|
نغمهها ، ترانهها و خاطرهها ( 2 )
|
|
شماره : #401
|
|||
|
|||
RE: نغمه ها ، ترانه ها و خاطره ها
(۰۴-دي-۸۵ ۱۲:۳۹ عصر)صبا نوشته : نی نوا با توجه به اینکه لینک پیشین از کار افتاده بود حیفم آمد دوباره این شاهکار را اینجا نیاورم دریافت و اما شور و تاسف: شور بابت زیبایی بیش از حد این اثر و تاسف از بابت اینکه این نازنینان هنر دوست متذهب خیلی با فهم چنین موسیقی را برای کیان به کار می برند. جناب علیزاده شاید در خفا با شنیدن این قطعات در صدا و سیما موهای مبارک را .... ای ایران غمت سر رساد! |
|||
|
|
۲۴-آذر-۸۷, ۰۷:۴۵ عصر
(آخرين ويرايش ارسال در: ۲۴-بهمن-۸۷ ۱۱:۲۷ عصر توسط پاکدل.)
شماره : #402
|
||||
|
||||
|
مصاحبه ای دیدم با جناب تورج نگهبان، ترانه سرای پیش از انقلاب. گوش کردن به خاطرات آن دوران!
از اینجا می توانید ببینیدش |
||||
|
|
شماره : #403
|
|||
|
|||
RE: نغمه ها ، ترانه ها و خاطره ها
(۲۴-آذر-۸۷ ۱۰:۰۷ صبح)صبا نوشته : یکی از دوستان دیروز یک آلبوم بنام "عشق سرعت" از گروهی/ فردی بنام کیوسک بهم داد. کسی هست که اطلاعاتی در موردش داشته باشد؟'کیوسک' اولین گروه زیرزمینی ایرانی بود که آلبومش منتشر شد اين آلبوم هم مربوط به همين گروه كيوسك هست كه در حقيقت دومين آلبوم اين گروه مي باشد پس از انتشار موفقیتآمیز نخستین آلبوم این گروه با نام آدم معمولی، كیوسك تصمیم گرفته مضامین اجتماعی و سیاسی ترانهها و عادتهای ریاكارانه در جامعه ایران را در این آلبوم نیز ادامه دهد. روی جلد این آلبوم اخطاری با این مضمون «اولیا محترم، اخطار، اشعار مبتذل» درج شده است. قطعه ویژه این مجموعه آهنگ و ترانه «عمو اسدالله» است كه ترانه آن مبتنی بر دیالوگهای رمان داییجان ناپلئون نوشته ایرج پزشكزاد است و این قطعه در حقیقت ادای دینی به این اثر ماندگار است. ترانهها همان زبان و كلماتی را به كار میبرند كه در فضای امروز تهران تبدیل به عادت شده است . بهزاد بلور از بي بي سي مصاحبه ايي رو با يكي از اعضاي اين گروه انجام داده بود كه متنش رو من براتون مي گزارم بهزاد بلور : "کيوسک"، گروه زيرزمينی ايرانی، این هفته اولین آلبومشون را در کانادا به بازار عرضه کردن. سبک موزيکشون راک ملايمه، متن ترانه هاشون به فارسی کوچه بازاریه (به جای فارسی سلیس یا عرفانی) به همراه تیغ تیز انتقاد و چاشنی طنز. شرکت جدید بمآهنگ در کانادا نشر آلبومهای زیرزمینی راک ایرانی رو شروع کرده و آلبوم " آدم معمولی" گروه کیوسک اولین آلبوميه که این شرکت بیرون داده ( دم بابک، موسس شرکت گرم). تولد کیوسک! با آرش یکی از اعضای اصلی و قدیمی این گروه، یک مصاحبه انجام دادیم و در مورد آلبوم جدیدشون به اسم "آدم معمولی" حرفهایی زدیم . آرش: این گروه 17-18 سال پیش در یک روز نامشخص تشکیل شد. مثل شکل گیری خیلی از گروهای دیگه، یک سری آدم خوره دوره همدیگه جمع شدن، با همدیگه زندگی کردن، ساز زدن و کم کم تبدیل شدن به یک گروه! نکته جالب در مورد گروه کیوسک اینه که هیچوقت اعضای ثابتی نداشته، همیشه آدمها در حال ملحق شدن و جدا شدن بودن. ولی نکته اشتراک همه این آدمها علاقشون به موسیقی و نواختن بوده و هست. بهزاد: قضیه این اسم " کیوسک" چیه؟ آرش: در زمانی نه چندان دور، ساز دست گرفتن تو شهرخیلی مشکل بود. یک جورایی جرم بود و باعث می شد که بهت گير بدن. ما هم یک عده آدمی بوديم که علاقه شدیدی به نواختن داشتیم و همیشه منتطر بودیم که خونه یکی خالی بشه و باهم بریم اونجا و ساز بزنیم. مدتی که ما دور همدیگه بودیم، هر جایی که بودیم، اونجا می شد کیوسک ما. از همه چیز دنیا جدا می شدیم و اونجا می شد مثل یک معبد. این کیوسک، متحرک بود (یعنی خونه این و اون بود!) و آدمهاش هم عوض می شد، بعضیها عروسی می کردن، بعضیها می رفتن خارج، ولی فصل پیوند همه ماها این کیوسکه بود که واسه خودش یک مکتبی شده بود. بهزاد: متوسط سنی گروهتون چقدره؟ آرش: بین 25 تا 34 کیوسک وارد می شود! بهزاد: چی شد که سرانجام گروه کیوسک بعد از اینهمه "کیوسک" عوض کردن به فکر عرضه آلبوم افتاد؟ آرش: از اول تصمیم نداشتیم که کارمون رو بصورت آلبوم عرضه کنیم، ولی در سفری که اخیرا به اونور آب (کانادا) داشتم، دوستهای موسیقی دان ما این آهنگها را گوش کردن و با همدیگه یک دستی به سر و گوششون کشیدیم . بعد یکسری آهنگ هم اونجا ضبط کردیم و تشخیص دادیم که این آهنگها قابلیت آلبوم شدن را دارن. اینجوری شد که آلبوم، ضبط و پخش شد. بهزاد: آلبوم بیرون دادن در خارج از ایران باید کار سختی باشه، اونهم برای یک گروه تازه کار و کیوسکی؟ آرش: آره، مخصوصا با این سیستم توزیعی که وجود داره که بیشتر کارهای تجاری رو نشر می کنن و کسی به فکر معرفی گروهها و کارهای جدید نیست. بهزاد: بریم سراغ آهنگها. این آهنگ " روزمرگی" مربوط به چه زمانی از زندگی می شه؟ به نظر می رسه خیلی بهت فشار اومده که اینهمه انتقاد کردی! آرش: مربوط به دورهای از زندگی هست که بصورت دست جمعی زندگی می کردیم و روزمرگی غلبه کرده بود به آرمانخواهی که آدم باید داشته باشه و دنبال چیزایی فراتر از اتفاقات روزمره زندگی باشه. این روزمرگی بر تمامی زندگیمون غلبه کرده بود و ما هم بیشتر خودمون به این روزمرگی دامن می زدیم، مثلا یک سریال بیمزه تلویزیونی میتونست روی فرهنگ جامعه تاثیر بگذاره و فرهنگ سازی بکنه ولی یک سری آدم فرهنگ ساز اصلا صداشون به هیچکس نمی رسید. این روزمرگی خیلی اذیت می کرد و ماها هم کاری در موردش نمی کردیم و روز به روز توش غرق میشدیم. بهزاد: یک آهنگ جالبه دیگه در آلبوم شما آهنگ "زوربای ملایری" است که فکر کنم الهام گرفته از فیلم قدیمی "زوربای یونانی" است که آنتونی کویین توش بازی کرده. داستان این آهنگ چیه؟ آرش: " زوربا " بودنش بخاطر سبک آهنگه و " ملایری" بودنش به خاطر ارادت خاصیه که به بچه های ملایر داریم! ولی کلا همیشه سعی کردیم درآهنگهامون یک لگدی بندازیم و کمی متفاوت باشیم. این آهنگ سبکش مثل بقیه آهنگهای آلبومه و در مورد ارزشهای بدی هست که داریم به دست خودمون در جامعه غالب میکنیم و حواسمون نیست که چقدر داریم از ارزشهای واقعی دورمی شیم و چه جوری یک مشت آدم الکی خوش و بی درد دارن ارزشهای خودشون (مثل ماشین فلان داشتن یا یکجور خاص حرف زدن و لباس پوشیدن) را الگو می کنن، مخصوصا برای آدمهایی که ازاول می خواستن یک جوره دیگه زندگی کنن. بهزاد: راجع به آهنگ "جاده" واسمون بگو؟ آرش: این آهنگ با جمله "جاده خوشبختی در دست تعمیره" شروع می شه و ازتقدیرومشیت می گه و گلایه می کنه از اینکه این جاده ای که ما دنبالش هستیم، خودش بسته هست و باید برگشت و یک جاده دیگه را پیدا کرد. به یک سری داستانهای شخصی که واسه خوده من اتفاق افتاده هم میپردازه و مخلوطی از یاس، امید و طنزه! بهزاد: چه برنامه هایی واسه آینده دارین؟ آرش: سعی داریم که شروع کنیم این ور اونور کنسرت دادن و تا آدمها بیشتر با کارهامون آشنا بشن و باهاشون ارتباط برقرار کنیم، البته همه اینها بستگی داره که چقدر از این آلبوم جديد استقبال بشه. نتیجه بنظر من، (بهزاد) نشر آلبوم " آدم معمولی " قدم خیلی مثبتیه برای مطرح شدن کارهای زیرزمینی ایرانی. امیدوارم که شرکت بمآهنگ این کار رو ادامه بده. تنها اشکال من به کار گروه کیوسک شباهتشون به کارهای گروه Dire Straight هستش ( مثل زمزمه نزدیک میکروفن و صدای نتهای پراکنده گیتار در زمینه) که هر دوست خارجی ای که این آهنگها رو شنید فکر کرد که اون گروهه که به فارسی آهنگ پر کرده. ولی شعرها حرف نداره و آرزوی موفقیت براشون داریم. ای خدای دانا ،بااندیشه نیک نزد تو می آیم ، مرا از راه راستی و درستی ،نیکی و بهره هردو هستی ،تنی و مینوی را ارزانی دار تا یارانم را به آسایش برسانم . هات28بند2 |
|||
|
|
|
۲۶-آذر-۸۷, ۰۳:۲۳ عصر
(آخرين ويرايش ارسال در: ۲۹-آذر-۸۷ ۰۱:۴۰ عصر توسط Amir.)
شماره : #404
|
|||
|
|||
|
.
درود ،
« مـحـمـدرضــا شـجــریـــان »
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ « ناز لیلی » غمت در نهانخانهی دل نشیند ؛ به نازی که لیلی به محمل نشیند ؛ مرنجان دلم را که این مرغ وحشی ؛ ز بامی که برخاست، مشکل نشیند ... ( تصنیف سهگاه ، ساختهی « محمدرضا لطفی » با تنظیم « جواد معروفی » بر غزل « طبیب اصفهانی » ، "گلهای تازه" شمارهی ۱۴۷ ) .............................. « شمع و پروانه » شبی یاد دارم که چشمم نخفت ؛ شنیدم که پروانه با شمع گفت ؛ که من عاشقم، گر بسوزم رواست ؛ تو را گریه و سوز و زاری چراست ... ( تصنیف شور ، ساختهی « مرتضی نیداود » با تنظیم « فرامرز پایور » بر شعر « سعدی » ، "گلهای تازه" شمارهی ۱۵۸ ) .............................. « گریهی مستی » گریه را به مستی بهانه کردم ؛ شکوهها ز دست زمانه کردم ؛ آستین چو از دیده برگرفتم ؛ سیل خون به دامان روانه کردم ... ( تصنیف سهگاه ، ساختهی « عارف قزوینی » ، کنسرت "افتخار آفاق" ) .............................. « جوانی » ای غم بگو با جوانیم چه کردی ؛ دارم به دل صد آرزو، با جوانیم چه کردی ... ( تصنیف سهگاه ، ساختهی « همایون خرم » بر شعری از « رضا جنتی عطایی » ، از مجموعهی "یک شاخه گل" ) .............................. « گریلی » شبی مجنون به لیلی گفت که ای محبوب بیهمتا ؛ تو را عاشق شود پیدا، ولی مجنون نخواهد شد ... ( تصنیف شور ، ساختهی « فرامرز پایور » ، "گلهای تازه" شمارهی ۱۶۶ ) .............................. « شراب ناسازگار » شراب ناسازگارم چرا با من ساز نمیشه ؛ نگار ناپایدارم چرا با من یار نمیشه ... ( تصنیف شور ، ساختهی « علیاکبر شیدا » ، تور اروپا ۱۹۹۷ ) .............................. « افتخار آفاق » افتخار همه آفاقی و منظور منی ؛ شمع جمع همه عشاق به هر انجمنی ؛ به سر زلف پریشان ِ تو، دلهای پریش ؛ همه خو کرده چو عارف به پریشانسخنی ... ( تصنیف سهگاه ، ساختهی « عارف قزوینی » ، کنسرت "افتخار آفاق" ) .............................. « هزاردستان » هزاردستان به چمن، دوباره آمد به سخن ؛ که ای خسته از رنج ِ دی، ببین جشن گلهای من ... ( تصنیف چهارگاه ، ساختهی « محمدعلی امیرجاهد » بر شعری از خویش ) .............................. « مژدهی صبا » مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد ؛ هدهد خوشخبر از طرف سبا بازآمد ... ( تصنیف ماهور ، ساختهی « فرامرز پایور » بر غزل « حافظ » ، "گلهای تازه" شمارهی ۱۸۵ ) .............................. « میهن » ایران خورشیدی تابان دارد ؛ با جان پیوندی پنهان دارد ؛ مهرش جاویدان با دل پیمان دارد ؛ دل پاس ِ پیمان دارد تا جان دارد ... ( تصنیف چهارگاه ، ساختهی « حسین علیزاده » بر شعری از « ا. سپهر » ) .............................. « مرا عاشقی شیدا » مرا عاشقی شیدا، فارغ از دنیا، تو کردی ؛ مرا عاقبت رسوا، مست و بیپروا، تو کردی ؛ نداند کس جانا چه کردی ؛ چهها کردی با ما، چه کردی ... ( تصنیف سهگاه ، ساختهی « علی تجویدی » بر شعری از « منیره طاها » ، اجرای خصوصی ) .............................. « گل باغ آشنایی » ز دو دیده خون فشانم زغمت شب جدایی ؛ چه کنم که هست اینها گل باغ آشنایی ... ( تصنیف همایون ، ساختهی « فرهاد فخرالدینی » بر غزل « عراقی » ، "گلهای تازه" شمارهی ۱۲۵ ) .............................. « تو بمان » چه محفلآرایی، چه شیرینسخنی ؛ نمیکنم باور که مهمان منی ؛ نمیکنم باور که با خندهی خود ؛ سکوت سنگین را چنین میشکنی ... .............................. « کوچهسار شب » در این سرای بیکسی، کسی به در نمیزند ؛ به دشت پرملال ِ ما، پرنده پر نمیزند ... ( تصنیف دشتی ، ساختهی « محمدرضا لطفی » بر شعری از « هوشنگ ابتهاج » ، "برگ سبز" شمارهی ۲۱۶ ) .............................. « نامه » ای که دور از تو چون مرغ پرشکستهام ؛ بیتو در باغ غم منتظر نشستهام ؛ مینویسم امشب از صفای دل ؛ نامهای پرآرزو برای تو ؛ که به دیدنم بیا ؛ دور از این بهانهها ... .............................. « رزم مشترک » همراه شو عزیز؛ تنها نمان به درد ؛ کاین درد مشترک، هرگز جدا جدا درمان نمیشود ؛ دشوار زندگی، هرگز برای ما، بی رزم مشترک آسان نمیشود ... ( تصنیف چهارگاه ، ساختهی « پرویز مشکاتیان » بر شعری از « برزین آذرمهر » ، "چاووش" شمارهی ۷ ) ( گفتهاند که این شعر، در حقیقت سرودهی خود مشکاتیان است و آذرمهر نامی است مستعار. ) .............................. « پروانه شو » حیلت رها کن عاشقا، دیوانه شو، دیوانه شو ؛ و اندر دل ِ آتش درآ، پروانه شو، پروانه شو ... ( تصنیف اصفهان ، ساختهی « حسین علیزاده » بر غزل « مولوی » ، کنسرت لندن ۲۰۰۳ ) ( تصنیف البته کامل نیست. ) .............................. « شبنورد » شب است و چهرهی میهن سیاهه ؛ نشستن در سیاهیها گناهه ... ( تصنیف دشتی ، ساختهی « محمدرضا لطفی » بر شعری از « اصلان اصلانیان » ، "چاووش" شمارهی ۲ ) -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
۱. درود دوستان ! ۲. این تکپُست برای آنکه زیاد هم از دوری ِ ما سختی نبینید! ![]() ۳. شماری از تصنیفها را پیش از این حتماً شنیدهاید و بعضی را هم احتمالاً نه. اما به هر حال هیچ یک از آنها به صورت رسمی منتشر نشدهاند و همین بهانهای است برای به اشتراک گذاشتن همهشان. ۴. ![]() . |
|||
|
|
شماره : #405
|
||||
|
||||
|
|
||||
|
|
شماره : #406
|
||||
|
||||
|
عجیب افتادم تو خط این آهنگایی جدید که از دسته بیل و سشوار گرفته تا دل ِ شکسته ی معشوق رو میارن تو ترانه شون
فک کنم دیگه از دست رفتم ![]() |
||||
|
|
|
شماره : #407
|
|||
|
|||
RE: نغمه ها ، ترانه ها و خاطره ها
(۲۵-آذر-۸۷ ۱۰:۵۰ صبح)j.j نوشته : 'کیوسک' اولین گروه زیرزمینی ایرانی بود که آلبومش منتشر شد j.j جان از لطفت ممنونم. در راستای اینکه اینجانب بعنوان یک پیرمرد قصد دارم که سبک های جدید را هر طوری شده وارد این نغمه ها بکنم و در این راه به یاری شما عزیزان نیاز دارم و نیز در راستای مبارزه با استکبار جهانی دیگر پیرمردها که فقط و فقط با ساز و آواز و تصنیف به سمت فضا می روند اینجانب از شما و کلیه شباب اهل گزاره خواهشمندم که وارد گود شوید و بطور مثال شما همین آلبومهای کیوسک را همینجا برای استماع علاقمندان آپلود بفرمایید. |
|||
|
|
|
شماره : #408
|
|||
|
|||
RE: .
(۲۶-آذر-۸۷ ۰۳:۲۳ عصر)Amir نوشته : ۱. درود دوستان ! حاجی 1- من مانده ام که آدم چقدر باید خوشتیپ باشد که نیاید و نیاید بعد با یک پستش هفت هشت نفر ازش تشکر کنند؟!! 2- تشکر جواب نمی داد گفتم علیکی به سلامت بدهم 3- تو خوبی، تو از آبهای گرم جنوبی!! |
|||
|
جستجو
ليست کاربران
تقويم
راهنما
بازی ها
موضوعات مشترك شده





