|
پرسونا(اینگمار برگمان-1966)
|
|
۲۶-فروردين-۸۸, ۱۱:۵۸ صبح
(آخرين ويرايش ارسال در: ۲۶-فروردين-۸۸ ۱۲:۰۰ عصر توسط Orphée.)
شماره : #1
|
|||
|
|||
|
پرسونا(اینگمار برگمان-1966)
پرسونا(اینگمار برگمان-1966)
فیلمنامهنویس و کارگردان: اینگمار برگمان مدیر فیلمبرداری: سون نیکوست موسیقی: لارس یوهان ورل بازیگران: بیبی اندرسون : آلما لیو اولمان : الیزابت وگلر گونار بیورنشتراند محصول 1966-سیاه وسفید- سوئد از ابدیت بر دل ما رازیست که هیچ زبانی آنرا نخواهد گفت از عشق بر دل ما غمی است که هیچ معشوقی را بر آن راهی نیست از هستی در تن ما گنجی است که پس از مرگ خاک تیره از آن توانگر میشود |
|||
|
|
۳۱-فروردين-۸۸, ۱۱:۱۶ صبح
(آخرين ويرايش ارسال در: ۳۱-فروردين-۸۸ ۱۱:۲۸ صبح توسط zaagato.)
شماره : #2
|
|||
|
|||
به: پرسونا(اینگمار برگمان-1966)
(۲۶-فروردين-۸۸ ۱۱:۵۸ صبح)Orphée نوشته : پرسونا(اینگمار برگمان-1966) (۰۷-شهريور-۸۵ ۰۱:۲۱ عصر)Orphée نوشته : پویان عزیز ، این امید مایل است دراین باره سخن بگوید . اتفاقا بسیار هم اشتیاق دارد ، اما شوربختانه این روزها کمتر فرصت می کند تا به تالار سر بزند و در این باره بنویسد . ( بگذریم که مدتی هم هست ، سرعت خطوط اینترنت در اینجا بسیار پایین آمده و گشودن جستارها برای من در حد به یاد آوری گناهان کبیره ی گذشته ام شده است . ) چيزي براي افزودن هست؟ خون ميچكد اينجا هنوز از زخم ديرين تبر ها |
|||
|
|
|
شماره : #3
|
|||
|
|||
|
به: پرسونا(اینگمار برگمان-1966)
"من پرسونا را بارهای بار دیدهام، و هر بار به چشم من فیلمی تازه آمده است. این فیلم مثل هر اثر هنری راستین به ما امکان میدهد تا با دنیای ویژهاش رابطه بسازیم. این است که هر بار که آن را میبینیم تاویلی تازه از آن به دست میآوریم".
تاركوفسكي نگاه شما به "پرسونا" چگونه است؟ |
|||
|
|
|
۳۱-فروردين-۸۸, ۱۱:۳۶ صبح
(آخرين ويرايش ارسال در: ۳۱-فروردين-۸۸ ۱۱:۳۹ صبح توسط Orphée.)
شماره : #4
|
|||
|
|||
RE: به: پرسونا(اینگمار برگمان-1966)
(۳۱-فروردين-۸۸ ۱۱:۱۶ صبح)zaagato نوشته : چيزي براي افزودن هست؟ بدیهی است که هست. چیز که چه عرض کنم، چیزها. اگر در این مدت چیزی ننوشتهام، برای این است که دُنبال فرصتی می گشتم تا بار دیگر فیلم را ببینم. بالاخره باید هر چند ماه یک بار بهانهای برای دیدار با پرسونا جستجو کرد. هرچند انصافا دیدن آن بهانه نمی خواهد. به نظرم شاید بشود همان پروسهای را که برای بزرگراه گمشده در مرحوم گفتمان طی کردیم، در اینجا هم تجربه کرد. در هر صورت برای وارد شدن به بحث پرسونا، راههای زیادی را پیش رو داریم. |
|||
|
|
|
شماره : #5
|
|||
|
|||
|
به: پرسونا(اینگمار برگمان-1966)
نخير خبري نيست!
تلاشم براي "باز كردن زبان" اميد هم ثمري نداشت. پرسشم را تكرار ميكنم. (۳۱-فروردين-۸۸ ۱۱:۲۷ صبح)zaagato نوشته : نگاه شما به "پرسونا" چگونه است؟ رازآلودگي اين فيلم را در چه ميدانيد؟ تمايلتان هنگام به تماشا نشستناش به واكاوي آنست يا دريافتي همسو با خطّ روايي فيلم؟ روي پرسشم در مرتبهي نخست به سوي تشكّر كنندگان و نظرسنجي شوندگان است. |
|||
|
|
|
شماره : #6
|
||||
|
||||
![]() از مجله روان شناسی و هنر شماره 4 و 5 - نوشته نگین اثباتی |
||||
|
|
شماره : #7
|
||||
|
||||
|
من بعنوان اولين تجربه از برگمن فيلم چشمه باكره رو ديدم و چقدر زيبا و انساني بود اينفيلم. مقايسه كنيد با آشغالي بنام آخرين خانه سمت چپ كه از روي آن درست شده...
پرسونا را بزودي خواهم ديد و در باره اش مي نويسم.... |
||||
|
|
|
شماره : #8
|
|||
|
|||
|
به: پرسونا(اینگمار برگمان-1966)
خُب شروع کنیم:
![]() در ابتدا شاید اشاره به یک نکته بد نباشد(نکتهای که در صورت نیاز با تعمیم بخشیدن به آن به باقی آثار برگمان و در نگاه کلیتر سینما، می توانیم یک بار دیگر کارکردهای آن را نیز مورد بازبینی قرار دهیم.) و آن استفادهی پُررنگ برگمان از نمای نزدیک است. نماهای نزدیکی که در غالب آنها تنها چهرهی شخصیت ها، آن را پر می کنند. در واقع ما با نماهایی رو به رو هستیم که تاکیدشان بر میمیک صورت و دگرگونی های شکل گرفته در اجزای آن است. و این دُرست همان انتخابی است که برای چنین فیلمی باید برگزید. زمانی که فیلم تمرکزش را بر دغدغههای درونی شخصیتها بنا می کند، عنصر نشانهگذار بیرونی می تواند سودجویی از نماهایی این چنینی برای نشان دادن حالاتی است که پرسوناژهای داستان از سر می گذرانند. با این منطق است که فیلم مملو است از کلوزآپهایی که از اولمان و اندرسون به بیننده داده می شود. کلوزآپهایی که بسته به روندی که روایت طی می کند، موتیفی از میمیکهای رفتاری را در برابر ما قرار می دهد که می توانیم بر مبنای آن، سیر روایت را بررسی کنیم. |
|||
|
|
۰۶-آذر-۸۸, ۰۸:۴۹ عصر
(آخرين ويرايش ارسال در: ۰۶-آذر-۸۸ ۰۸:۵۱ عصر توسط zaagato.)
شماره : #9
|
|||
|
|||
به: پرسونا(اینگمار برگمان-1966)
(۲۱-آبان-۸۸ ۱۰:۴۸ صبح)Orphée نوشته : در ابتدا شاید اشاره به یک نکته بد نباشد(نکتهای که در صورت نیاز با تعمیم بخشیدن به آن به باقی آثار برگمان و در نگاه کلیتر سینما، می توانیم یک بار دیگر کارکردهای آن را نیز مورد بازبینی قرار دهیم.) و آن استفادهی پُررنگ برگمان از نمای نزدیک است. نماهای نزدیکی که در غالب آنها تنها چهرهی شخصیت ها، آن را پر می کنند. در واقع ما با نماهایی رو به رو هستیم که تاکیدشان بر میمیک صورت و دگرگونی های شکل گرفته در اجزای آن است. و این دُرست همان انتخابی است که برای چنین فیلمی باید برگزید. زمانی که فیلم تمرکزش را بر دغدغههای درونی شخصیتها بنا می کند، عنصر نشانهگذار بیرونی می تواند سودجویی از نماهایی این چنینی برای نشان دادن حالاتی است که پرسوناژهای داستان از سر می گذرانند. با این منطق است که فیلم مملو است از کلوزآپهایی که از اولمان و اندرسون به بیننده داده می شود. کلوزآپهایی که بسته به روندی که روایت طی می کند، موتیفی از میمیکهای رفتاری را در برابر ما قرار می دهد که می توانیم بر مبنای آن، سیر روایت را بررسی کنیم.] و نماهايي كه جاي هم را ميگيرند... |
|||
|
|
|
شماره : #10
|
|||
|
|||
|
به: پرسونا(اینگمار برگمان-1966)
چرا "پرسونا" فیلم ِ محبوب توست؟! .... آنقدر پرسش به نظرم غریب آمد که یک آن ماندم چه باید بگویم ... چرا تا به حال اینطور با این سوال رو به رو نشده بودم؟! چرا همیشه می دانستم که دوست داشتنی است و هیچوقت اینطور تحلیلی به سراغ آن نرفته بودم ... و حتی هنوز هم انگار نمی دانم ... شاید؟!
|
|||
|
|
جستجو
ليست کاربران
تقويم
راهنما
بازی ها
موضوعات مشترك شده






![[تصوير: dyas2f.jpg]](http://i42.tinypic.com/dyas2f.jpg)
![[تصوير: 2169005536_8ce7d3c5bb.jpg?v=0]](http://farm3.static.flickr.com/2092/2169005536_8ce7d3c5bb.jpg?v=0)