله: 2- آیا یک خواننده هر چه خواند اصیل است چون مثلا به قول امیر خاک صحنه خورده و ...؟ 3- چه کسی به چه محوزی می تواند بگوید که فلان کار اصیل است؟ برای سوالات 1 و 2 توضیحی ارائه می کنم تا بهتر درک شوند: 1-من می گویم که "من به هر موسیقی گوش نمی کنم" . آن کس دیگر که مثلا به موسیقی گوش می دهد که از نظر من بار معنایی ندارد هم دقیقا همین را می گوید (: هیچ کس خودش را ملامت نمی کند که وای من موسیقی خوب گوش نمی کنم.) آیا همین جمله که در بالا آوردم همان خط کش است؟ من به هر ...؟ واقعیت این است که فیلتر عقل و دل من است که انتخاب می کند و ما بدان می گوییم ذایقه موسیقایی اما آیا این فیلتر اجازه دارد به مثلا نگار بگوید که سرکار شهبانو شما علی رغم علاقه خاصتان! به همایون بدلیل غیر اصیل بودن آن (ترانه یا خواننده؟!) نباید بدان گوش کنید. ایشان هم می گویند این خوش تیپ اصولا اصیل خوان است و همین است که هست. 2- دعوا برسر شخص خاصی نیست. این موسیقی هزار رنگ هزاران خواننده دارد در هزار طریق. هایده مهستی داریوش اقبال آذر شجریان بنان سیما بینا رسول نجفی ایرج گلپا احسان خواجه امیری حامی فرهاد فریدون نامجو شهبال کویتی پور حسین فخری محمدرضا لطفی گوگوش نیازی به آوردن اسم همه نیست. کما اینکه اصلا ما خیلی ها را نمی شناسیم و بهشان گوش نمی کنیم. افتخاری هم بسیاری از صفاتی که امیر برشمرد را دارد اما حداقل من و ایشان هیچ علاقه ای به گوش کردن آثار جدیدش نداریم. |
|||
|
|
|
۰۱-آبان-۸۷, ۰۴:۳۳ عصر
(آخرين ويرايش ارسال در: ۰۲-آبان-۸۷ ۰۴:۵۵ عصر توسط Amir.)
شماره : #288
|
|||
|
|||
|
RE: نغمه ها ، ترانه ها و خاطره ها
هر کس تعریف خودش را از اصالت و سنت و ارزشمندی و مانند اینها دارد. یکی مثل من سختگیرانه و محدودکننده برخورد میکند و مثلاً آواز بر بهترین شعر نو را هم چندان اصیل نمیداند؛ یکی هم بازتر و بهروزتر است و جور دیگری میاندیشد. ایرادی به هیچیک وارد نیست؛ یا حداقل برای من اهمیتی ندارد. "افتخاری" مثال خوبی است. من و تو آن را خوش نداریم، خوب نداشته باشیم. خیلیها هستند که کارهایش را گوش میکنند. من متر و معیار استواری نمیشناسم که بتواند مشخص کند این کار اصیل و ارزشمند است یا آن دیگری نیست، مگر همان "ذائقهی موسیقایی ِ" هر کس برای خود او.
خودت هم پاسخی بر پرسشهایت بیاور؛ باشد که من هم هدایت شوم. |
|||
|
|
|
۰۱-آبان-۸۷, ۰۵:۰۴ عصر
(آخرين ويرايش ارسال در: ۰۱-آبان-۸۷ ۰۵:۴۰ عصر توسط tina.)
شماره : #289
|
|||
|
|||
RE: نغمه ها ، ترانه ها و خاطره ها
(۰۱-آبان-۸۷ ۱۲:۴۷ عصر)Amir نوشته : اصالت در موسیقی ِ ایرانی، یعنی شعر حافظ را به سبک ِ نامجو نخواندن، یعنی با گیتار جواب آواز ندادن، یعنی شعر پست و سخیف را در ماهور و افشاری نیاوردن، یعنی به اسم نوآوری، هرچیزی را با این موسیقی تلفیق نکردن، یعنی حرمت ساز و شعر و آواز را نگه داشتن، یعنی تلمّذ، شاگردی کردن، خاک ِ صحنه خوردن، دغدغهی فرهنگ و تاریخ و هنر این سرزمین و مردم آن را داشتن و بسیاری مسائل کوچک و بزرگ دیگر. امير جان، جسارتاً من هم سوالي داشتم. ![]() معني اين پست شما اين است كه (به عنوان مثال) كار نامجو بيارزش است يا اينكه فقط عنوان اصيل را يدك نميكشد؟؟؟ حرمت ساز و آواز را نگه داشتن يعني شعر پست را در ماهور نياوردن يا اينكه يعني اسم اين كار را موسيقي اصيل نگذاشتن؟ |
|||
|
|
|
شماره : #290
|
|||
|
|||
|
به: نغمه ها ، ترانه ها و خاطره ها
فکر می کنم موسیقی اصیل یا کلاسیک یا سنتیِ ایرانی هر سه به نوع موسیقی ای اطلاق می شوند که در ساخت آنها از سبک سازها و اشعار کلاسیک بهره گرفته شده. مانند سازهای تار و سه تار و کمانچه و نی و ... و اشعار شعرای کهن مانند حافظ و سعدی و خیام و ... . حال در ترانه ای می توان از اشعار شاعران معاصری هم سود جست و هنوز ترانه را اصیل خواند به شرطی که شعر مربوطه در سبک اشعار کهن سروده شده باشد و همچنین این مورد در رابطه با سازهای نو هم صدق می کند. در واقع می توان گفت موسیقی اصیل/سنتی/کلاسیک نوعی از موسیقی است که اجزای تشکیل دهنده آن اصیل/سنتی/کلاسیک باشند و با هیچ نوع دیگری از موسیقی (مانند پاپ یا راک) تلفیق نشده باشد. سبک موسیقی بسیاری از هنرمندانی که جناب صبا نام بردند متاثر از سبکهای غیر ایرانی است و به همین دلیل نمی توانند (ایرانیِ) اصیل به شمار آیند.
به تینا: ترانه های نامجو هم با وجودیکه بارقه هایی از سبک موسیقی اصیل (گاهی شعر کهن و گاهی ساز کهن) در آنها به گوش می خورد ولی در عین حال تاثیرات بسیاری از سبکهای دیگر را با خود یدک می کشند و به همین دلیل به هیچ وجه اصیل به شمار نمی آیند. حال این سبک از نظر و سلیقه کسی که تعصب خاصی به موسیقی اصیل دارد (مانند جناب امیر) به علاوه بسیاری سبکهای دیگر می تواند بی ارزش باشد در حالیکه از نظر من یا شما که چنین تعصبی نداریم و به هرچه که به دلمان بنشیند علاقه مند می شویم با ارزش خوانده شود. یعنی همان ذائقه موسیقیایی که دوستان هم اشاره کردند. Those who don't hear the music, think the dancers are mad
|
|||
|
|
۰۱-آبان-۸۷, ۱۱:۳۹ عصر
(آخرين ويرايش ارسال در: ۰۲-آبان-۸۷ ۱۲:۰۸ صبح توسط Naakas.)
شماره : #291
|
|||
|
|||
|
به: نغمه ها ، ترانه ها و خاطره ها
به دید من نباید مفهومی را که به دنبالش هستم در واژهها جستجو کنیم. واژههایی چون «سنتی»، «اصیل»، «کلاسیک»، «دستگاهی» را ما انتخاب کردیم برای نامیدن نوعی موسیقی که کمابیش همهما با حدودش آشنا هستیم. و حالا نباید حدود این نوع موسیقی را در آن واژهها جستجو کنیم (اگر کسی فهمید من چی گفتم خیلی باهوشه
) شاید زمانی برای جدا کردن موسیقی خودمان از موسیقیای که با نام پاپ یا جاز و ... وارد ایران شد واژهی «سنتی» را به آن چسباندیم، غافل از اینکه بعدها ممکن است به خاطر این نامگذاری گمان شود این موسیقی ناتوان از حرکت به جلو است. شاید بعد واژهی اصیل را جایگذینش کردند. که باز ممکن است ضعفهایی داشته باشد. چیزی که مهم است این است که ما نوعی موسیقی ایرانی دارم که با تکیه بر آن میتوانیم پیشرفت هم کنیم. بر خلاف دید امیر من ورود سازهای جدید به موسیقی و آزمون خطا کردن را مفید میدانم. گرچه برای نمونه ویلون را در موسیقی ایرانی دوست ندارم ولی نباید از حق گذشت که پرویز یاحقی با سازی غربی واقعا ایرانی میزد و به راحتی میتوان آثار او را در دامنه موسیقی ایرانی دانست.من هم با ترکیب «موسیقی اصیل ایرانی» موافقم یا به قول روزبه گرامی «موسیقی ناب ایرانی» صحرا میبالد: وای بر آنکس که صحراها در نهان دارد! |
|||
|
|
شماره : #292
|
|||
|
|||
|
به: نغمه ها ، ترانه ها و خاطره ها
سلام. ديدم از ماجده الرومي حرف زديد ... ترانه زيبايي دارد از نزار قباني كه در مورد زني است كه به ناگهان عاشق مردي مي شود كه در كافه جلويش نشسته...
ما جده با صدايش به خوبي توانست احساس موجود در شعر را انتقال دهد. ترانه اصلي خيلي طولاني بود نتوانستم آپلودش كنم. به زودي اصل ترانه را هم برايتان مي فرستم. اميدوارم بپسنديد. مع الجريدة اخرج من معطفه جريدة وعلبة الثقاب دون ان يلاحظ اضطرابي ودونما اهتمام تناول السكر من امامي ذوب في الفنجان قطعتين وفي دمى ذوب وردتين ذوبنى لملمنى بعثرني شربت من فنجانه سافرت في دخانه وماعرفت اين كان هنا جالسا ولم يكن هناك يطالع الاخبار وكنت في جواره تاكلني الافكار تضربني الامطار ياليت هذا الرجل المسكون با الافكار ياليت فكر يقراني ففي عيوني اجمل الاخبار ودون ان يرانى ويعرف الشوق الذي اعتراني تناول المعطف من امامي وغاب في الزحام مخلفا وراءه الجريدة وحيدة مثلي انا وحيدة با روزنامه از كيفش روزنامه اي در آورد و فندكي و بدون اينكه مرا ببيند و بدون اينكه اضطرابم را متوجه شود از روبرويم قند برداشت ... در فنجانش دو قطعه قند حل كرد و درجانم گل سرخي ذوب شد مرا ذوب كرد مرا به هم زد مرا مز مزه كرد ز فنجانش نوشيدم و در دود سيگارش سير كردم با اينكه در كنارم بود نفهميدم كجا نشسته و نديدم كه روزنامه را مي خواند ... انديشه او مرا بلعيد و قطرات باران بر من باريدند ... ايكاش اين مردي كه در افكارش غرق شده ايكاش ايكاش مرا مي خواند در چشمانم زيباترين اخبار را مطالعه مي كرد ... اما بدون اينكه مرا ببيند و از شوقي كه بر جانم پنجه افكنده بود با خبر شود كتش را از جلويم برداشت و در ازدحام جمعيت گم شد در حالي كه پشت سرش تنها يك روزنامه بر جاي مانده بود تنها تنها چون من تنها زندگی می کنیم چون زمانی که در رویاییم... تنها! |
|||
|
|
۰۲-آبان-۸۷, ۱۲:۱۱ عصر
(آخرين ويرايش ارسال در: ۰۲-آبان-۸۷ ۰۲:۰۸ عصر توسط Amir.)
شماره : #293
|
|||
|
|||
RE: نغمه ها ، ترانه ها و خاطره ها
(۰۱-آبان-۸۷ ۰۵:۰۴ عصر)tina نوشته : معني اين پست شما اين است كه (به عنوان مثال) كار نامجو بيارزش است يا اينكه فقط عنوان اصيل را يدك نميكشد؟؟؟ دوستان هم گفتند؛ بحث ذائقه است و نمیتوان حکم کلی داد. از دید ِ من، نه اصیل است، نه دارای ارزش و نه هیچ چیز دیگری. طبیعی است که از دید ِ دیگران، به گونهی دیگری باشد. (۰۱-آبان-۸۷ ۱۱:۳۹ عصر)Naakas نوشته : به دید من نباید مفهومی را که به دنبالش هستم در واژهها جستجو کنیم. واژههایی چون «سنتی»، «اصیل»، «کلاسیک»، «دستگاهی» را ما انتخاب کردیم برای نامیدن نوعی موسیقی که کمابیش همهما با حدودش آشنا هستیم. و حالا نباید حدود این نوع موسیقی را در آن واژهها جستجو کنیم. سراسر درست است و البته آشکار. ( اگر پرسنده بگوید که مرادش از این پرسشها چیست و نتیجه به چه کار خواهد آمد، دقیقتر میشود پاسخ داد. ) (۰۱-آبان-۸۷ ۱۱:۳۹ عصر)Naakas نوشته : ... این هم تا حدّ زیادی در گرو سلیقه است. هم به ساز بستگی دارد، هم به نوازندهی ساز. ویولنی که یاحقی و بدیعی مینواختند، کاملاً ایرانی بود؛ درست. اما دیگران چه؟ به چه پشتوانهای میتوان ویولن را در ارکستراسیون موسیقی ایرانی به کار گرفت؟ آیا کسی به جز معروفی این توانایی را دارد که آواز شجریان را با پیانو همراهی کند؟ (که من همان را هم چندان نمیپسندم) . البته شاید بتوان گفت که امروزه، آموزش ِ درست و فراگیر وجود ندارد، یا گوش و ذهن موسیقایی ما دیگر با این نواها آشنا نیست. اما در هر حال، از دید ِ من، به کارگیری ِ سازهای بیگانه و نامعمول، "رنگ ِ" موسیقی ایرانی را تغییر میدهد؛ و این بسیار اهمیت دارد. مثلاً طبلا یادآور موسیقی هندوستان است. گیتار فلامنکو، ویژهی اسپانیا است. پیانو، ویولن، پرکاشن و ... هر کدام به گونهی دیگری. چرا باید حال و هوای قطعات ایرانی را با این سازبندیها دگرگون کنیم؟ چه اجباری است؟ چه نیازی است؟ . |
|||
|
|
۰۲-آبان-۸۷, ۰۶:۱۶ عصر
(آخرين ويرايش ارسال در: ۰۲-آبان-۸۷ ۰۶:۱۶ عصر توسط moosa.)
شماره : #294
|
|||
|
|||
RE: به: نغمه ها ، ترانه ها و خاطره ها
(۰۲-آبان-۸۷ ۰۹:۴۸ صبح)آذرباد نوشته : سلام. ديدم از ماجده الرومي حرف زديد ... ترانه زيبايي دارد از نزار قباني كه در مورد زني است كه به ناگهان عاشق مردي مي شود كه در كافه جلويش نشسته... ظاهرا با سرعت اینترنت مشکل دارید، با خودم گفتم برای اینکه اذیت نشوید، این فایل را به جایتان آپلود کنم. ماجده الرومی، آلبوم ابحث عنی(به جستجویم بیا)،1994، ترانه ی مع الجریده(با روزنامه) ، آهنگساز: دکتر جمال سلامه. |
|||
|
|
شماره : #295
|
|||
|
|||
ماجده الرومی + نزار قبانی
(۲۵-مهر-۸۷ ۰۳:۲۳ صبح)moosa نوشته : کلمات، ترانه ای قوی به آهنگسازی «احسان المنذر» و آوای «ماجده الرومی« است.... (۰۲-آبان-۸۷ ۰۹:۴۸ صبح)آذرباد نوشته : سلام. ديدم از ماجده الرومي حرف زديد ... ترانه زيبايي دارد از نزار قباني كه در مورد زني است كه به ناگهان عاشق مردي مي شود كه در كافه جلويش نشسته.... دوستان عزیز ! من اسم شاعر عرب زبان "نزار قبانی" را شنیده بودم ولی اشعارش را ندیده و نخوانده بودم. دست موسی و آذرباد درد نکند، با یک تیر دو نشان زدند ، صدای صاف و زلال "ماجده الرومی" را با اشعار عاشقانه "نزار قبانی" به ما معرفی کردند. وقتی ترجمهی شعرهای او را میخوانم ، یاد اشعار عاشقانه فروغ و شاملو میافتم. ویکیپدیای فارسی _ نزار قبانی : نِزار قَبانی, (زاده ۲۱ مارس ۱۹۲۳، درگذشته ۳۰ آوریل ۱۹۹۸) از بزرگترین شاعران و نویسندگان جهان عرب بود. او در یکی از محلههای قدیمی شهر دمشق سوریه به دنیا آمد. هنگامی که ۱۵ ساله بود خواهر ۲۵ سالهاش به علت مخالفت خانوادهاش با ازدواج با مردی که دوست داشت اقدام به خودکشی نمود. در حین مراسم خاکسپاری خواهرش وی تصمیم گرفت که با شرایط اجتماعی که او آن را مسبب قتل خواهرش میدانست بجنگد. هنگامی که از او پرسیده میشد که آیا او یک انقلابی است، در پاسخ میگفت : «عشق در جهان عرب مانند یک اسیر و برده است و من میخواهم که آن را آزاد کنم. من میخواهم روح و جسم عرب را با شعرهایم آزاد کنم. روابط بین زنان و مردان در جهان ما درست نیست.» بخشهایی از اشعار نزار قبانی تاکنون به فارسی ترجمه و منتشر شده است. مهدی سرحدی، موسی بیدج، موسی اسوار و احمد پوری مترجمانی هستند که تاکنون نسبت به ترجمهٔ بخشی از آثار نزار به فارسی اقدام کردهاند. نمونههائی از اشعار نزار را میتوانید در ویکیپدیای فارسی بخوانید. مجموعه شعرهای منتشر شده به زبان فارسی : ۱۳۸۴ - باران یعنی تو برمیگردی _ یغما گلرویی _ دارینوش ۱۳۸۶ - عشق پشت چراغ قرمز نمیماند _ مهدی سرحدی _ انتشارات کلیدر ![]() |
|||
|
|
شماره : #296
|
|||
|
|||
RE: ماجده الرومی + نزار قبانی
(۰۲-آبان-۸۷ ۱۱:۳۲ عصر)پاکدل نوشته : .پاکدل گرامی ممنون از لطفت. نزار قبانی در عربها به شاعر زن معروف است چرا که احساسات زنان را به خوبی تصویر کرده. ماجده هم که سنگ تمام گذاشته. هم در کلمات و هم در با روزنامه. |
|||
|
|
شماره : #297
|
|||
|
|||
RE: نغمه ها ، ترانه ها و خاطره ها
(۰۲-آبان-۸۷ ۱۲:۱۱ عصر)Amir نوشته : این هم تا حدّ زیادی در گرو سلیقه است. هم به ساز بستگی دارد، هم به نوازندهی ساز. ویولنی که یاحقی و بدیعی مینواختند، کاملاً ایرانی بود؛ درست. اما دیگران چه؟ به چه پشتوانهای میتوان ویولن را در ارکستراسیون موسیقی ایرانی به کار گرفت؟ آیا کسی به جز معروفی این توانایی را دارد که آواز شجریان را با پیانو همراهی کند؟ (که من همان را هم چندان نمیپسندم) . البته شاید بتوان گفت که امروزه، آموزش ِ درست و فراگیر وجود ندارد، یا گوش و ذهن موسیقایی ما دیگر با این نواها آشنا نیست. اما در هر حال، از دید ِ من، به کارگیری ِ سازهای بیگانه و نامعمول، "رنگ ِ" موسیقی ایرانی را تغییر میدهد؛ و این بسیار اهمیت دارد. مثلاً طبلا یادآور موسیقی هندوستان است. گیتار فلامنکو، ویژهی اسپانیا است. پیانو، ویولن، پرکاشن و ... هر کدام به گونهی دیگری. چرا باید حال و هوای قطعات ایرانی را با این سازبندیها دگرگون کنیم؟ چه اجباری است؟ چه نیازی است؟به دید من اهلی کردن ساز و یا ساخت سازهای جدید، با دامنهی و جنس صدای متفاوت در نهایت میتواند به سود موسیقی ما باشد. البته به دید من است ورنه من هم صدای تار در موسیقی ایرانی را با هیچ سازی عوض نمی کنم. و همانطور که پیشتر گفتم ویولن و پیانو را هم در موسیقی ایرانی نمیپسندم. ولی فکر میکنم ورود این دو ساز به سود موسیقی ما بوده. |
|||
|
|
۰۴-آبان-۸۷, ۱۱:۵۰ عصر
(آخرين ويرايش ارسال در: ۰۵-آبان-۸۷ ۱۲:۳۵ صبح توسط صبا.)
شماره : #298
|
|||
|
|||
RE: نغمه ها ، ترانه ها و خاطره ها
(۰۱-آبان-۸۷ ۰۴:۳۳ عصر)Amir نوشته : هر کس تعریف خودش را از اصالت و سنت و ارزشمندی و مانند اینها دارد. امیر جان ممنون. بحث ارزشمندی از اصالت جداست. اتفاقا به کلمه زیبنده ای اشاره کردی. من فکر می کنم باید از واژه "موسیقی اصیل" چشم بپوشیم. آنچنان که به ذهن من می رسد هیچ مرجعی برای اطلاق یا تایید "اصالت" یک اثر نمی توان یافت و با توجه به مواردی که پیشتر اشاره کردم واژه "اصالت" گنگ است هر کس به تناسب روحیات و تربیت و خلقیاتش به یک موسیقی علاقه مند می شود. در حقیقت واژه اصالت است که بر مبنای انسان می چرخد نه برعکس. من این سوال را در ذهنم داشتم ولی پاسخ قطعی برایش نمی یافتم. از مجموع سخنان دوستان نتیجه بالا را گرفتم. حاجی با این "هدایت" می خوای ما رو چوب کاری کنی؟! (۰۱-آبان-۸۷ ۰۵:۳۵ عصر)Persian_queen نوشته : سبک موسیقی بسیاری از هنرمندانی که جناب صبا نام بردند متاثر از سبکهای غیر ایرانی است و به همین دلیل نمی توانند (ایرانیِ) اصیل به شمار آیند. نگارین بانو من در مورد موسیقی سخن می گویم نه فقط از نوع ایرانیش. لذا ایرانی بودن (به هر آن معنی که در ذهن دوستان است) لزوما معنی اصیل را نمی رساند. ممنون که باز به کلمه ارزش اشاره فرمودید. (۰۱-آبان-۸۷ ۱۱:۳۹ عصر)Naakas نوشته : ای همه کس! 1- واژه ها برای تعریف انتخاب شده اند و کم و بیش می توانند پدیده ها را مشخص کنند.در مورد واژه های «سنتی»، «کلاسیک»، «دستگاهی» درست می فرمایید. چون این واژه ها فنی اند. مشخص اند که یعنی چه. اما "اصیل" نه. خدا وکیلی نه. و بر پایه فرمایش شما واژه غیر فنی مثل اصیل را نباید استعمال نمود. نمره باهوشیم چند؟!! 2- بحث را عالی مطرح کردی. دقیقا همینطور است. ممنون 3- بله. فکر کنم بهتر باشد که یا اصیل خالی استعمال نگردد و یا مرجع اصالتش مشخص گردد: موسیقی اصیل ایرانی موسیقی اصیل پاپ موسیقی اصیل جاز و ... |
|||
|
|
شماره : #299
|
|||
|
|||
|
RE: نغمه ها ، ترانه ها و خاطره ها
نفس مي زند موج
نفس مي زند موج ساحل نمي گيردش دست پس مي زند موج فغاني به فرياد رس مي زند موج من آن رانده مانده بي شكيبم كه راهم به فرياد رس بسته دست فغانم شكسته زمين زير پايم تهي مي كند جاي زمان در كنارم عبث مي زند موج نه در من غزل مي زند بال مه در دل هوس مي زند موج رها كن رها كن كه اين شعله خرد چندان نپايد يكي برق سوزنده بايد كزين تنگنا ره گشايد كران تا كران خار و خس م يزند موج گر اين نغمه اين دانه اشك درين خاك روييد و باليد و بشكفت پس از مرگ بلبل ببينيد چه خوش بوي گل در قفس مي زند موج "فریدون مشیری" اجرای حضرت شجریان است با جناب فرهاد فخرالدینی و چه زیبا این شعر در قالب ترانه آورده اند. آنگونه که دریافتم بدلیل مسائل بین این دو بزرگوار این آلبوم منتشر نشده. دریافت |
|||
|
|
۰۶-آبان-۸۷, ۰۵:۳۳ عصر
(آخرين ويرايش ارسال در: ۰۶-آبان-۸۷ ۰۵:۳۳ عصر توسط moosa.)
شماره : #300
|
|||
|
|||
RE: نغمه ها ، ترانه ها و خاطره ها
(۰۶-آبان-۸۷ ۰۸:۲۴ صبح)صبا نوشته : نفس مي زند موج درود ای صبا! این را نشنیده بودم. دمت گرم! ![]() راستی اگر باز هم از این ناشنیده ها آپلود کنید سپاسگزار می شوم. ولی ای کاش این قطعه، کیفیت بالاتری داشت. |
|||
|
|
جستجو
ليست کاربران
تقويم
راهنما
بازی ها
موضوعات مشترك شده





) شاید زمانی برای جدا کردن موسیقی خودمان از موسیقیای که با نام پاپ یا جاز و ... وارد ایران شد واژهی «سنتی» را به آن چسباندیم، غافل از اینکه بعدها ممکن است به خاطر این نامگذاری گمان شود این موسیقی ناتوان از حرکت به جلو است. شاید بعد واژهی اصیل را جایگذینش کردند. که باز ممکن است ضعفهایی داشته باشد. چیزی که مهم است این است که ما نوعی موسیقی ایرانی دارم که با تکیه بر آن میتوانیم پیشرفت هم کنیم. بر خلاف دید امیر من ورود سازهای جدید به موسیقی و آزمون خطا کردن را مفید میدانم. گرچه برای نمونه ویلون را در موسیقی ایرانی دوست ندارم ولی نباید از حق گذشت که پرویز یاحقی با سازی غربی واقعا ایرانی میزد و به راحتی میتوان آثار او را در دامنه موسیقی ایرانی دانست.
